خانم دکتر شهین دخت خوارزمی
.
.
.
خواندن آن مجله ماند تا همین دقیقه
اولین بار نامشان را به عنوان مشاور علمی برنامه های تلویزیونی دیده بودم و بعد ها با کتاب " موج سوم " شان به توان قلمی اشان پی بردم .
افتخار شاگردی شان را در بوتان یافتم و هر از گاهی که به سازمان مدیریت صنعتی سری می زدم ، به بهانه ای ، فقط برای " سلامی " سعی می کردم حضور ایشان برسم .
و
حالا
این نوشته :
" گفتگو با شهیندخت خوارزمی - دیدار با بانوی امید "
خواندم و خواندم تا رسیدم به :
" انگار دور باطلی است که در آن گرفتار مانده ایم . به زحمت و با عشق چیزی را می سازیم ، و سپس با سرعت آن را ویران می کنیم . گره کور توسعه ایران شاید با یافتن پاسخ این پرسش باز شود : چرا آن چه را که دیگری ساخته است ، ویران می کنیم ؟"
![]()
کارمندان ایرانی رتبه سوم تنبل ترین کارمندان جهان را به خود اختصاص داده اند
دزد پنهان منابع انسانی
افزایش وقت ناهار و تلفن ادارات/ کار مفید روزانه فقط 1ساعت و 4دقیقه!
تسلیت شهادت امیرالمومنین
زندگی
سومین وبلاگم – وبلاگ برنامه رادیویی تدبیر
اما سرانجام دست بر دل تاخت و مرز را شکست و سومین وبلاگم را هم راه اندازی نمودم
این وبلاگ ، خاص برنامه رادیویی تدبیر رادیو اقتصاد است که فعلا سردبیری آن را بر عهده دارم .
در ذهن پدر این نوزاد آرزوهایی وجود دارد که به مرور امید فراوان برای تحققش دارم .
اولینش ، دریافت دیدگاه های شما است .
آدرس : http://hrtadbir.blogfa.com/
تفاوت از کجا تا به کجا است ؟
روز سختی و پر کاری را پشت سر گذاشته بودم . از آن روزهایی که انرژی آدم حوالی ساعت ۹-۱۰ شب خاتمه می یابد .
موبایل زنگ خورد . جوانی بود که معلوم شد تمام روز را از طریق رادیو اقتصاد پیگیر کسب شماره ام بوده است . اصرار که باید ببینمتان . حال اینکه شماره را چگونه بدست آورده موضوع دیگری بود ، اما خستگی آن لحظه موجب شد تا بخواهم برای فردا تماسی یا ملاقاتی داشته باشند .
کم کم داشتم تعحب می کردم که چه موضوع مهم و حیاتی است که این همه تلاش را می طلبیده است !
حوالی ظهر روز بعد ، مجددا تماس بر قرار شد . درخواست و اصرار برای ملاقات . خواستم درخواستشان را بگویند تا ببینم اصلا می تمانم کمکی کنم یا نه . چند دقیقه گفتگو انجام شد . هر چه پیش رفتیم ، تعجب که نه ، تاسف من بیشتر می شد و عقل از سرم می پرید . خلاصه کنم درخواست ایشان را که این همه پیگیر بودند :
من دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علوم و تحقیقات سمنانم . کارهای شما را در شرکت ... و رادیو در مورد مدیریت منابع انسانی دیده و شنیده ام . لطفا فایل های پاوریونت تان را بدهین به من . فردا پرزنت دارم . ...... حداقل چند عنوان کتاب مدیریت منابع انسانی به من معرفی کنید .
خدایا
ما کجائیم و ایشان کجایند ؟
یک نامه
دنیای معلمی ، دنیایی عجیب است . دنیایی که در آن با بچه هایتان می خندید ، برایشان گریه می کنید ، بر شیطنتشان نظاره می کنید ، بر نادانیشان صبوری می کنید ، بر اصرارشان بر جهل ناراحت می شوید ، تلاش می کنید تا به شیوه خودتان آنها را برای زندگی در دنیای اینده ، که خود نمی دانید عمری در آن خواهید داشت یا نه ، اماده کنیدشان .
برای این مقصود ،گاه باید با آنها بخندید ، گاه فقط نگاهشان کنید ، گاه باید اخم کنید و دعوا .
اما فقط خدا می داند که در اعماق باطن و دلتان ، خروشی است برای آنکه تمامی این رفتارهایتان از دلسوزی عمیقی است که برای کشورتان و دانشجویانتان دارید .
گاه
می بینید که نمی بینندتان
میفهمید که نمی فهمندتان
می شنوید که نمی شنوندتان
و
. . .
و گاه می خوانید آنچه را بعد از آخرین روز کلاس برایتان می نویسند . همانهایی که روزی با بغضی کودکانه به تصور ظلمی که بر آنها روا داشته اید ، کلاستان را ترک کردند . همه امیدتان این است که روزی آنها برتر از شما شوند تا به وجودشان افتخار کنید و صندوقچه دلتان را با همه غم ها و شادیهایش فقط برای خالق هستی رمز گشایی کنید
و این نوشته یکی از آنها است ، بی نام و نشان اما برای من پر است از نام و نشان :
” سلام خسته نباشید امروز خیلی سعی کردم یه چیزی رو بگم ولی نشد.این ترم ترم عجیب و قشنگی بود اصلا نفهمیدم چه جوری گذشت(خیلی زود گذشت)ولی خوشحالم که خدا خواست که بد تموم نشه و احساس می کنم همه این اتفاقاات الکی نبوده وشاید باید باید یه چیزایی رو می فهمیدم.من در کلاس کارافرینی استاد باران دوست اتفااقات خوب وتلخی رو تجربه کردم که حتما (وقتی بزرگ شدم)هر کجا و در هر شرایطی که باشم با وجود بعضی خاطره هایی که خیلی هم خوب نبود از این کلاس و خاطره هاش به بهترین خاطره ها یاد می کنم .((توی کلاس گاهی اوقات مثل یه معلمی بودید که اخمو و بد اخلاقه که یه خط کش اهنی هم دستش گرفته به شاگردش می گه برو دم سطل اشغالی وایسا دو تا دستات و یه پات روهم بگیر بالا و حرف هم نزن وگرنه… و بعد یه حرفهایی میزدید که بقیه بچه ها هم بهش بخندن و خودتون هم زیر زیرکی به یه حرفای این شاگرده می خندید (مثل معلم کلاه قرمزی) .گاهی اوقات هم مثل مهربون ترین معلم دنیا بودید که صبورانه و با نگاهی مهربون حرف می زدید وهمیشه و حتی موقعی که به هر دلیلی حالتون خوب نبود کاری می کردید که ما مطالب رو بهتربفهمیم و می نشستید و حرف ها و بحث های درست و اشتباه بچه ها رو گوش می کردیدو بعد اروم جواب درست رو می گفتید و وقتی شاگرده اشتباه می کرد می گفتید نه این کار تو اشتباه تو باید…البته با رفتارتون (مثل مربی سوبا سا). ))من من واقعا از نگاه و از اخلاق و از دانش شما چیز یاد گرفتم و برای شما و نقشتون احترام زیادی قائلم.)بابت همه چیز ممنون)همه اینا رو گفتم که بگم من ا ا ا من خوب اگه این ترم حرفی زدم یا رفتاری انجام دادم که خیلی شایسته نبود در واقع (اذیت کردم)حلال کنید.(راستی دیدید من بد ون شوهرهم بلدم مهربون باشم)حالا کامل شد. “
مدارج تحصیلی – مدارج دانشگاهی
دوره ارتباطات موثر (با گرایش بازاریابی)
نمودار تاریخچه مدیریت
دریافت فایل نمودار تاریخچه مدیریت
نوشته های پیشین در این موضوع :
یک روز بهاری ۱۳۹۰ در تهران
بطور طبیعی هیچ وقت دیگری فرصت حضور در این اماکن را پیدا نمی کردم ، بنا براین علاوه بر انجام کار اصلی ، به عکس برداری هم پرداختم :
دکتر اصغر پور پدر تحقیق در عملیات ایران درگذشت
