تسلیت فرا رسیدن سالگرد رحلت خاتم النبیین (ص)و حضرت امام حسن (ع)
اذان ، کعبه ، حس غريب
گاهي ذهن فرا تر از منطق عمل مي کند .
گاهي با ديدن طواف و حرم ، دل پر مي کشد به حرم .
مشتاق ديداري احساسي و هيجان انگيز مي گردد.
ديداري که سيري ناپذير است.
چشم را خسته نمي کند و عطش را سيراب نمي نمايد.
لطفا "فرهنگ " نسازید
بنام خدا
لطفا "فرهنگ " نسازید
رامبد باران دوست
صغری : سالها است که می خوانیم ،می شنویم و می گوئیم که مشکل ترافیک ما عمدتا ناشی از فرهنگ رانندگی، مشکل زندگی اجتماعی ما ناشی از فرهنگ زندگی جمعی ، مشکل آموزشی ما ناشی از فرهنگ آموزشی ما ، مشکل جسمی مردم ما ناشی از فرهنگ ... ما است و مشکل... ما ناشی از فرهنگ ... است و ...
کبری : سالها است که می خوانیم ،می شنویم و می گوئیم " باید برای ... فرهنگ سازی شود."
نتیجه : ؟؟
کلام اول :
همه ما می دانیم که واژگان تاثیر رفتاری بر ذهن دارند . بعضی واژگان حتی جنس دارند و گاه جهت دارند . بعضی لغات مثبتاند و بعضی منفی . بعضی وضعیتی عظیم را در ذهن تداعی می کنند و بعضی وضعیتی بحرانی و ... . وقتی می گوئیم " خورشید خانم " به این معنی است که برای خورشید جنسیت مونث قائل هستیم ، وقتی می گوئیم " بالا " یعنی جهتی را نشان داده ایم ، وقتی میگوئیم " قوت " معنی مثبت و خوبی در ذهن تداعی می شود، خاصه آنکه در کنار سایر لغات بنشیند و به صورت " خدا قوت در" آید. وقتی می گوئیم "اقیانوس" به پدیدهای عظیم اشاره داریم و وقتی می گوئیم " وحشتناک " احساس وضعیتی بحرانی را ایجاد می کند .
شاید بتوان همین پیچیدگی را به مفاهیم نهفته در " فرهنگ" هم تعمیم داد. در " فرهنگ" هم به موضوعی اشاره داریم که هم پیچیده است ، هم تعریف آن دشوار است ، هم تعدد تعاریف در موردش وجود دارد ، هم دیدگاه های متفاوتی در مورد آن وجود دارد ، هم موضوعی عظیم را متصور
می کند ، هم پدیده ای مرتبط با سازمانهای فراوان مسئول را تجسم می کند و ...
حال ببینید سالها است که می خوانیم ،می شنویم و می گوئیم " باید فرهنگ سازی شود" چه اتفاقی می افتد؟
· در مورد موضوعی پیچیده صحبت به میان آورده ایم که شناخت تمامی ابعاد ، تعاملات ، تاثیرات و تاثرات آن به سادگی ممکن نیست . افراد به سادگی نمی توانند به تمامی ابعاد این پیچیدگی نائل آیند . بنابراین نمی دانند چه برنامه ای ، با چه شرایطی ، چه بودجه ای ، در چه بازه زمانی ، چه امکاناتی و ... باید برای دستیابی به " فرهنگ "مورد نیاز تدارک ببینند.
· این موضوع پیچیده را به سادگی نمی توان تعریف نمود. ارائه تعریفی جامع و مانع برای این موضوع پیچیده کاری بس دشوار است . عدم دسترسی به تعریفی جامع و مانع ، باعث
می شود که توان برنامه ریزی برای تمامی ابعاد ، تعاملات و تاثیرات آن از بین برود. اگر هم برنامه ریزی انجام شود ، شناسایی ابعاد جدیدتر این پدیده پیچیده می شود تمامی برنامهریزیهای انجام شده با تغییرات و در نهایت شکست مواجه شود. استمرار روند چنین شکست هایی موجب دلسردی برنامهریزان و در نهایت هم رها نمودن موضوع " فرهنگ سازی " می شود.
· تعریف واحدی در مورد آن وجود ندارد . وقتی هم در مورد موضوعی اتفاق نظر وجود نداشته باشد نه می توان به اشتراک ذهنی رسید ، نه می توان به برنامه ای مشترک برای تنظیم و مدیریت خواسته ها در موردش دست یافت .
· علاوه بر این موارد ، " فرهنگ" موضوعی عظیم است که صحبت در موردش دشوار
می نماید چه رسید به برنامه ریزی و تدارک برای " ساخت" آن . عظمت چنین موضوعی اگر باعث ترس و واهمه نشود ، باعث عقب نشینی افراد می گردد. ترجیح خواهند داد تا کسانی که در موقعیت و امکانات مناسب تری هستند به مقوله " فرهنگ سازی " رسیدگی نمایند . در این وضعیت به نظر می رسد که اشخاص حقیقی خود را در پس اشخاص حقوقی که دارای موقعیت ، امکانات و شرایط بهتری برای مواجه شدن با چنین موضوعی عظیم هستند ، پنهان می کنند و یا ترجیح می دهند بار مسئولیتی خود را نادیده انگارند.
· موضوع پیچیده ، دشوار و عظیم " فرهنگ " ، متولیان فراوانی هم طلب می نماید. سازمانها، نهادها، ارگانها ، ادارات و وزارت خانههای متعددی در کشور وجود دارند که یا خود را مسئول امر" فرهنگ سازی " می دانند و یا به این موضوع کمک می نمایند.
اما با همه این احوال احساس می شود که در طول سالها تلاش ، نتیجهای مشخص و چشم گیر ، آنچنان که شایسته و بایسته است و انتظار می رود عاید نشده است . البته این نه به دلیل ناتوانی است بلکه بدلیل نادیده گرفتن موضوعات مهم است .
چرا که بنظر می رسد " فرهنگ سازی " سنگ بزرگی شده که نزدنی می نماید.
اما از سویی دیگر نمی توان انکار نمود که نیاز به حل مشکلات ناشی از فرهنگ و خرده فرهنگها همچنان ضروری است و احساس می شود.
آنچه در نظر نگارنده است اینکه بجای تلاش برای " فرهنگ سازی" که موجب عوارض و عواقب فوق الذکر شده است ، شاید بهتر باشد که اصولا استفاده از عبارت " فرهنگ سازی " را که نامانوس و نا مفهوم هم می نماید رها کنیم و به استفاده از واژه " آموزش " روی آوریم .
آموزش موضوعی لطیف تر و دلنشینتر است که هر کسی می تواند به نوبه خود آن را به اعضای خانواده و نزدیکانش منتقل کند و در حد بضاعت شخصی ، اقدام نماید. بدیهی است که در چنین شرایطی سازمانهای متولی فرهنگ می توانند به سیاست گذاری پرداخته ، افراد جامعه را به نیازهای فرهنگی حساس نموده و حتی شیوه هایی برای آموزش بهتر را هم تدارک ببینند .
خانم دکتر شهین دخت خوارزمی
.
.
.
خواندن آن مجله ماند تا همین دقیقه
اولین بار نامشان را به عنوان مشاور علمی برنامه های تلویزیونی دیده بودم و بعد ها با کتاب " موج سوم " شان به توان قلمی اشان پی بردم .
افتخار شاگردی شان را در بوتان یافتم و هر از گاهی که به سازمان مدیریت صنعتی سری می زدم ، به بهانه ای ، فقط برای " سلامی " سعی می کردم حضور ایشان برسم .
و
حالا
این نوشته :
" گفتگو با شهیندخت خوارزمی - دیدار با بانوی امید "
خواندم و خواندم تا رسیدم به :
