من در رشته توریست درس نخوانده ام . اما چرخی در بعضی شهرهای ایران زده ام ، تعدادی از خدمات دهیها در آن شهر ها را دیدهام ، گذرم به یکی دو کشور هم در دنیا افتاده و دیده ام چگونه از هیچ ، اقتصادی شکوفا ساخته اند .
گاهی که به شهر های ایران می روم ، و مانند همه کارهای دیگرم با نگاهی مدیریتی به آنها می نگیرم ، دلم می گیرد .
از اینکه آن نقطه از ایران را مقایسه می کنم با کشورهای دیگر و می بینم چقدر می تواند درآمدزا باشد و نیست و اینکه آن کشورها از نداشته های خود چنان داشته هایی درست کرده اند که بیا و ببین .
آخرین آن رویدادها باز می گردد به برج دبی .
همزمان با این رویداد شنیدم که در شب کریسمس ، در Times square ( نام میدانی ) در شهر نیویورک آمریکا ، در دمای یک درجه زیر صفر ، یک میلیون نفر گرد هم آمدند تا مراسم شب کریسمس را جشن بگیرند .
آن مراسم هم شامل انداختن گوی کریستالی از بالای برج ( یا ستون ) داخل میدان به روی زمین است که نشانه ای سمبلیک از تحویل سال میلادی برایشان محسوب می گردد .
اما آنچه برایم توجه برانگیز بود:
در دمای زیر صفر ، یک میلیون نفر ساعت دوازده شب گرد آمده اند تا به جشن و سرور و . . . (:- بپردازند .
معنی ساده این حرف آن است که این یک میلیون نفر نیاز به وسیله حمل و نقل داشته اند ، نیاز به غذا داشته اند ، نیاز به نوشیدنی داشته اند ، نیاز داشته اند خریدی کنند و ... .
اگر به دقت نگاه کنیم معنی ساده این آمار آن است که اگر هر یک از این افراد در آن شب فقط یک دلار خرج نمایند ، یک میلیون دلار نصیب کسانی شده است که در آن شب به ایشان سرویس داده اند : رانندگان تاکسی ، شرکت مترو ، شرکت اتوبوس ، فروشندگان و ...
در ایران چه؟
می دانم که شما هم می دانید که اگر چشمانمان را ببندیم و انگشتمان را روی نقشه ایران بیاندازیم ، هرجایی که فرود آید نقطه ای دارد برای جذب توریست. آن نقطه یا زیبایی طبیعی دارد ، یا معدنی یا تاریخی .
کمی فکر کنیم و هزاران سئوال در ذهن را پی آمد این مطلب مرور کنیم .