نامه مسرت بخش
استاد ارجمند و بزرگوارم جناب آقای باران دوست سلام
وقت شما به خیر
نمیدانم بنده را به خاطر دارید یا خیر اما من از دانشجویانی بودم که حدود دو سال قبل در دانشگاه آزاد شهرری افتخار این را داشتم تا شاگرد شما باشم و از شما بیاموزم .
بی شک بر من واجب بود که پیش از این هم وظیفه ی شاگردی ام را حضور شما به جا آورم و جویای احوالتان باشم اما قصور کردم و عذر این تقصیر بر عهده ی من است.
از این بابت شرمنده ام اما همیشه به عنوان یکی از بهترین اساتیدی که افتخار شاگردیشان را داشته ام شما را در خاطر داشتم و دعاگو بوده ام.همیشه پیگیر مطالب وبلاگتان بوده ام و از پست های شما گرفته تا سایت های مفید لینک شده در بلاگ شما بهره برده ام .
استاد باران دوست من امسال برای کنکور ارشد در بخش پذیرش فارغ اتحصیلان ممتاز کارشناسی ثبت نام کرده بودم . امروز نتایج اعلام شد و من در رشته ی مدیریت صنعتی دانشگاه قزوین قبول شدم.از این بابت اینقدر خوشحال شدم که دوست داشتم این خبر را به شما که بهترین استاد من بودید و هستید و هنوز از شما یاد میگیرم بدهم و در شادی خودم شریک کنم.
میدانم که اینقدر دانشجویان توانا و قابل داشته اید و دارید که من با این جسارتم تنها وقت ارزشمند شما را میگیرم اما دوست داشتم بدانید که همیشه به داشتن استادی ارزشمند و دلسوز و توانا مانند شما به خود می بالم.
از صمیم جان بهترین آرزو را برای شما و خانواده ی محترمتان دارم.
شرمنده ام که کاری از دستم ساخته نیست جز دعای خیر و آرزوی بهترین ها به درگاه خدا...
بنابراین از این پس هم همچو گذشته بهترین ها و ناب ترین ها را برایتان آرزومندم...امیدوارم خدا هم در دنیا و هم در آخرت چیزی به شما دهد که جز در باور خدا در باور کسی نگنجد.
امیدوارم خداوند به پاس تمام خیرخواهی ها و زحماتتان دنیایی از خیر و شادی و مهربانی و آرامش را به شما و خانواده ی محترمتان هدیه دهد.
امیدوارم در پناه امن الهی همیشه سلامت و پایدار باشید.
شادی هایتان ماندگار...
شاگرد همیشگی شما
حاجی آخوندی
همان قدر که نوشته های دانشجویان متقاضی نمره را به شدت توهین به استاد می دانم و مرا آزرده خاطر می کند ، به همان میزان خبرهای خوب دستاوردهای ارزشمند تلاشهای مبارک آنان ، احساس خوبی به من می دهد . شاید افکاری در ذهنم رژه برود :
جور استادبه ز مهر پدر ( من جور پدرانه داشته ام یا مهر استادانه؟)
آیا من هم وارد عرصه کهن سالی شده ام که خبر توفیق دانشجویان مرا مانند یک پدر خوشحال می کند یا اینکه احساسی پدرانه به دانشجویانم دارم ؟
.
.
.
خداحافظی کلاسی
جلسه های اولش ، کارو تلاش بچه در طول ترم و در نهایت خداحافظی آخرش.
برای خودم هم کلاس بیشتر به صحنه نمایشی می ماند که نقشی باید در آن ایفا کنم و تماشاگرانش را برای کلاسی دیگر یا صحنه ای دیگر به جایی دیگر بسپارم .
برای این منظور ، دیالوگ نقشم را در جلسه آخر آماده می کنم . اما یک تفاوت اساسی در آن دقایق با همه کلاس وجود دارد . اگر در همه طول ترم به هزار دلیل باید خودم نباشم ، اما در آن دقایق ، خودم هستم .
این ترم برای اولین بار یکی از دانشجویانم ،متن خداحافظی را خلاصه کرد و برای خودم ارسال کرد .
.
.
.
همین چند دقیقه پیش داشتم ایمیل های اینباکسم را مرور می کردم و آنهایی که دیگر به وجودشان نیازی نداشتم را دیلیت می کردم که با این نوشته از یکی از آقایون دانشجو مواجه شدم :
مدیریت منابع انسانی در رادیو
با همت و همکاری مسئولین رادیو تجارت ، برنامه ای با عنوان تدبیر راه اندازی شده است . فعلا به عنوان مشاور و کارشناس علمی این برنامه همکاری می کنم . محوریت برنامه ، مدیریت منابع انسانی است .
روزهای یکشنبه بعد از خبر ساعت ۱۱ صبح تا حوالی ۱۱:۳۵ زمان پخش برنامه از رادیو تجارت است .
تا امروز،سه قسمت از برنامه پخش شده است .
می توانید با کمی حوصله و استفاده از یک تقویم ، به آرشیو سایت ایران صدا مراجعه کنید و برنامه را بشنوید . خوشحال می شوم که نظراتتان را هم برایم ارسال کنید.
روزهای بعد از امتحان - پروژه تصحیح اوراق
اگرچه دو سه هفته ای شده است که امتحانات بچه هایم تمام شده اما تازه دیروز تصحیح اوراق امتحانی خاتمه یافت . کاری که خودش یک پروژه است . بهتر است بگویم " پروژه تصحیح اوراق "خاتمه یافت .
اما
باید بی تفاوت باشم . یعنی بی تفاوت شدن را به تجربه این سالها آموخته ام . بی تفاوت از آنچه انتظار داشتم از دانشجویان در قیاس با انرژی و تلاشی که صرفشان کردم .
- هم خوشحالم که نتایج خوبی را از بعضی دیده ام ، هم ناراحت از آنچه به شکل نتیجه ضعیف از عده ای دیدم .
- هم خوشحالم که توانسته ام برای عده ای موجب کشف استعدادشان باشم و هم ناراحت که چرا عده ای برای خودشان هم نمی خواهند توفیقی کسب کنند .
- هم خوشحالم که برای عده ای موثر بوده ام تا آینده ای چشمگیر رقم بزنند و هم ناراحت از آنانی که بیخیالی پیشه کردند.
با این حال امید فراوان دارم که :
آنانی که پیش می روند قدر دان تلاش مصروف شده شان باشند و بدانند چه بار سنگینی برای ساخت کشور بر دوش دارند
و
آنانی که با تاخیر پیش خواهند رفت هم انشاالله که تدبیر کنند تا مسیر تعالی را تندتر از روش کندشان پیش گیرند .
واقعا این روزها است که می دانم چرا " شغل معلمی شغل انبیاء " تشبیه شده است و این روزها است که درک می کنم پیامبران چه صبری را از خدا ودیعه گرفتند .
روزهای بعد از امتحان - تصحیح اوراق - قهوه تلخ
این بار هم همان پدیده ها : دانشجویان کارشناسی ارشدی که حاظرند برای پوشاندن بی سوادیشان از سکته پدر و مادر تا کشتن خواهر و برادر و جراحت خود دریغ نمی کنند .
اما
یک تفاوت
و آن اینکه در این دوره زمانی ، قسمت ۴۲ سریال قهوه تلخ هم به بازار آمد .
حادثه در مترو
وقتی وارد ایستگاه جوانمرد قصاب مترو شدم ، بوی تند سوختگی سیم برق می آمد . ابتدا تصور کردم که تعمیراتی در جریان است . اما با رسیدن به سکو ،متوجه شدم که قطار مسیر جنوب به سمت ایستگاه شهر ری ، دچار آتش سوزی جزئی شده است . دود تندی از آن بر می خاست که گاه شعله ای کوچک در میانش دیده می شد و فضای نگرانی و ترس را بر مسافران ایجاد نموده بود .
کادر فنی و پرسنل حاضر هم با خونسردی تلاش می کردند تا این آتش جزئی را خاموش نمایند . به هر حال این آتش سوزی موجب توقف مسیر شمال - جنوب خط شهر ری شده بود .