" انگار دور باطلی است که در آن گرفتار مانده ایم . به زحمت و با عشق چیزی را می سازیم ، و سپس با سرعت آن را ویران می کنیم . گره کور توسعه ایران شاید با یافتن پاسخ این پرسش باز شود : چرا آن چه را که دیگری ساخته است ، ویران می کنیم ؟"
![]()
قراری آلزایمری در سینما فرهنگ
دیداری جذاب و تجدید خاطراتی دلنشی
اما اینبار من او را به چشم دانشجو نمی دیدم بلکه دوستی بود که با هم به سینما آمده بودیم
این آقای نازنین فیلم آلزایمر را انتخاب کرده بود .
فیلم بدی نبود
داستانی که همه چیز در آن یافت می شد :
خشونت علیه زنان ، غیرت و تعصب مردانه ، انتظار ، عشق و پایداری در آن ، کلاه برداری و در نهایت آلزایمر .
داستان فیلم بنظرم خیلی کشش نداشت اما بازی توانمند بازیگران ، جلوه ای خاص در فیلم ایجاد می کرد .
تسلیت شهادت امیرالمومنین
سومین وبلاگم – وبلاگ برنامه رادیویی تدبیر
اما سرانجام دست بر دل تاخت و مرز را شکست و سومین وبلاگم را هم راه اندازی نمودم
این وبلاگ ، خاص برنامه رادیویی تدبیر رادیو اقتصاد است که فعلا سردبیری آن را بر عهده دارم .
در ذهن پدر این نوزاد آرزوهایی وجود دارد که به مرور امید فراوان برای تحققش دارم .
اولینش ، دریافت دیدگاه های شما است .
آدرس : http://hrtadbir.blogfa.com/
روز تولد امام العاشقین علی (ع )
تفاوت از کجا تا به کجا است ؟
روز سختی و پر کاری را پشت سر گذاشته بودم . از آن روزهایی که انرژی آدم حوالی ساعت ۹-۱۰ شب خاتمه می یابد .
موبایل زنگ خورد . جوانی بود که معلوم شد تمام روز را از طریق رادیو اقتصاد پیگیر کسب شماره ام بوده است . اصرار که باید ببینمتان . حال اینکه شماره را چگونه بدست آورده موضوع دیگری بود ، اما خستگی آن لحظه موجب شد تا بخواهم برای فردا تماسی یا ملاقاتی داشته باشند .
کم کم داشتم تعحب می کردم که چه موضوع مهم و حیاتی است که این همه تلاش را می طلبیده است !
حوالی ظهر روز بعد ، مجددا تماس بر قرار شد . درخواست و اصرار برای ملاقات . خواستم درخواستشان را بگویند تا ببینم اصلا می تمانم کمکی کنم یا نه . چند دقیقه گفتگو انجام شد . هر چه پیش رفتیم ، تعجب که نه ، تاسف من بیشتر می شد و عقل از سرم می پرید . خلاصه کنم درخواست ایشان را که این همه پیگیر بودند :
من دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علوم و تحقیقات سمنانم . کارهای شما را در شرکت ... و رادیو در مورد مدیریت منابع انسانی دیده و شنیده ام . لطفا فایل های پاوریونت تان را بدهین به من . فردا پرزنت دارم . ...... حداقل چند عنوان کتاب مدیریت منابع انسانی به من معرفی کنید .
خدایا
ما کجائیم و ایشان کجایند ؟
یک نامه
دنیای معلمی ، دنیایی عجیب است . دنیایی که در آن با بچه هایتان می خندید ، برایشان گریه می کنید ، بر شیطنتشان نظاره می کنید ، بر نادانیشان صبوری می کنید ، بر اصرارشان بر جهل ناراحت می شوید ، تلاش می کنید تا به شیوه خودتان آنها را برای زندگی در دنیای اینده ، که خود نمی دانید عمری در آن خواهید داشت یا نه ، اماده کنیدشان .
برای این مقصود ،گاه باید با آنها بخندید ، گاه فقط نگاهشان کنید ، گاه باید اخم کنید و دعوا .
اما فقط خدا می داند که در اعماق باطن و دلتان ، خروشی است برای آنکه تمامی این رفتارهایتان از دلسوزی عمیقی است که برای کشورتان و دانشجویانتان دارید .
گاه
می بینید که نمی بینندتان
میفهمید که نمی فهمندتان
می شنوید که نمی شنوندتان
و
. . .
و گاه می خوانید آنچه را بعد از آخرین روز کلاس برایتان می نویسند . همانهایی که روزی با بغضی کودکانه به تصور ظلمی که بر آنها روا داشته اید ، کلاستان را ترک کردند . همه امیدتان این است که روزی آنها برتر از شما شوند تا به وجودشان افتخار کنید و صندوقچه دلتان را با همه غم ها و شادیهایش فقط برای خالق هستی رمز گشایی کنید
و این نوشته یکی از آنها است ، بی نام و نشان اما برای من پر است از نام و نشان :
” سلام خسته نباشید امروز خیلی سعی کردم یه چیزی رو بگم ولی نشد.این ترم ترم عجیب و قشنگی بود اصلا نفهمیدم چه جوری گذشت(خیلی زود گذشت)ولی خوشحالم که خدا خواست که بد تموم نشه و احساس می کنم همه این اتفاقاات الکی نبوده وشاید باید باید یه چیزایی رو می فهمیدم.من در کلاس کارافرینی استاد باران دوست اتفااقات خوب وتلخی رو تجربه کردم که حتما (وقتی بزرگ شدم)هر کجا و در هر شرایطی که باشم با وجود بعضی خاطره هایی که خیلی هم خوب نبود از این کلاس و خاطره هاش به بهترین خاطره ها یاد می کنم .((توی کلاس گاهی اوقات مثل یه معلمی بودید که اخمو و بد اخلاقه که یه خط کش اهنی هم دستش گرفته به شاگردش می گه برو دم سطل اشغالی وایسا دو تا دستات و یه پات روهم بگیر بالا و حرف هم نزن وگرنه… و بعد یه حرفهایی میزدید که بقیه بچه ها هم بهش بخندن و خودتون هم زیر زیرکی به یه حرفای این شاگرده می خندید (مثل معلم کلاه قرمزی) .گاهی اوقات هم مثل مهربون ترین معلم دنیا بودید که صبورانه و با نگاهی مهربون حرف می زدید وهمیشه و حتی موقعی که به هر دلیلی حالتون خوب نبود کاری می کردید که ما مطالب رو بهتربفهمیم و می نشستید و حرف ها و بحث های درست و اشتباه بچه ها رو گوش می کردیدو بعد اروم جواب درست رو می گفتید و وقتی شاگرده اشتباه می کرد می گفتید نه این کار تو اشتباه تو باید…البته با رفتارتون (مثل مربی سوبا سا). ))من من واقعا از نگاه و از اخلاق و از دانش شما چیز یاد گرفتم و برای شما و نقشتون احترام زیادی قائلم.)بابت همه چیز ممنون)همه اینا رو گفتم که بگم من ا ا ا من خوب اگه این ترم حرفی زدم یا رفتاری انجام دادم که خیلی شایسته نبود در واقع (اذیت کردم)حلال کنید.(راستی دیدید من بد ون شوهرهم بلدم مهربون باشم)حالا کامل شد. “
مدارج تحصیلی – مدارج دانشگاهی
کارت پستال تبریک نوروز 1390
نمودار تاریخچه مدیریت
دریافت فایل نمودار تاریخچه مدیریت
نوشته های پیشین در این موضوع :
خداحافظی کلاسی
جلسه های اولش ، کارو تلاش بچه در طول ترم و در نهایت خداحافظی آخرش.
