سفر به گیلان 3
هوای پاک و مرطوب انجا باعث می گردد تا راحت تر تنفس کنیم و خصوصادور بودن از عارضه های ناشی از زندگی در تهران یعنی سروصدای اضافه و دود خود نعمتی بزرگ است که نصیب شمالیها شده است.
مردم شهرهایی که دیدیم ( رشت - فومن - ماسوله - انزلی و لاهیجان) چندین ویژگی مشترک داشتند:
۱- می خواستند از همه کار آدم سر در بیاورند. از کجا آمده ای؟ کجا می روی؟ کارت چیست؟ و . . .
۲- نسبت به تهرانی ها با بد بینی و گاه حس انتقام جویانه ( البته نه با خشونت ) و تلافی گرانه عمل می کردند. گویی که مدیران کشور همگی تهرانی هستند و حق پدران و نیاکانشان را از طریق مکیدن خون و در شیشه کردن آن خورده اند.
۳- نداشتن ماشین یا محل اقامت که البته از پرسشهای فراوان آن را کشف می کردند موجب می شد تا رفتاری نشان دهند که در مورد هدف و نیت آن احساسی دوگانه به انسان دست می داد:
- می خواهند گامی در جهت کمک و حل مشکلتان بردارند.
- شما را به چشم اسکناس می بینند که فرصتی برای به چنگ آوردنش بدست آورده اند.
۴- در هیچ موردی مواجه با آدرس دادن غلط یا اشتباه راهنمایی کردن عمدی که در بعضی ازشهرهای دیگر سراغ دارم ندیدم . این بسیار کمک حال بود.
۵ - رانندگی آنها افتضاح است و صد البته مانند رانندگان تهرانی خود را از مادر دنیا نیامده راننده حرفه ای می دانند .
همچنین نگاه کنید به:
رامبد باران دوست هستم.