روزهای بعد از آزمون - نیمسال اول 89-90 - 3
سلام
استاد عزيز لطفا اين چند خط مشكل بنده را بخوانيد
اينجانب ***دانشجوي رشته مديريت صنعتي دانشگاه آزاد شهر ري به شماره دانشجوئي *** هستم
حقيقت من اين ترم با شما درس منابع انساني داشتم و نميدونم كه چه نمره اي ميتونم از شما بگيرم چون اصلا اون طور كه ميخواستم نمره بگيرم در اين ترم نتوانستم امتحان بدهم به دليل مشكلات نا گهاني كه برايم در ايام امتحانات پيش آمد
ولي ميخواستم خدمتتون عرض كنم از برنامه هاي آينده درسي من اين است كه معدل خودم رو به بالاي 17 برسانم تا از طريق شرايط دانشجويان با معدل بالاي 17 كارشناسي ارشد اين رشته رو در دانشگاه آزاد بخوانم
براي همين هدفم هم 1 ترم به ترم هاي درسي خودم اضافه كردم و 8 ترمه درسم را تمام كردم ولي متاسفانه شرايط در اين ترم طوري شد كه نتوانستم به خواسته ام برسم ،زياد سرتون رو درد نميارم
ازتون در خواست دارم كه اگر براي شما مقدور هست نمره اين درس من را بالاي 18 بدهيد ( ميدونم كه با اين وضع نوشتن من در يرگه امتحان خيلي تقاضاي بي منطقي است)تا شايد هنوز راهي براي جبران و رسيدن به هدفم باشد
من كارنامه اين ترم خود را برايتان به پيوست اضافه ميكنم تا اگر اندكي شك به صحت حرفهايم داشته باشيد شكتان بر طرف شود
التماس دعا-يا حق
روزهای بعد از آزمون - نیمسال اول 89-90 - 2
نمی دانم بعضی از دانشجویان این مملکت کی می خواهند شعور و فهم این را پیدا کنند
که نمرات دانشگاهی را در تمامی دنیا به درس و آزمون و تلاش کلاسی می دهند نه به شرایط دیگر
. روزهای بعد از آزمون برای اساتید دانشگاه ، همواره زمانی است برای دریافت التماس دعاهای غیر منطقی .
با وجودیکه به همگی دانشجویانم اعلام نموده ام که تحت هیچ شرایطی
دست به نگارش این گونه نامه نگاری ها نشوند
و با وجود رابطه خوبی که با دانشجویان دارم ، شاهد این چنین درخواسته ها هستم که بی احترامی شدیدی است به اساتید
. چنانکه در کلاس ها و جلسات آزمون گفته بودم ، مستقیما و بدون هیچ اغماضی به انتشار این نوشته ها با نام همان داشجو خواهم پرداخت
. نمونه ای دیگر
:
" عرض سلام وخسته نباشید خدمت استادمحترم جناب آقای دکترباران دوست
اینجانب *** دانشجوی کارشناسی ارشد (***) واحد درس سیستم اطلاعات مدیریت را روزهای جمعه 10-12باجنابعالی داشتم.وعلی رغم بارداری ووضعیت سخت جسمی سعی و تلاش خودرا درکلاس وانجام تکالیف وآزمون پایان ترم مورخ 6/11/89 نمودم، خواهشمندم وضعیت ام رادرنمره پایان ترم محلوظ نظر قراردهید.
پیشاپیش ازلطف و بزرگواری شماسپاسگزارم. "
روزهای بعد از آزمون - نیمسال اول 89-90 - 1
سلام من خانم فراهانی (دانشجو کارشناسی روز دوشنبه ساعت اخر)که درعکس یادگاری اخرین نفر سمت راست هستم .خواهش میکنم به حرفای من گوش کنید :من واقعا نمیدونم چرا پشت برگه رو نگاه نکردم حق با شماست میدونم اشتباه از من بوده ولی با توجه به فعالیت کلاسی خود شما میدونید که من کتاب رو کمتر از 4بار دوره نکردم و امتحان میان ترم رو هم عالی دادم وبرای 20 سر جلسه اومدم و حاضرم در هر موقعی که شما بخواهید کل کتاب رو و قانون کار رو براتون توضیح بدم و اگر یادتون باشه سر کلاس در مورد مباحث کتاب خیلی بحث میکردیم .ولی واقعا نمیدونم چرا پشت برگه رو نگاه نکردم خواهش میکنم خواهش میکنم منصفانه نمره بدید من رو نمره این درس حساب کرده بودم.
نمودار تاریخچه مدیریت 2
تعداد بیشماری از دوستان محبت نموده اند و فیدبک داده اند که تمامی آنها من را در این کاری که انجام داده ایم ، سرفراز تر نموده اند . بعضی نیز در مورد انتشار آن اعلام آمادگی یا پیشنهاد داده اند .
به هر حال خوشحالم که دستاورد خوبی داشته است .
اما
برای قرار دادن آن بر روی وب لاگ مشکل حجم دارم . حجم فایلها زیاد است . و روی بلاگ نمی توانم اضافه کنم . اما این به این معنی نیست که از تلاش برای انتشار آن فایل ها روی وبلاگ باز بایستم .
دریافت فایل نمودار تاریخچه مدیریت
آخرین جلسه کلاس
نیمسال اول سال تحصیلی ۸۹-۹۰ هم با همه ماجراهای آن خاتمه یافت و تنها از آن خاطراتی خواهد ماند .
خاطراتی که برای من بیش از یک ترم و چند ماه است .
اصولا همه کلاسهایم برایم چنین اند . خاطراتی از گذشته که برای آینده ساختمشان . آینده ای که به روشنی آن چشم امید دارم و همه تلاشم با همه عشق و انرژی مصروف آن است .
دیروز هم یکی از همین روزها بود .
مانند همیشه ، با هیچ کس خداحافظی نکردم . اما گفتارهای دلم را که بخشی از آنها ، واکاوی اعماق وجودم بودند ، بخشی از آنها آرزوها و آمالم برای کشور و مردمم و بخشی از آنها خواهش ها و التماس هایی از دانشجویانم ، گفتم . گفتنی که همیشه برایم با غم خداحافظی رنگی پائیزی به خود می گیرد .
مانند همیشه تمامی تلاشم را مصروف داشتم تا بغضم را در صدایم پنهان دارم و امید دارم تا چشمانم نیز با این پنهان کاری همراه من بوده باشند .
و در پایان
عکس بود که ثابت کرد " تنها صدا نیست که می ماند " :
کلاس مدیریت منابع انسانی - دانشگاه آزاد واحد شهر ری
نمودار تاریخچه مدیریت
دیروز یکی از روزهای خوب برای من بود . چرا که با همت و تلاش دانشجویانم و راهنمائیهایی که به ایشان داشتم توانستیم برای اولین بار در ایران ، تاریخچه دانش مدیریت را بر روی نموداری ترسیم نمائیم .
این قدم که به زودی به انتشار اینترنتی آن خواهم پرداخت و خواهش خواهم نمود که شما نیز در توسعه این اقدام کمک نمائید، از چند جهت برایم مهم است :
۱- تاجایی که می دانم این نمودار ، برای اولین بار است که تهیه می شود .
۲- خواسته ای بوده که سالها انتظار آن را داشتم .
۳- در یک نگاه می توان تعداد زیادی موضوع مدیریتی را مشاهده نمود و با عنوان آنها آشنا شد .
۴- انتشار آن به نوعی موجب گسترش دانش مدیریت می شود که در این ایام به شدت به آن نیاز داریم .
۵- از نظر شکلی و گرافیکی ، کار زیبایی است .
به زودی ، قایل های این دو کار ارزشمند را روی اینترنت منتشر خواهم نمود.
دریافت فایل نمودار تاریخچه مدیریت
معرفی کتاب در کلاس
گاهی اوقات بر حسب موضوعاتی که در کلاس ها مطرح می شود و در پاسخ به انتظارات علمی دانشجویانم به معرفی کتاب می پردازم . البته بعضی از این کتب را در هر ترمی و هر کلاسی معرفی می کنم و بعضی دیگر به تناسب موضوعات و بحث هایی که در کلاس صورت می پذیرد مطرح می شوند.
دیدم که یکی از دانشجویان کارشناسی ارشدم فهرستی از این کتابها تهیه نموده است و آن ها را بر روی وبلاگ خود قرار داده است که از چند جهت توجه برانگیز بود :
۱- با این اقدام ایشان معرفی کتب از محدوده کلاسها فراتر می رود وسایرین هم می توانند با آنها آشنا شوند .
۲- برایم جالب بود که در یک دوره زمانی ۱۴،۱۵ یا ۱۶ جلسه ای کلاس ، این همه کتاب معرفی نموده ام .
۳- خوشحالم که اصرارم برای ایجاد سایت و وبلاگ در کلاسها و نیر اصرار بر انتشار مطالب بر روی وب با استقبال دانشجویان مواجه شده است . از نظر من این اقدام موجب گسترش شریع تر مطالب آکادمیک در دامنه بزرگ تری از جامعه می گردد و ارتقاء سطح علمی حامعه را تسریع می نماید .
رتبه دانشگاههای ایران در کشور، منطقه و جهان
مدیریت زمان ویژه محققین
بر اساس برنامه ریزی های به عمل آمده ، به دعوت مرکز آموزش سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انظامی کلاسی برای محققین این سازمان برگزار خواهم کرد با عنوان " مدیریت زمان ویژه محققین " .
مانند هر کلاس دیگری ، برنامه تدریسم در این کلاس را تنظیم می نمایم . می بینم که باید کلا سیلابس درسی این دوره را عوض کنم و با موضوعات جدید کلاس را برگزار نمایم .
برای اولین بار هم می خواهم کاربرد استفاده از فناوری اینترنت در مدیریت زمان را در این کلاس اضافه کنم و تدریس .
بی خوابی - هیجان
این روزها به شدت درگیر کارهای نهایی سفر بوده ام . برایم سخت بود ، چرا که باید جزئیات چندین کار مهم را هماهنگ می کردم . این هم از عاداتی است که در این سالها کسب شده است . هیچ وقت ذهنم آرام و قرار ندارد . گویی این ذهن نباید استراحت داشته باشد .در هر لحظه ، ده ها موضوع را در خود می پروراند و می پالاید.
آخرین روز کاری ام را با شتابی فراوان و زمانبندی میلیمتری کارها ، به سرانجام رساندم . قصد داشتم زود بخوابم و زود بیدار شوم . اما گویی نباید زود بخوابم ولی باید زود بیدار شوم . چندین اسم به ذهنم رسید که هنوز با صاحبانش خداحافظی نکرده ام . شاید در پس طلوع ، حافظه ام یاری کرد و این نیت را نیز به عمل تبدیل کردم .
بیخوابی ام تا بدانجا رسید که از ۲ گذشته بامداد خود را به کامپیوتر برسانم و این سطور را بنویسم . چرا می نویسم هم نمی دانم . برای که ، نمی دانم . گویی فقط باید نوشت . شاید از اضطراب سفر است و شاید ...
مجددا مروری بر اطلاعات کشور مقصد داشتم . آداب سفر ، نکات مهم این سفر ، بایدها و نباید ها ، نیازهای بستن ساک، پول ، خوراک و ...
یقین دارم بیدار ماندنم تا این ساعت شب و پیش بینی رویدادهای فردا ، دستاوردی جز سردردهای وحشتناک همیشگی ام نخواهد داشت . اما ای کاش می توانستم به زور کودک بیقرار چشمم را بخوابانم . چه بازیگوشی اش ، خواب را کلافه کرده است .
شاید فرصتی و مجالی یافتم تا بیشتر و کامل تر بنویسم و شاید هیچ وقت ننوشتم .
دانشجوی قدیم - افتخار موسیقی
اما امروز یه خبر روی اخبار " مجله اینترنتی ایرانیان مالزی" دیدم که کلی ذوق کردم .
یکی از دانشجویان قدیمم که برای ادامه تحصیل به مالزی سفر کرده است ، به عنوان نوازنده تنبک به همراهی گروهشان ، رتبه دوم " فستیوال موسیقی یک جهان فرهنگ (1 World culture) در سالن اصلی دانشگاه نیلای مالزی " را کسب کرده است .
به " مهیار خطیری نژاد " تبریک گفته و برای همه آنانی که در راه توسعه توانمندی های خدادادی و سرافرازی نام ایران گام بر می دارند ، آرزوی توفیق بیش از پیش دارم
اولین نمایشگاه تخصصی خدمات مدیریت منابع
درگذشت دکتر داور ونوس
دکتر داور ونوس