برای خودم هم کلاس بیشتر به صحنه نمایشی می ماند که نقشی باید در آن ایفا کنم و تماشاگرانش را برای کلاسی دیگر یا صحنه ای دیگر به جایی دیگر بسپارم .
برای این منظور ، دیالوگ نقشم را در جلسه آخر آماده می کنم . اما یک تفاوت اساسی در آن دقایق با همه کلاس وجود دارد . اگر در همه طول ترم به هزار دلیل باید خودم نباشم ، اما در آن دقایق ، خودم هستم .
این ترم برای اولین بار یکی از دانشجویانم ،متن خداحافظی را خلاصه کرد و برای خودم ارسال کرد .
.
.
.
همین چند دقیقه پیش داشتم ایمیل های اینباکسم را مرور می کردم و آنهایی که دیگر به وجودشان نیازی نداشتم را دیلیت می کردم که با این نوشته از یکی از آقایون دانشجو مواجه شدم :
روزهای بعد از امتحان - پروژه تصحیح اوراق
اگرچه دو سه هفته ای شده است که امتحانات بچه هایم تمام شده اما تازه دیروز تصحیح اوراق امتحانی خاتمه یافت . کاری که خودش یک پروژه است . بهتر است بگویم " پروژه تصحیح اوراق "خاتمه یافت .
اما
باید بی تفاوت باشم . یعنی بی تفاوت شدن را به تجربه این سالها آموخته ام . بی تفاوت از آنچه انتظار داشتم از دانشجویان در قیاس با انرژی و تلاشی که صرفشان کردم .
- هم خوشحالم که نتایج خوبی را از بعضی دیده ام ، هم ناراحت از آنچه به شکل نتیجه ضعیف از عده ای دیدم .
- هم خوشحالم که توانسته ام برای عده ای موجب کشف استعدادشان باشم و هم ناراحت که چرا عده ای برای خودشان هم نمی خواهند توفیقی کسب کنند .
- هم خوشحالم که برای عده ای موثر بوده ام تا آینده ای چشمگیر رقم بزنند و هم ناراحت از آنانی که بیخیالی پیشه کردند.
با این حال امید فراوان دارم که :
آنانی که پیش می روند قدر دان تلاش مصروف شده شان باشند و بدانند چه بار سنگینی برای ساخت کشور بر دوش دارند
و
آنانی که با تاخیر پیش خواهند رفت هم انشاالله که تدبیر کنند تا مسیر تعالی را تندتر از روش کندشان پیش گیرند .
واقعا این روزها است که می دانم چرا " شغل معلمی شغل انبیاء " تشبیه شده است و این روزها است که درک می کنم پیامبران چه صبری را از خدا ودیعه گرفتند .
روزهای بعد از امتحان - تصحیح اوراق - قهوه تلخ
این بار هم همان پدیده ها : دانشجویان کارشناسی ارشدی که حاظرند برای پوشاندن بی سوادیشان از سکته پدر و مادر تا کشتن خواهر و برادر و جراحت خود دریغ نمی کنند .
اما
یک تفاوت
و آن اینکه در این دوره زمانی ، قسمت ۴۲ سریال قهوه تلخ هم به بازار آمد .
نامه آبراهام لينكلن به معلم فرزندش
به پسرم اينگونه درس بدهيد:
او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد، انسان صديقي هم وجود دارد.
به او بياموزيد به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت ميشود.
به او بياموزيد كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست.
ميدانم كه وقت ميگيرد،
اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد.
به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر داريد. به او نقش و تأثير مهم خنديدن را يادآور شويد.
اگر ميتوانيد، به او نقش مؤثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق كند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود. به گلهاي درون باغچه و به زنبورها كه در هوا پرواز ميكنند، دقيق شود.
به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است که مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد. به پسرم ياد بدهيد با ملايمها، ملايم و با گردنكشها، گردنكش باشد. به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.
به پسرم ياد بدهيد كه همه حرفها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست ميرسد انتخاب كند.
ارزشهاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد.
اگر ميتوانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند. به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد.
به او بياموزيد كه ميتواند براي فكر شعورش مبلغي تعيين كند، اما قيمت گذاري براي دل بيمعناست!
به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق ميداند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.
در كار تدريس با پسرم ملايمت به خرج دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد. بگذاريد كه او شجاع باشد، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد،
پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است.
روزهای بعد از آزمون - نیمسال اول 89-90 - 3
سلام
استاد عزيز لطفا اين چند خط مشكل بنده را بخوانيد
اينجانب ***دانشجوي رشته مديريت صنعتي دانشگاه آزاد شهر ري به شماره دانشجوئي *** هستم
حقيقت من اين ترم با شما درس منابع انساني داشتم و نميدونم كه چه نمره اي ميتونم از شما بگيرم چون اصلا اون طور كه ميخواستم نمره بگيرم در اين ترم نتوانستم امتحان بدهم به دليل مشكلات نا گهاني كه برايم در ايام امتحانات پيش آمد
ولي ميخواستم خدمتتون عرض كنم از برنامه هاي آينده درسي من اين است كه معدل خودم رو به بالاي 17 برسانم تا از طريق شرايط دانشجويان با معدل بالاي 17 كارشناسي ارشد اين رشته رو در دانشگاه آزاد بخوانم
براي همين هدفم هم 1 ترم به ترم هاي درسي خودم اضافه كردم و 8 ترمه درسم را تمام كردم ولي متاسفانه شرايط در اين ترم طوري شد كه نتوانستم به خواسته ام برسم ،زياد سرتون رو درد نميارم
ازتون در خواست دارم كه اگر براي شما مقدور هست نمره اين درس من را بالاي 18 بدهيد ( ميدونم كه با اين وضع نوشتن من در يرگه امتحان خيلي تقاضاي بي منطقي است)تا شايد هنوز راهي براي جبران و رسيدن به هدفم باشد
من كارنامه اين ترم خود را برايتان به پيوست اضافه ميكنم تا اگر اندكي شك به صحت حرفهايم داشته باشيد شكتان بر طرف شود
التماس دعا-يا حق
عاشقانه های سینما
نام و هنر استاد " ملیحه سعیدی " را پیشتر با " نوای قریه " و " آهوی وحشی " شنیده بودم . سبزه ریزه میزه وی جایی بود که طاقت از کف دادم و چیزی در موردش نوشتم .
اینبار عاشقانه های سینمای او را شنیدم که به تازگی منتشر شده است .

