سفر به زمان - بازدید از موزه ( تماشاگه ) زمان - 5
۱- حضور مهندس دالکی و ساعت آفتابی وی


۱- حضور مهندس دالکی و ساعت آفتابی وی





اما علاقمند بودم که اگر برنامه تمدید شد در آن شرکت نمایم .
دیروز محبت کردند و مرا با خبر نمودند که قرار است تا سومین دوره ساعتهای آفتابی در موزه ( تماشاگه ) زمان برگزار گردد.
بهانه ای خوب برای فرار از روزمرگی , دیدار از تماشاگه زمان و آشنایی با ساعتهای آفتابی .
در چند پست به این دیدار خواهم پرداخت :
دو فیلم " دو خواهر " و " کتاب قانون " را دیدم .
دو خواهر : داستانی بی کشش که تلاش نموده از ته مایه طنز و حضور چهره های جوان پسند برای جذب مخاطب استفاده نماید . دوخواهر نمایش داستان پسری است که با کلاه برداری از یک نقاش و فروش تابلوهای وی از طریق کلاه گذاشتن بر سر خانواده هایی که تازه عزیزی را از دست داده اند می باشد . او در یکی از این خلافکاریهایش با دو خواهر آشنا می شود و دلداده آنها و تلاش می کند با ایشان ازدواج کند .
در مجموع آن را نپسنددیدم . بیشتر لوس بازی بود تا یک هنرنمایی سینمایی.
کتاب قانون هم از ته مایه طنز ( که گاه طنز سیاه می شود ) بهره برده است . داستان رزمنده ای است که با گذشت سالها از پایان جنگ همچنان مجرد مانده و خانواده سنتی وی تلاش می کنند همسری برایش برگزینند . اما او در یک سفر کاری به لبنان دلبسته دختری می شود . با او ازدواج می کند . دختر که تازه مسلمان شده به اجرای صحیح دستورات و تعالیم اسلامی می پردازد که ما در اسلام باوری خود آنها را در روزمرگی خود فراموش کرده و نادیده می گیریم .
داستان به مراتب قوی تر دو خواهر بود و بدون آنکه از سوپر استارهایش کمک بگیرد توانست تاثیر گذار باشد . نتیجه پایانی داستان هم موثر تر از دوخواهر است .
آن را پسندیدم و پیشنها می کنم آن را ببینید .
متن کامل : http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100919628569
ادامه در ادامه مطلب

چشم انداز مرزن آباد :


اولین منظره دریاچه ولشت :
حوالی ۹.۲۰ صبح رسیدم . فوق العاده جالب بود . ساعت کار نمایشگاه ۹ صبح اعلام شده بود اما تا نزدیک های ۱۰ همچنان بسیاری از غرفه ها تعطیل بود . انگار غرفه داران را به بازداشتگاه یا مسلخ می آورند که هم در نمایشگاه شرکت می کنند و هم دیر می آیند و غرفه هایشان تعطیل است .
تا نزدیکی های ۱۱ گشتم . گرما هم کلی مرا خسته و کلافه نموده بود . در همین حال یاد مراکز خرید مالزی افتادم ( سفر به مالزی 38 - مراکز خرید ) که تمامی تلاششان را برای جذب مردم انجام می دهند .
در حین گشت و گذار ایده هایی برای داشتن نرم افزارهایی خاص به ذهنم خطور کرد که ای کاش می توانستم جلوی این ذهن ایده آفرین را بگیرم .
چرا ؟
هر چه گشتم نتوانستم بفهمم که یک نرم افزار مشخص را چگونه بیایبم . پس خیلی شیک و با کلاس رفتم سراغ میز اطلاعات . کمی با اپراتور مربوطه گپ زدم تا بلکه مرا راهنمایی کند . آخرالامر هم که تمام همتش را برای کمک متمرکز نمود سری به کامپیوتر مقابلش زد و با دست گوشه ای را نشان داد . ( لطفا خودتان مقایسه کنید : سفر به مالزي32 – راهنمايي ) برای اینکه کمی خنگی خودم را به ایشان نشان دهم یک نقشه نمایشگاه برداشتم و از او خواستم موقعیت من و آن غرفه را نشان دهد . البته کار بیهوده ای بود چون انگشت اشاره و دست کشیده بیشتر از علامت گذاری روی نقشه کار ساز است!!!!
القصه
به آن غرفه رسیدم
غرفه مربوطه تعطیل بود . ساعت ۱۱۱۵ بود . دیگر دود از کله مان بلند شده بود .
نمی دانم چرا اینقدر پر توقع شده ام . چرا فکر می کنم که در پس نمایشگاه رسانه های دیجیتال باید فهم و شعوری معادل دنیای دیجیتال باشد ؟ چرا گمان می کنم که مردم ایران با سابقه تاریخی چند ده هزار ساله بخشی از تمدن بشر را ساخته اند ؟ نمی دانم چرا تصور می کنم که می توانیم به عظمت و بزرگی جهانگیران ایرانی دست یابیم ؟ نمی دانم چرا تصور می کردم که برای طراحی یک مجموعه باید نیازهای مراجعه کنندگان را پیش از طراحی شناخت و برایش فکر و تدبیری اندیشید و آسایش خاطرشان را فراهم نمود.
سرتان را درد نیاورم .
دست از پا درازتر با تعدادی بروشور ( که برای پرکردن سطل آشغال منزل مناسب بودند ) + خستگی و درماندگی دیدار بی نتیجه از نمایشگاه , سی کار خودمان رفتیم .
البته یاد آن جمله معروف و در اینجا کاملا با معنی افتادم که :
دیجیتالم کجا بود !!!!!!!!!!!!!!!!!!
برگزاری نمایشگاه جمعی از بزرگترین استادان خوشنویسی ایران - تا ۲۳ مهر - ۱۰ صبح تا ۱۹ عصر - موسسه فرهنگی هنری صبا - میدان فلسطین خیابان طالقانی خیابان برادران مظفر ( صبا ) پلاک ۵۳.
فکرش را بکنید که دست بر قضا شما هم همان نزدیکی ها باشید .
فوق العاده بود . توصیه می کنم برای انبساط روح هم شده ولو با خوشنویسی سر و سری نداشته باشید سری به آنجا بزنید .
تازه
آنجا دیدم که استاد بزرگوارم جناب ایرج نعیمایی هم نمایشگاهی را در همین مکان بزودی برگزار خواهند نمود.
دارآباد - ۴ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۵.۵ صبح

هشدار : مراقب باشید که سرما بخورید . چون تنها بهانه معقول و غیر معقول اما قابل استناد برای غیبت کردن در کلاس است . اساتید محترم هم بی خود می کنند غیبت بزنند و کسی را حذف کنند .
یادآوری : همه بادمجانیان یادشان باشد که بیش از اساتید می دانند و به دلایل بی ربط و با دخالت عوامل بیگانه مجبور شده اند به کلاس بیایند . همان که در کنکور قبول شدید یعنی به همه دروس مسلط هستید و دلیلی ندارد که به مزخرفات اونها توجه کنید .
بیدار باش : از رنگ های محرک خصوصا آنها که موجب می شود کمی احساس چیز کنید و واکنشتان چیزکی شود و بعد کمی چیز چیز پیش بیاید حتما اجتناب کنید . مانند رنگ سب.....
بقیه مطالب را هم به مرور خواهیم گفت .