از اساتید رشته مدیریت و دانشکده مدیریت دانشگاه تهران به دیار باقی شتافت . ضمن عرض تسلیت ، برای ایشان علو درجات و برای بازماندگان صبر آرزو می کنیم . ضمنا مجلس ختمی به همین مناسبت در روز شنبه اول خرداد در محل دانشکده مدیریت تهران واقع در پل گیشا برگزار می گردد.
روحش شاد و یادش گرامی
منبع :
http://farhangblue.blogfa.com/post-121.aspx
و
http://modireat87.blogfa.com/post-178.aspx
30 پولدار ایرانی
***
- علاء ميرمحمدصادقي: الان 79 سال دارد و متولد اصفهان است. كسي كه همه او را بهعنوان پدر گچ و سيمان كشور ميشناسند.اولين صندوق قرضالحسنه انقلابي را 38 سال پيش در مسجد لرزاده تأسيس كرد.
میرمحمد صادقی رئیس انجمن صنایع و معادن گچ کشور، رئیس خانه معدن کشور، بنیانگذار و رئیس هیات مدیره اتاق های مشترک این و کانادا، ایران و افغانستان، کمیته مشترک ایران و کره، شورای مشترک ایران و بحرین، و ایران و عربستان، اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان محصولات معدنی، عضو هیات مدیره شرکت کشتی سازی نوح، شرکت صنایع گچ خوزستان، شرکت صادراتی بنادر جنوب، شرکت پخش سیمان کشور و عضو هیات رئیسه اتاق تهران است.
سلام تهران آموزشهای کارآفرینی