شنیدنش هم اوج هنر سرپنجه های این استاد و احیا کننده ساز قانون بعد از انقلاب را نشان می دهد و هم دل انسان را به اوج عاشقانه ترین نواهای موسیقایی دنیای سینما می برد .
روزهای بعد از آزمون - نیمسال اول 89-90 - 1
سلام من خانم فراهانی (دانشجو کارشناسی روز دوشنبه ساعت اخر)که درعکس یادگاری اخرین نفر سمت راست هستم .خواهش میکنم به حرفای من گوش کنید :من واقعا نمیدونم چرا پشت برگه رو نگاه نکردم حق با شماست میدونم اشتباه از من بوده ولی با توجه به فعالیت کلاسی خود شما میدونید که من کتاب رو کمتر از 4بار دوره نکردم و امتحان میان ترم رو هم عالی دادم وبرای 20 سر جلسه اومدم و حاضرم در هر موقعی که شما بخواهید کل کتاب رو و قانون کار رو براتون توضیح بدم و اگر یادتون باشه سر کلاس در مورد مباحث کتاب خیلی بحث میکردیم .ولی واقعا نمیدونم چرا پشت برگه رو نگاه نکردم خواهش میکنم خواهش میکنم منصفانه نمره بدید من رو نمره این درس حساب کرده بودم.
ترجمه متن استوانه کوروش
برف تهران ، درس ها و بحث ها
سرانجام چشم انتظاری های مردمان تهران به بار نشست و تهران رنگ سفیدی به خود دید، هرچند نمی دانم تمام تهران لباس سفید به تن کرده است یا نه .

