شهرهای گیلان برای اهالی مناطق گرم و شهر های خشک معمولا زیباست . چشم از دیدن طبیعت سبز و جلوه های ویژه این سر سبزی اشباع می شود و چنانکه روانشناسان گفته اند این رنگ موجب تمدد اعصاب نیز می گردد.

هوای پاک و مرطوب انجا باعث می گردد تا راحت تر تنفس کنیم و خصوصادور بودن از عارضه های ناشی از زندگی در تهران یعنی سروصدای اضافه و دود خود نعمتی بزرگ است که نصیب شمالیها شده است.

مردم شهرهایی که دیدیم ( رشت - فومن - ماسوله - انزلی و لاهیجان) چندین ویژگی مشترک داشتند:

۱- می خواستند از همه کار آدم سر در بیاورند. از کجا آمده ای؟ کجا می روی؟ کارت چیست؟ و . . .

۲- نسبت به تهرانی ها با بد بینی و گاه حس انتقام جویانه ( البته نه با خشونت ) و تلافی گرانه عمل می کردند. گویی که مدیران کشور همگی تهرانی  هستند و حق پدران و نیاکانشان را از طریق مکیدن خون و در شیشه کردن آن خورده اند.

۳- نداشتن ماشین یا محل اقامت که البته از پرسشهای فراوان آن را کشف می کردند موجب می شد تا رفتاری نشان دهند که در مورد هدف و نیت آن احساسی دوگانه به انسان دست می داد:

- می خواهند گامی در جهت کمک و حل مشکلتان بردارند.

- شما را به چشم اسکناس می بینند که فرصتی برای به چنگ آوردنش بدست آورده اند.

۴- در هیچ موردی مواجه با آدرس دادن غلط یا اشتباه راهنمایی کردن عمدی که در بعضی ازشهرهای دیگر سراغ دارم ندیدم . این بسیار کمک حال بود.

۵ - رانندگی آنها افتضاح است و صد البته مانند رانندگان تهرانی خود را از مادر دنیا نیامده راننده حرفه ای می دانند .

همچنین نگاه  کنید به:

سفر به گیلان 1

سفر به گیلان 2

سفر به گیلان 4