جالب آنکه
ایشان بلافاصله در پاسخ به گفته من که " شما مرا نمی شناسید " گفتند من برنامه های شما را در شبکه پنج دیده ام . جالب تر آنکه ، مشکلی داشتم و یک سالی حل نمی شد . مثال حمله شیر به دو گردشگر (۱) را که گفتی ناگهان ذهن مرا تحریک کرد و آن مشکل را حل کردم . !!!!
باور نمی کردم که این چنین برنامه تاثیر گذاری داشته باشم .
(۱) : دو دوست برای گردش یه جنگل می روند . حین گشت زنی در جنگل با شیری مواجه می شوند . یکی از آن دو ، بلافاصله شروع بع پوشیدن کفش کتانی میکند . دیگری او را خطاب می نماید که مگر می توانی سریع تر از شیر بدوی؟ گفت : قرار نیست از او سریع تر بدوم . کافی است برای نجات از دهان شید از تو سریع تر بدوم ( مثالی کلاسیک در بیان مفهوم رقابت )
برنامه رادیویی - مدیریت زمان
برنامه با تاخیری یک ساعته ضبط شد و قرار است روز چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه ساعت ۲۱ تا ۲۱۳۰ در برنامه ای با عنوان انعکاس در شبکه جوان ( طول موج ۸۸.۱ مگاهرتز ) پخش شود .
روز معلم
این یادداشت تنها نشانی است بر مراتب حق شناسی من نسبت به لطف و بزرگواری شما عزیزان که با پیامک ، ایمیل ، کامنت و حتی کادو ، این معلم کوچک را مورد لطف خود قرار دادید .
اینکه انسان می بیند کسانی که دیگر نیازی به نمره ندارند اما وی را مورد محبت خود قرار می دهند نشان می دهد که توانسته است وظیفه اخلاقی خود را در تربیت نیروی متخصص به درستی انجام دهد و ایشان هم به درجه ای از پختگی رسیده اند که برای تلاش های خود و معلمشان ارزش قایل باشند .
از همه شما سپاسگزارم
باران دوست
رگبار تهران