اما چند گامی که در این برف زدم ، نکاتی به ذهنم رسید و نیت کردم تا با خوانندگان عزیز این وبلاگ در میان بگذارم .
۱- به حس " باران دوست " بودنم ، بارش برف هم برایم دلنشین و فرح بخش است .

۲- شهرداری تهران نشان داده است که از تجربه تلخ برف ۳-۴ سال پیش که همه مردم در آن گرفتار شدند و تا صبحدم با هزاران مشکل در برف و خیابان گرفتار بودند ، درس گرفته است . به همین دلیل مانند نیرو های نظامی آماده باش بودند تا با شروع برف به پاشیدن نمک و شن اقدام کنند تا مبادا " رویدادی که تکرار شده است ، دوباره تکرار نشود "

۳- چهره مردم تهران ، با وجود دشواریهای بارش برف ، به لبخند نشست تا از لذت هوای پاک سر مست گردند و ناراحتی های آلودگی تاسف بار و خود کرده هوا را برای لحظاتی هم که شده است از دل برانند .
آلودگی ای که از ده سال پیش یعنی ۱۳۷۹ برای رفع آن برنامه ریزی کردند اما به دلایلی که نمی دانم چرا ، ظاره برنامه رنگ اجرا به خود ندید و هوای تهران بر اساس ندانم کاری ها یا بی توجهی ها ، همچنان تیره و تار تر گردید ، تا بدانجا که ۱-۲ هزار فوت تهران را به آن نسبت دادند و عده ای هم نگران تکرار حادثه ۱۹۵۲ لندن در سال ۲۱۱۱تهران شدند و مقاله در موردش نوشتند