سلام تهران 1

با تاسیس شبکه های جدید و توسعه کمی تلویزیون ، برنامه هایی هم برای صبح آمد و شناخته هم شدند که از آن میان می توان به برنامه هایی که با عنوان " صبح بخیر ایران " ، " آقای شهیدی فر " و " روز از نو – آقای خسروی " یاد کرد که تهیه شدند ، پخش شدند ،مخاطب جذب کردند و پر بیننده هم شدند .

امروز بعد از این همه سال ( 20 – 30 سال ) گروهی ( که تا جایی که شناخت من اجازه می دهد ، از بهترین ها هم هستند ) دست به دست هم داده اند تا در این مسیر به ارائه برنامه ای برای صبح مردم تهران از شبکه تهران اقدام نمایند . نمی توانم بگویم که قصد دارند " صبح بخیر ایران " ، " آقای شهیدی فر " و " روز از نو – آقای خسروی " را دوباره بسازند اما می توانم بگویم که به تجارب حاصل از آنها توجه داشته اند . نام این برنامه " سلام تهران " است که از روز شنبه 14 فروردین ماه 11389 بر روی آنتن شبکه 5 قرار خواهد گرفت و من به دلایلی در روزهای بعد بیشتر در این مورد خواهم نوشت .
همچنین ببینید :
سرم سازی رازی
اقتضای شغلی افرادی امثال من ایجاب می کند تا با موسسات و مشاغل مختلفی آشنا شوند و همکاری نمایند .
اینبار فرصتی دست داد تا در آخرین روزهای سال ۱۳۸۸ به موسسه تحقیقات و سرم سازی رازی در حصارک کرج دعوت شوم و بروم .
این موسسه تحقیقاتی در حدود سالهای 1303 تا 1310تاسیس شده است . مجموعه ای بسیار وسیع که با درختانی که امروز سن 70 – 80 ساله آنها زیبایی خاصی به محیط داده است .

به اصرار بنده و لطفی که داشتند از بخش مارهای سمی آنجا که بصورت موزه مانند هم ساخته شده است ، بازدید نمودم :
موارد موجود در این بخش را می توان به پنج بخش تقسیم نمود:
1- انواع پوسترها : شامل پوستر آناتومی مار ، آناتومی زنبور ، آناتومی عقرب ، آناتومی رتیل و ...


2- انواع مارهای زنده : که در فضایی داخل زمین ساخته شده است و بیننده می تواند از بالا آنها را مشاهده نماید .


در این محیط شرایط به نحوی است که مارها می توانند زیر نور آفتاب گرم شوند ، رطوبت آب را داشته باشند

، زیر صخره ها پنهان شوند ،

و روی آنها لم بدهند .


در این قسمت می توان مارهای کبری ، جعفری و شاخدار را دید.

3- موجودات داخل الکل : انواع مارها ، حشرات و ماهی ها را به اشکال مختلف در الکل نگهداری می کنند

که عمر بعضی از این شیشه ها بالغ بر 40 – 50 سال است .

علاوه بر اینکه می توان مارهایی را مشاهده نمود که برش خورده اند و داخل شکمشان باز شده و می توان نحوه قرار گیری تخم در بدن

و غذا در بدن مارها را مشاهده نمود .

4- اسناد قدیمی که نشان دهنده قدمت این مجموعه تحقیقاتی معظم است و تاریخی نزدیک به 80 سال را نشان می دهد .

5- حیوانات تاکسیدرمی شده : این بخش هم تعدادی از انواع مار را بصورت تاکسیدرمی شده می توان دید

که باید به آنها اسکلت مارها را نیز اضافه نمود .

نکات جالب:
1- این موسسه کتابخانه بسیار جالبی دارد که تعدادی از منابع آن به سالهای 1880 میلادی بر می گردد و وقتی مجلدات آنها را می بینید به یاد موزه های معروف دنیا می افتیم .
2- تعدادی از تصاویر نوشته های زکریای رازی نیز در این کتابخانه وجود داشته است که به سرقت رفته و در موزه های انگلستان نگهداری می شود و تلاش برای بازگرداندن آنها بی نتیجه بوده است .
3- تفاوت مارهای سمی و غیر سمی :

a. مارهای سمی بیشتر به طبیعت شبیه هستند .

b. مارهای سمی دارای مردمک چشم خطی هستند در حالی که مردمک چشم مارهای غیر سمی دایره ای است.

( عکس فوق تزئینی است )
c. مارهای سمی دارای دمی کوتاه هستند . در حالی که مارهای غیر سمی به مرور دمشان باریک می شود .
d. معمولاً مارهای موجود در ایران با فاصله کمتر از 50 سانتی متر توان نیش زدن دارند .
e. تا مار احساس خطر نکند ، امکان حمله وجود ندارد و عملاً بی خطر است .
4- با دیدن این مجموعه باید اعتراف کنم که تا حد زیادی ، ترسم از مار ریخت.

فیلترینگ وبلاگ
در مورد فیلترینگ پیشتر در وبلاگهای دوستان یا مراکزی که می خوانمشان دیده بودم ( فيلتر ميشويم، هر ده دقيقه يكبار! ) اما نمی دانستم که افراد غیر سیاسی که هیچ علاقه - تجربه یا اقدام سیاسی یا امنیتی ندارند هم ممکن است دچار این مساله شوند !!
ثبت روز بینالمللی نوروز در سازمان ملل
اثر پروانه ای : فیلم صحنه جان سپردن ندا آقا سلطان برنده جایزه بهترین فیلم خبری سال شد
در نگاه سیستمی نمی توان وجود اِلمانها و متغیرهای پر تعداد بیرونی موثر را نادیده گرفت . گاه حتی این متغیرها تاثیری بیش از اصل مطلب و موضوع می گذارند .
یکی از این متغیر ها که در ماه های اخیر نادیده گرفته شده بود یا به بخشی از کاربرد آن بی توجهی شده بود ، دوربین موبایل ها بود . امکانی که در سال 1388 توانست منظری جدید را در عرصه خبر ، ارتباطات ، جهانی سازی ، مستند سازی و سیاست به جهان معرفی نماید که در ایران تجربه شد.
شاید بتوان ادعا نمود که در روزهای پر التهاب هفته آخر خرداد 1388 ، انتشار سریع فیلم و تصویر این درگذشت دردناک ، دلیلی بود برای کسانی که بخواهند حرفی را به کرسی بنشانند .
چنانکه پیش از آن هم تصاویری ماندگار و تاثیر گذار در جهان و ایران ثبت شده بود :


معروف ترين عكسهاي خبري تاريخ : http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=83056
خاطرات روزهای امتحان - 6
دانشجویی بارها تماس گرفته و با بیان موضوعاتی درخواست نمره دارد . استدلالهای وی نیز جالب است :
- من از صبح گریه کردم بخاطر این نمره .
- پدرم فوت شده است و مادرم نیز به زندگی خود مشغول است .
- چون دانشجوی میهمان بوده ام باید برای ترم بعد بروم در واحد دانشگاهی خودم درس بگیرم .
- ...
اما ماجرا به همین جا هم ختم نشد . امروز آقایی تماس گرفتند که خود را عموی آن دانشجو معرفی نمودند که در ضمن مربی بوکس هم هستم و ... . حتماً بقیه ماجرا برای شما قابل پیش بینی است . بله ، به او نمره بدهید .
این پایان ماجرا نبود .
ساعاتی بعد ، خانمی تماس گرفتند که " من عمه .... هستم . او .... " . باز هم همان درخواست .
نمی دانم جدیداً در آئین نامه های دانشگاهی آمده که نمره دانشجو بر اساس مذاکره تعلق بگیرد ؟
برج دبی
افتتاح بلند ترین ساختمان دنیا