به هر تقدیر
برف زیبا است و به چشم روح و نوازش می دهد ، چهره های تهرانیان را بشاش کرده و امید عده ای را برای شروع یک ورزش برفی بیشتر نماید
آخرین جلسه کلاس
نیمسال اول سال تحصیلی ۸۹-۹۰ هم با همه ماجراهای آن خاتمه یافت و تنها از آن خاطراتی خواهد ماند .
خاطراتی که برای من بیش از یک ترم و چند ماه است .
اصولا همه کلاسهایم برایم چنین اند . خاطراتی از گذشته که برای آینده ساختمشان . آینده ای که به روشنی آن چشم امید دارم و همه تلاشم با همه عشق و انرژی مصروف آن است .
دیروز هم یکی از همین روزها بود .
مانند همیشه ، با هیچ کس خداحافظی نکردم . اما گفتارهای دلم را که بخشی از آنها ، واکاوی اعماق وجودم بودند ، بخشی از آنها آرزوها و آمالم برای کشور و مردمم و بخشی از آنها خواهش ها و التماس هایی از دانشجویانم ، گفتم . گفتنی که همیشه برایم با غم خداحافظی رنگی پائیزی به خود می گیرد .
مانند همیشه تمامی تلاشم را مصروف داشتم تا بغضم را در صدایم پنهان دارم و امید دارم تا چشمانم نیز با این پنهان کاری همراه من بوده باشند .
و در پایان
عکس بود که ثابت کرد " تنها صدا نیست که می ماند " :
کلاس مدیریت منابع انسانی - دانشگاه آزاد واحد شهر ری
نمودار تاریخچه مدیریت
دیروز یکی از روزهای خوب برای من بود . چرا که با همت و تلاش دانشجویانم و راهنمائیهایی که به ایشان داشتم توانستیم برای اولین بار در ایران ، تاریخچه دانش مدیریت را بر روی نموداری ترسیم نمائیم .
این قدم که به زودی به انتشار اینترنتی آن خواهم پرداخت و خواهش خواهم نمود که شما نیز در توسعه این اقدام کمک نمائید، از چند جهت برایم مهم است :
۱- تاجایی که می دانم این نمودار ، برای اولین بار است که تهیه می شود .
۲- خواسته ای بوده که سالها انتظار آن را داشتم .
۳- در یک نگاه می توان تعداد زیادی موضوع مدیریتی را مشاهده نمود و با عنوان آنها آشنا شد .
۴- انتشار آن به نوعی موجب گسترش دانش مدیریت می شود که در این ایام به شدت به آن نیاز داریم .
۵- از نظر شکلی و گرافیکی ، کار زیبایی است .
به زودی ، قایل های این دو کار ارزشمند را روی اینترنت منتشر خواهم نمود.
دریافت فایل نمودار تاریخچه مدیریت
تصاویری از جشنهای آغاز سال 2011
معرفی کتاب در کلاس
گاهی اوقات بر حسب موضوعاتی که در کلاس ها مطرح می شود و در پاسخ به انتظارات علمی دانشجویانم به معرفی کتاب می پردازم . البته بعضی از این کتب را در هر ترمی و هر کلاسی معرفی می کنم و بعضی دیگر به تناسب موضوعات و بحث هایی که در کلاس صورت می پذیرد مطرح می شوند.
دیدم که یکی از دانشجویان کارشناسی ارشدم فهرستی از این کتابها تهیه نموده است و آن ها را بر روی وبلاگ خود قرار داده است که از چند جهت توجه برانگیز بود :
۱- با این اقدام ایشان معرفی کتب از محدوده کلاسها فراتر می رود وسایرین هم می توانند با آنها آشنا شوند .
۲- برایم جالب بود که در یک دوره زمانی ۱۴،۱۵ یا ۱۶ جلسه ای کلاس ، این همه کتاب معرفی نموده ام .
۳- خوشحالم که اصرارم برای ایجاد سایت و وبلاگ در کلاسها و نیر اصرار بر انتشار مطالب بر روی وب با استقبال دانشجویان مواجه شده است . از نظر من این اقدام موجب گسترش شریع تر مطالب آکادمیک در دامنه بزرگ تری از جامعه می گردد و ارتقاء سطح علمی حامعه را تسریع می نماید .
علت مخالفت علامه فضل الله با قمه زنی
علت مخالفت علامه فضل الله با قمه زنی
... من سالهاست که در برابر قمه زنی ایستاده ام. زیرا بعضی گروهها آمدند و قمه زنی را اختراع کردند، در حالی که چنین کارهایی از علمای گذشته و امام و پیامبری دیده نشده است. بلکه بعضی از مؤمنان دچار حماسه گرایی شدند و قمه زنی کردند و بعضی از مردم نیز از این کار خوششان آمده و از آن پیروی کردند و این عادت به امر مقدسی تبدیل شد. اما اکنون وضعیت طوری شده است که اگر کسی ضد این چیزها حرفی بزند، گویا دین را خراب کرده است و ضد عاشورا ایستاده است!! اگر از همه کسانی که قمه زنی میکنند بپرسیم: چرا قمه زنی میکنید؟ پاسخ میدهند: این کار همدردی با امام حسین(ع) است. زیرا بر سر آن حضرت ضربه زده شد.
ولی آیا امام حسین(ع) با خونسردی خود را مجروح کرد و قمه را بالا برد و بر سر خود زد؟ امام حسین(ع) کجا جراحت برداشت؟ او در حالی که در راه خدا، در معرکه بین حق و باطل، جهاد میکرد، جراحت برداشت. بنابراین آن مجاهدانی که با دشمنی که ما را بین کشته شدن و ذلت مخیر گذاشته است، رویارویی میکنند، کسانی هستند که برای امام حسین(ع) مجلس میگیرند و با آن حضرت همدردی و همنوایی میکنند. بنابراین ما هم باید به دشمن بگوییم: «هیهات منّا الذلة». باید به دشمن که به ما یورش آورده و مجروحمان کرده است، حمله بیاوریم. در این صورت با امام حسین(ع) همنوایی و همدردی کرده ایم. اما این که در مراسم نمایشی، بنشینیم و نظاره گر کسانی باشیم که با خونسردی، قمه زنی میکنند، آیا این کار همدردی با امام حسین(ع) است؟
منبع : حوزه نیوز
موسیقی در کوچه و بازار
بطور مثال می توان در مناسبتهای دینی مانند ایام محرم شاهد موسیقی عاشورایی بود . این موسیقی را هم در نواهای مداحان که به خواندن اشعاری در رثای شهدای کربلا می پردازند دید و شنید و هم در نواهایی که بوسیله موسیقیدانان به مناسبت این ایام در نمایش ارادتشان به قافله کربلا ساخته و نواخته شده شنید .
گونه دیگر این موسیقی را می توان در تصانیف هنرپیشگان تاتر و کسبه خیابانی مشاهده نمود . هنرپیشگانی که بخشی از نمایش خود با موسیقی همراه می کنند و یا بازاریانی که برای جلب توجه مشتریان خود با صدایی دلنشین و اشعاری قابل توجه به تبلیغ کالای خود می پردازند .
ظاهرا ایران قدیم مملو از این گونه اشعار بوده است . اشعاری که گاه با نوای نوازنده ای دوره گرد همراه می شده است و بعضا چنان تاثیر گذار می شدند که با وجود سالها عبور از آنها ، هنچنان شنیدنی می رسند . حتی نمی دانیم که اصل شعر از کیست و چرا شکل گرفته اند . در واقع بر خلاف نامی که به آنها اطلاق می شود َ از سطح و اعتباری پائین برخوردار نیستند بلکه جایگاهی متعالی در ادبیات فولکلور کشورها دارند ولو آنکه بوسیله موزیسین های دوره گرد ساخته و نواخته و اجرا گردند .
مدتی قبل سه کار موسیقایی این چنینی خریدم که شنیدنشان خالی از لطف نیست . هم موسیقی است و هم نمایشی از دیدگاه و طرز فکر قدیمیان این مرز و بوم :
۱- هفت سین با صدای استاد محمد منتشری و موسیقی استاد اسماعیل مهرتاش
۲- چهار شنیه سوری با صدای استاد محمد منتشری و موسیقی استاد اسماعیل مهرتاش
۳- صدای طهرون با صدای استاد مرتضی احمدی
عملیات فرهنگی در فدراسیون شنا
تصاویری از مکه