برنامه های زنده تلویزیونی
در ادامه برنامه های زنده تلویزیونی در تصویر زندگی ( شبکه دو ) که ظاهرا بسیار موفق بوده و مورد توجه قرار گرفته است قرار شد روز شنبه ۳ بهمن ماه هم برنامه داشته باشم . مایه افتخار من و البته لطف شما است که اگر شاهد آن برنامه بودید دیدگاه خود را به من هم بدهید.
شنبه ۳ بهمن شبکه دوم ساعت ۱۱.۳۰ تا ۱۳.۳۰ ( احتمالا بخش موضوعی بنده ساعت ۱۱.۳۰ باشد - بی حرف پیش
)
World's Friendliest Countries
فرار مغزها، مهاجرت ژنها را بهدنبال دارد
برنامه رادیویی
تجربه برنامه زنده تلویزیونی
حضور در استودیو را از سال ۱۳۷۷ تجربه نموده بودم ، هنگامی که برای رادیو رجا ( شبکه داخلی رادیویی قطارهای رجا ) برنامه ضبط می نمودیم ، که البته آن تجربه هچنان ادامه یافته است .
اما هیچگاه تجربه حضور در مقابل دوربین نداشته ام . آن هم برنامه زنده .
10 سايت برتر آموزشي را بشناسيد
سفر به زمان - بازدید از موزه ( تماشاگه ) زمان - 1
اما علاقمند بودم که اگر برنامه تمدید شد در آن شرکت نمایم .
دیروز محبت کردند و مرا با خبر نمودند که قرار است تا سومین دوره ساعتهای آفتابی در موزه ( تماشاگه ) زمان برگزار گردد.
بهانه ای خوب برای فرار از روزمرگی , دیدار از تماشاگه زمان و آشنایی با ساعتهای آفتابی .
در چند پست به این دیدار خواهم پرداخت :
اولين کنفرانس ملي چالش هاي اثربخشي آموزشي
بنده نیز در آن کنفرانس سخنرانی داشتم .
مشـاهده و دریــافت عـکـس هـایی از کنفرانس
کنفرانس مدیریت فروش
اگر چه روزهای پایانی هفته را معمولا به کارهای شخصی می پردازم و ترجیح می دهم که با استراحت - مطالعه و هنر سپری شود اما این فرصت را نمی شد از دست داد و البته از تصمیم حضور در این کنفرانس بسیار راضیم .
جالب اینکه تمامی سخنرانان که مسئولیت اجرایی در بخش خصوصی و دولتی داشتند تقریبا از مشکلاتی مشترک دم می زدند که بالاخره نفهمیدم که چه کسی مسئولیت حل این مشکلات را بر عهده دارد؟ دولتیان ( که خودشان از مشکلات می نالیدند ) یا خصوصی ها ( که آنها هم گله مند بودن ) !
و حاشیه ها :
سفر به بندر عباس 3
حضور این بار من به عنوان مدرس انجمن مدیریت ایران و به دعوت مدیریت درمان استان هرمزگان برای تدریس " روشهای موفقیت آمیز آموختن و کار فکری " برای مدیران و کارشناسان ان مدیریت بود .
کلاس - کارگاه خیلی خوبی بود و برایم تجارب خوبی به همراه داشت .
سفر به بندر عباس 2
عکسهای کمی در این سفر انداختم . هم بدلیل بیماری شدیدی که عارض شد و هم بدلیل بارانی شدن هوا . نتوانستم چندان گردشی در شهر داشته باشم . خاصه آنکه اصولا تدریس آن هم یک روز کامل و بصورت کارگاه آموزشی انرژی فراوانی از من می گیرد . عکسها را در ادامه ببینید .
خاطرات روزهای امتحان - 5 - نیاز به نمره
"سلام استاد.من امتحان درس شما را به نظر خودم خوب دادم و تحقیقی که گفته بودید انجام بدهیم به نظر خودم بد نبود چون روی اون کار کرده بودم اما نظر شما مهمه.من به نمره ی بالای این درس نیاز دارم چون احتمال مشروط شدنه من خیلی زیاده . "
در این نوشته دو نکته مهم نهفته است :
خاطرات روزهای امتحانات - 4 - بار چندم درس گرفتن
ادامه از :
خاطرات روزهای امتحانات - 1 - تماسهای تلفنی
خاطرات روزهای امتحانات - 2 - عایله مندی دانشجویان
البته می دانید که اگر درس گرفته شد یعنی اینکه درس پاس شده تلقی می گردد. برای این دانشجویان افتادن = " منو انداخت " و نه اینکه " درس نخواندم .
اینگونه دانشجویان اگر از درس مربوطه بیافتند یعنی دائما به شما یادآوری می کنند که من قبلا این درس رو داشتم ( اینکه نخواندند و افتادند هم بی معنی است . چون یکبار این درس را داشته اند پس باید اینبار آن را پاس کنند ؟؟!! )
ادامه در :
خاطرات روزهای امتحانات - 3- ترم آخر
خاطرات روزهای امتحانات - 1 - تماسهای تلفنی
خاطرات روزهای امتحانات - 2 - عایله مندی دانشجویان
اینکه دانشجویان ترم چندم هستند هم دلیل دیگری برای مطالبه نمره است. بنابراین دانشجویان ترم های بالا متقاضی نمره بیشتر هستند. به نحوی که برای ترم ۷ خود نمره ۱۸ به بالا می خواهند و ترم ۸ - نمره ۲۰ .
البته خیلی دوست دارم بدانم که دانشحویان ترم ۹ - ۱۰ -۱۱- ۱۲ یا ... چه نمره ای باید داد؟ شاید باید نظام نمره دهی ایران را تغییر داد چرا که منطقا نمره این ترم ها بیش از ۲۰ پیش بینی می شود.
ادامه در :
خاطرات روزهای امتحانات - 4 - بار چندم درس گرفتن
خاطرات روزهای امتحان - 5 - نیاز به نمره
خاطرات روزهای امتحانات - 2 - عایله مندی دانشجویان
ادامه از خاطرات روزهای امتحانات - 1 - تماسهای تلفنی
یکی دیگر از اتفاقات معمول در روزهای آخر ترم و نیز پس از امتحان این است که شما باید تعداد عایله مندی دانشجویان را بدانید . تعداد مادر - پدر - فرزند ( در این مورد باید به سن انها هم واقف باشید ) و ... اگرنه باید به مدت چند دقیقه یک لنگه پا بایستید و به طول و تفصیل های دانشجویانی که این اطلاعات را در موردشان نمی دانید گوش بدهید .
عایدی این اطلاعات این که شما باید ( تاکید می کنم " باید " ) به تعداد عایله دانشجویان و متناسب با سن آنان به دانشجویشان نمره بدهید . یعنی اگر تعداد عایله مندی دانشجو ۵ نفر بود باید حتما ۲۰ بدهید و اگر ۴ نفر بود باید ۱۹.۵ بدهید و ... . در ضمن اینکه چه رابطه ای بین تعداد عایله دانشجویان و نمره وجود دارد را هم شما تعیین نمی کنید بلکه خود دانشجو تعیین می کند و شما هم باید ( مجددا تاکید می کنم " باید " ) همان نمره را بدهید.
اگر چنین کردید که یقینا استاد فهمیده - باکلاس - عالی و . . . هستید در غیر این صورت .......
ادامه در :
خاطرات روزهای امتحانات - 1 - تماسهای تلفنی
۱- تماسهای تلفنی
دوستانی که سالی یکبار هم ممکن است تماس نگیرند و گاه احساس کنید حیات و مماتتان برایشان توفیقی ندارد تماس می گیرند - ۱۰ دقیقه احوال کلیه جهانیان ( علاوه بر خودتان و همسرتان و فرزندتان و پدرتان و مادرتان و برادرتان و خواهرتان و پدر بزرگتان و مادر بزرگتان و عمه و خاله و عمو و دایی و فرزندانشان و پدرانشان و پدر پدرانشان و ... خلاصه همه عالم بشریت را ) می گیرند و وقتی خیالشان جمع شد که هیچ مشکلی در عالم بشریت وجود ندارد - آنگاه تنها مشکل جهان که همانا درس نخوان بودن یکی از دوستان یا آشنایان یا وابستگان سببی و نسبی خود را طرح می کنند . تا اینجا مشکلی در عالم نیست . مشکل جایی در جهان آغاز می شود که باید بگوید" دکتر این فلانی دانشجوی شما بوده و یک کمی مشکل داشته و .... " خودتان بجای نقطه چین عبارات را تکمیل کنید .
هنگامی که این صحبتها شروع می شود - همزمان من هم چند چیز را در ذهن مرور می کنم :
فهرست دوره هاي آموزشي
در پاسخ به این بزرگواران و سایر عزیران فهرست دوره هاي آموزشي که تنظیم نموده ام را در ادامه آورده ام .
تذکرا هم اشاره کنم که سایر دوره ها را نیز می توانم برای سازمانها و شرکتها متناسب با درخواست و ویژگیهای خاص آن شرکت طراحی کنم .
گفتگوی رادیویی
http://radio.irib.ir/goftogoo/RadioSheet/Archive.php
در بخش هفته چهارم / ۸۷.۷.۲۴ / گفتگوی روز وجود دارد .
غولهای موفقیت
|
متوجه انتشار کتابی با عنوان غولهای موفقیت شدم که توضیحات آن را آورده ام . برای تهیه کتاب با انجمن مدیریت ایران تماس بگیرید. برای مشاهده توضیحات به ادامه مطلب عنایت بفرمائید: |
سمينار آموزشي Telephone manner
بنا به دعوت دپارتمان مديريت بين الملل مجتمع فني تهران ، سميناري آموزشي با عنوان Telephon manner برگزار نمودم . در هنگامي که در اولين تماس ، دوستان درخواست برگزاري چنين سميناري را نمودند چند لحظه تامل کردم . سپس به خاطر آوردم که تماس تلفني چقدر داراي اهميت ايت و چگونه اولين تواس مشتري با سازمان اسن . همچنين به ياد آوردم که چقدر از پاسخگوئي هاي تلفني موسسات گله دارم .
در ضمن به ياد آوردم که در شکرت بوتان هم مشابه اين کار در حدود 7-8 سال قبل انجام داده بودم .
لذا پذيرفتم و کلاسي با عنوان مذکور برگزار نمودم .
يکي از کلاسهاي بسيار مفيد و جالب بود . اميدوارم که مستمعين هم چنين لذتي را برده باشند .
سینما آزادی 2
پس از بازسازی و افتتاح مجدد این سینما فرصت حضور در آن را نداشتم . بنابراین ، فیلمی را بهانه کردم تا به این سینما هم رفته باشم . نکاتی برایم جالب بود:
فنون مذاکرات تجاری
امروز ( جمعه ۴ خرداد ماه ۸۷ ) برای بار دوم در کلاس فنون مذاکرات تجاری آقای دکتر مسعود حیدری شرکت کردم.
این کلاسها در دانشگاه تهران برگزار شد و من به ضرورتی که حس می کردم در این کلاسها ثبت نام کرده و حضور یافتم .
کلاسها در سالن علامه امینی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران برگزار گردید.
کلاس قبلی که آخر فروردین ماه بود - کلاس مقدماتی بود و این کلاس پیشرفته .
کلاس بسیار خوبی بود که هم از تجارب و دانش ۴۷ ساله دکتر بهره بردم و هم از فن بیان و کلاس داری ایشان .
امیدوارم بتوانم در فرصت مقتضی گوشه هایی از آموخته های این کلاس را روی بلاگ بذارم.
کارگاه آموزشی کار تیمی و کار گروهی
یک اتفاق در کلاس
امروز در کلاس دانشگاه آزاد شهر ری ، اتفاقی افتاد که برایم بی سابقه بود:
کارآفرینی و کار تیمی
این اولین سفر من به دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین بود. از این رو بعضی از نکات برایم تازگی داشت :
سفر به گیلان 4
اما بغیر از اصفهان که تجربه میزبانی از مسافران را صدها سال است به خوبی سپری نموده است سایر شهر ها کاملا بی تجربه و فاقد امکانات می باشند.
نه مکان مناسبی برای اسکان مسافران وجود دارد نه پرسنل اماکن موجود شایستگی برخورد مناسب با مسافران را دارند و نه شهروندان این شهر ها شناخت لازم از آداب معاشرت با توریست را دارند.
بخاطر دارم که چینیها ( که دشواری یادگیری و تلفظ زبان انگلیسی آنان زبانزد خاص و عام است ) به تمام رانندگانشان آموختن زبان انگلیسی را الزام کردند تا بتوانند از عهده میزبانی المپیک پکن به خوبی برآیند.
در رشت - لاهیجان - فومن - انزلی و ماسوله که همگی از شهرهای دیدنی و زیبای شمال کشور هستند هیچ مکانی را ندیدم که بتوانند حداقل های لازم برای تامین نیاز مسافران را چنانکه شایسته ایرانیان است تامین کنند .
یا اینکه از آنچه به عنوان کشور پهناور و سربلند و ... ایران می نامیم دیگر نشانی بجا نمانده و همه این صفات مربوط به گذشته این مملکت بوده و امروز تنها یادی رویایی از آنها وجود دارد یا اینکه می توانیم مجددا آن عناوین را احیا کنیم .
درد آور ست در این شهر ها که عموما رستورانها و اماکن گردشگری خوبی دارند مردم( بطور عام شامل کارکنان در تماس با گردشگران و شهروندان بومی ) آنها برای مواجهه درست با گردشگران آمادگی و آموزش لازم را ندیده اند.
رستورانها با غذاهای بسیار دلچسب از میهمانان پذیرایی می کنند اما گارسونها متناسب با این کیفیت نمی باشند و ...
همچنین نگاه کنید به:
سفر به گیلان 2
پس از حضور در دانشگاه وسالن همایش مواجه با خبرنگاران صدا و سیمای مرکز رشت شدم که در خواست مصاحبه داشتند. با همه احترامی که برای شغل این بزرگواران دارم اما به دلایل شخصی و خیلی محترمانه از انجام مصاحبه طفره رفتم.
سخنرانی را که همراه با شوخی و تعامل با دانشجویان نموده بودم به خوبی پیش بردم تا پایان زمان مقرر و سپس به پرسش و پاسخ رسیدیم.
سئوالات همگی نشانگر چند نکته مهم بود:
۱- واهمه دانشجویان از شروع یک کار جدید
۲- کمبود دانش و اطلاعاتشان از تاسیسی شرکت - در عین حال که به خوبی مشخص است که مشاوران مطلعی نیز در اختیار ندارند. اطلاعاتی که از مشاوران احتمالی دریافت نموده بودند همگی موجب افزایش ترسشان شده بود.
۳- دانش لازم برای جستجو در اینترنت و زبان انگلیسی مناسب برای درک مطلب را نداشتند.
همچنین نگاه کنید به:
تراکت کار تیمی
از ابتدای سال ۸۷ به منظور توسعه رهنگ و دانش کار گروهی در بین دوستانو هم میهنان فرهیخته و ارجمند
گروه توسعه کار تیمی ایرانیان اقدام به تهیه تراکتهای آموزشی کار تیمی نموده است که قابلیت استفاده بر روی بردها و تابلوهای سازماها و موسسات ا دارا می باشد.
این تراکتها صرفا برای اعضای این وب لاگ ارسال می شود و این هفته سومین شماره آن ارسال گردید.




رامبد باران دوست هستم.