در پایان باید نکته ای را هم اشاره کنم :
این تصاویر عمدتا با تاکید بر نمایش کعبه و برج ساعت مکه گرفته شده است . برجی که موسسه بن لادن سازنده و مالک آن است .
و ایکاش که ما هم می توانستیم نمادهای شهرهایمان را به این زیبایی و دلربایی در چشم جهانیان تصویر کنیم تا مایل به سفر به ایران گردند .
همچنین می توانید به سفر به عربستان - سفر عمره - 1 - مقدمه و فهرست مطالب هم سری بزنید
دانشجوی قدیم - افتخار موسیقی
اما امروز یه خبر روی اخبار " مجله اینترنتی ایرانیان مالزی" دیدم که کلی ذوق کردم .
یکی از دانشجویان قدیمم که برای ادامه تحصیل به مالزی سفر کرده است ، به عنوان نوازنده تنبک به همراهی گروهشان ، رتبه دوم " فستیوال موسیقی یک جهان فرهنگ (1 World culture) در سالن اصلی دانشگاه نیلای مالزی " را کسب کرده است .
به " مهیار خطیری نژاد " تبریک گفته و برای همه آنانی که در راه توسعه توانمندی های خدادادی و سرافرازی نام ایران گام بر می دارند ، آرزوی توفیق بیش از پیش دارم
سنت و مدرنیته در مراسم آغاز سال نو تحصیلی
مهم ترین نکته همین بخش است
و
نواخته شدن زنگ مدرسه
امروز نمی دانم چند مدرسه در ایران وجود دارد . اما با توجه به پیشرفت هایی که صورت پذیرفته است ، بعید می دانم که بجز مواردی استثنایی ، مدرسه ای وجود داشته باشد که زنگ آن چکش و ورث آهن باشد .
در این مجال نوشتاری قصد دارم در مورد این زنگ نکته ای را اشاره کنم:
۱- همه عالم و آدم تلاش می کنند تا به کودکان خود آینده نگری را یاد بدهند . در این زمینه از هیچ کوششی هم دریغ نمی کنند . معروف ترین این تلاشها را در کارتون فوتبالیست ها دیدیم . کارتون ساختن تا ۲۰ -۳۰ سال بعد بتوانند نسلی موفق داشته باشند . از این نمونه رفتارها در سایر جوامع هم می توان دید .
اما در ایران
ما تلاش می کنیم به گذشته هایمان ببالیم و آنها را دائم در چشم داشته باشیم . گاه تا بدانجا پیش می رویم که از سوی دیگر می افتیم و انسان تعادلی بین گذشته و آینده نمی بیند تا بدانجا که احساس می کند آینده نادیده گرفته می شود .
همه این مقدمه بابت آن بود که بگویم ما آغاز سال تحصیلی را با زدن چکش بر ورق آهنی شروع می کنیم . آیا در کشور تمدن سازی مانند ایران ، این چکش و ورق آهن جایگاهی دارد؟ سمبل چیست؟ نشانه کدامی افتخار و بزرگی است؟ کدام یک از کودکان و دانش آموزان امروز ما درک صحیحی از این سمبل آغاز کننده سال جدید آموزشی دارند ؟
پیشنهاد می کنم که بجای استفاده از نشانه ای نا مانوس ، از همان شیوه های معمول استفاده شود .
شاهد از غیب رسید
وقتی ای فیلم - گام دیر هنگام فرهنگی را نوشتم و در جایی از آن گفتم که این شبکه " می تواند به عنوان شمشیری بر ضد خودمان هم باشد " ، یکی از بزرگوارانی که به نوشته هایم با گذاردن کامت واکنش نشان می دهد ، آن جمله را ابهام برانگیز خوانده و منتظر توضیح بیشتر بود .
خیلی تلاش ذهنی کردم تا چیزی که واقعا در ذهنم بوده است را منظم کنم و بنویسم تا اینکه آقای " رضا رشید پور " که مجری نام آشنای تلویزیون و صاحب امتیاز مجله ای هم هست در نوشته ای با عنوان خیالتان راحت باشد ! به بیان خاطره خود در هتلی در خارج از کشور اشاره می دارد که:
"مشغول استراحت در هتل بودم و شبکه الجزیره را تماشا میکردم . سرخط اخبار که تمام شد یک برنامه کوتاه تحلیلی در مورد دفاع مقدس نشان دادند که واقعا شرم اور بود .
مجری این شبکه بعد از نشان دادن دقایقی از فیلم اخراجیها فرمود که این سیمای واقعی رزمنده های ایرانی است که یک هنرمند داخل کشور به نام ده نمکی ان را به تصویر کشیده !!! "
دیدم این چند سطر درواقع همانی بود که دنبال بیانش بودم .
در این سالها ، به دلایل مختلف ، سیمای به نمایش در آمده از اجتماع ایرانی ، بیشتر متمرکز بر رئالیسم و مستند بوده و به یقین استنباط دیگران از ایران را شکل می دهد یا مورد استفاده تحلیلی قرار می گیرد .
در سریال های تلویزیونی هم یا داریم داد می زنیم ، یا قبول نداشتن قانون و یا لات بازی و ... را نمایش می دهیم یا خدا و پیغمبر را .
آنهایی که این برنامه ها را می بینند ، بر همین اساس هم در مورد ایران و ایرانی به استنباط می نشینند و ایرانی را یا اهل داد زدن و لات بازی و قانون شکنی معرفی می کنند و یا خدا پرستانی فارغ از دنیا ( که رفتارشان در مورد ادیان و اسلام را هم در این ایام دیده ایم )
در سریالها و فیلم های ایرانی جایی برای اکشن های جذاب ، ماجراجویی و ... وجود ندارد .
دیگر کشور ها از بین ده ها شبکه تلویزیونی و ماهواره ای خود ، نه تنها تمامی اشکال فیلم و سریال را به نمایش در می آورند ، بلکه شبکه هایی را هم برای نمایش موقعیت ها و جاذبه های توریستی کشورشان اختصاص می دهند و از هیچ فرصتی برای جذب توریست و معرفی توانمندی کشورشان در این زمینه دریغ نمی کنند .
یک عکس یک دنیا
دیدن این عکس برایم جالب بود .
ای فیلم - گام دیر هنگام فرهنگی
دردمندی ام زمانی که داده هایی بیشتر دریافت می کردم ، فزونی می گرفت . سفرهای داخلی و خارجی نیز به این درد می افزود که ما آنچه در اندوخته خود داریم با آنچه برداشت می کنیم یکسان نیست .
اگر از آقای دکتر حیدری( که فنون مذاکرات بین الملل را از ایشان آموخته ام ) بخواهم وام بگیرم ، باید بگویم که هر نقطه ای از ایران ، جایی است حاوی صدها سال تاریخ . حتی جدیدترین نقاط ایران مانند تهران نیز حاوی تاریخ معاصری است مشتمل بر بیش از دو صده تاریخ .
برداشته های ما از این تاریخ و تمدن اما متناسب با اندازه این عظمت نبوده است . تا بدانجا که نه تنها اعراب ، ترک ها و حتی تاجیکهای همسایه نشین به خود اجازه داده اند از این قصور و غفلت کمال سوء استفاده را نموده و بزرگان این مرزپرگهر را بنام خود شناسنامه زدند، بلکه فضای رسانه ای خانواده های ایرانی را هم با MBCs
( MBC1-MBC2-MBC3-,BC4 ) و DUBAI 1 و ... و اخیرا FARSI 1 به خود اختصاص دادند .
گفته ناگفته در این فضای فکری بسیار دارم که فراوان تا حد ظرفیت و شرایط ، در کلاسهایم به آنها پرداخته ام .
اما امروز رویدادی اتفاق افتاد که مسکنی ضعیف برای این درد بزرگ بود :
افتتاح شبکه ماهواره ای مشتمل بر فیلم و سریال های ایرانی که بزبان عربی برای کشورهای حوزه خلیج همیشگی فارس برنامه پخش کند .
فرصتی برای توسعه آنچه در فضای داخلی ، از ایران و ایرانی به نمایش گذاشته ایم ، است برای آنانی که با ایران امروز کمی بیگانه بنظر میرسند .
یادآوری این نکته را ضروری می دانم که همه آنچه در سریال ها و فیلم ها به نمایش در آوردیم ، همه ایران با پیشینه تاریخ و تمدن ایرانی- اسلامی اش نیست . بدین معنا که اگرچه می تواند توسعه فرهنگ ایرانی باشد اما می تواند به عنوان شمشیری بر ضد خودمان هم باشد ( که در فرصتی دیگر به آن خواهم پرداخت ) .
امید فراوان دارم که شما هم از این رویداد شاد شده باشید و امیدفراوان دارم که مدیران این شبکه به " بهبود مستمر " و " چهره بیرونی ایران " توجه داشته باشند .
برای آشنایی بیشتر با این شبکه نوظهور به لینک زیر هم سرکی بزنید:
یا علی ( ع )
خداحافظ ای کوفه ای شهرغم
که درکام من ریختی زهر غم
بیا ای فروغ شهادت بیا
نجات علی ای شهادت بیا
که شام علی گشته دیگر ثمر
به شامم کسی آفتابی نداد
سلام علی رو جوابی نداد
خدایا ز کارم گره واشوده
خدایادلم تنگه زهراشوده
که امشب روم نزدپیغمبر
خداحافظ ای کوچه های خموش
نیاید دیگرنان وخرمابه دوش
خداحافظ ای سجده گاه علی
که مانده نگاهت به راه علی
خداحافظ ای ماجرای فدک
خداحافظ ای نان خشک ونمک
خداحافظ ای خشم لب دوخته
خداحافظ ای خانه سوخته
خداحافظ ای کوچه پرزدود
خداحافظ ای باغ یاس کبود
خداحافظی کرده ام باهمه
که چشم انتظارم بود فاطمه
غم ودردم به پایان رسید
به زهرابگوید مهمان رسید
خداحافظ ای نخلها چاه ها
دیگر نشنویداز علی آه ها
یا علی ( ع )



برای تهیه تابلو ها با اندازه اصلی به منبع زیر مراجعه نمائید:
http://masteramirkhani.blogfa.com/post-52.aspx
گر تو این انبان ز نان خالی کنی / پر ز گوهر های اجلالی کنی

منبع و سایز واقعی در : http://www.masteramirkhani.blogfa.com/post-49.aspx
خوشنویسی
چه فروردین سیاهی
چه فروردین سیاهی شده است این فروردین ۱۳۸۹
همش اخبار دردناک
بعد از استاد کرم رضایی و استاد بنفشه خواه و استاد ملک مطیعی
امروز خبر درگذشت استاد حمیده خیرآبادی را دیدم و شوکه شدم .
سینما ملت

سازه این سینما جزو سازه های مدرن در شهر تهران است که دید بالا و پهلوی آن دیدنی است :


ورود و خروج سینما از قوس زیرین آن صورت می پذیرد

سالن های سینما در مرکز ساختمان قرار گرفته و در کناره های شرقی و غربی ، پله برقی ها و گالری ها و فروشگاه ها قرار گرفته است

کناره های حنوبی و شمالی هم اختصاص به پله ها و رمپ ها دارد

دیواره شیشه ای ساختمان از شمال منظره زیبایی از پاک ملت و از جنوب منظره ای از بزرگراه نیایش را پیش رو قرار می دهد


از روی سایت اینترنتی سینما مبت هم می توان به اطلاعاتی از برنامه های پخش فیلم ها دست یافت
نیاسر 3
در روزهای آغازین سال ، دیدن زمینهای کشاورزی که در گستریه ای وسیع کشت شده اند و سفره ای سبز گسترده اند ، در مسیر اتوبان قم - کاشان ، چشم نواز است :

اگرچه در کنار این فضا ، حضور نیروهای کنترل پلیس راه ، تضمینی برای سلامت رانندگان است :

برای رسیدن به نیاسر باید نرسیده به کاشان ، از اتوبان قم - کاشان خارج شوید و وارد مسیری شوید که بخشی از آن به عنوان اتوبان " خلیج فارس " در حال شکل گیری است

نیاسر به دلیل داشتن باغ های گل محمدی ، جایی است برای گلاب گیری . مکانیزیمی که با چیدن و پختن گلها در دیگهای مخصوص صورت می پذیرد .

بخار ( عرق ) طبخ گل ها در کوزه هایی که داخل آب نگهداری می شوند تبدیل به مایعی می شود که بنام گلاب می شناسیمشان

آبشاری زیبا در نیاسر جاری است که ناشی از ریزش آب از کنار کوشک ( که احتمالاً مربوط به دوره صفویه است ) به پائین دیده می شود


ظاهر دیواره زیر آبشار نشان می دهد که آنچه در قدیم وجود داشته بسیار وسیع تر از آبشار فعلی است

تعداد فراوانی پله شما را در کنار آبشار می تواند حرکت دهد .

نمایی که زیر پای شاهان استفاده کننده از کوشک نیاسر دیده می شد ، بسیار دیدنی است

مهمترین سازه ای که در نیاسر می شناسم ، چارطاقی است ( نگاه کنید به چار تاقی نیاسر و چار تاقی نیاسر 2 )



معلوم است که قصد معرفی چارطاقی در آینده ای نه چندان دور وجود دارد که مقدمات آن فراهم شده است

در نزدیکی این چارطاقی ، رصدخانه ای توسط دانشگاه کاشان ساخته شده است

از بخت بد ، در مدت حضور در این شهر ، طوفانی از خاک هم برخاست

داخل باغ نیاسر ، غاری هم وجود دارد ( نمی دانم آیا غار هم تاریخی و غیر تاریخی دارد؟)

تنها نانوایی که تمامی کارهای آن توسز یک نفر انجام می شود و تقسیم کاری در آن نشده است را نیز در اینجا می توانید ببینید

دیدن کیوسکهایی در نقاط توریستی نیاسر ، نشان از وجود برنامه برای توسعه فضاهای توریستی نیاسر است . اگرچه این کیوسک ها تعطیل بودند :




با وجودی که همه میدانیم رعایت قانون بر همه واجب است ، اما بعضی از هموطنان جای تاسف فراوان برایمان ایجاد می کنند :

و یا

( برای الگو برداری می توانید به موارد زیر هم مراجعه نمائید:
سفر به مالزی 21 – راهنمایی در شهر
سفر به مالزی 17 – ترافیک شهری و رانندگی
سفر به مالزی 24 – فضای سبز شهری
)
مدیریت سفر3- ضایعات سفر
- اتلاف وقت : اتلاف وقت یکی از ضایعاتی است که در سفر می تواند به همه تحمیل گردد . مسافران معمولا نمی روند سفر که بایستند و وقت تلف شود و ثانیه ها و دقیقه ها از دست برود . تحمیل هایی هستند مانند کند رفتن عده ای از همسفران ، اشتغال به امور برنامه ریزی نشده ، مشکلات جسمی افراد مسن ، بی برنامگی ، گم شدن در مسیر و نظایر این موارد نکاتی هستند که ضایعه وقت را تحمیل می کنند .
- اتلاف هزینه : هزینه برای همه ناخوشایند است . در سفر شاید بیشتر جلوه کند . اینکه کاری را بتوان با Aواحد پولی انجام داد اما به دلایلی مجبور شویم با A+X واحد به انجام برسانیم ضایعه دیگری است که X واحد آن به همسفران تحمیل شده است .
- دوباره کاری : بارها دیده ام که نادانی ، بی برنامگی ، تصمیم گیری آنی و لحظه ای ، کمبود اطلاعات و مواردی از این دست موجب می شود تا دوباره کاری را به همه تحمیل نمائیم . برای دیدن شهری در نزدیکی مقصد خود برویم اما آنچه در پی اش بودیم به انجام نرسد . ( مثال : در سفری به شیراز مجبور شدیم مسافت شیراز – تخت جمشید را دوبار طی کنیم تا از برامه ای با عنوان نور و صدا استفاده کنیم . فقط به این دلیل که اطلاعات لازم را نداشتیم و ناگزیر از طی کردن بار دوم مسافت مذکور شدیم . این علاوه بر دوباره کاری ، به معنی از دست دادن یک نیم روز هم بود )
مدیریت سفر 2-برنامه ریزی سفر
معقولانه ترین راه برای برنامه ریزی سفر این است که اهداف و خواسته های همگی را دریافت نمود و متناسب با آنها فعالیتهای گروهی و یا فردی اختصاص داد . در بخش فعالیتهای گروهی ، اقدامات مشترک بین همه را قرار داد و بخشی از زمان سفر را هم به فعالیتهای انفرادی اختصاص داد ، فعالیتهایی که همه خواهان آن نیستند بلکه هر فرد متناسب با ویژگیهای شخصی قصد تحقق آن را دارد .
توصیه اکید من آن است که زمان و نحوه انجام فعالیتهای جمعی و فردی را از قبل به همه همسفران بگوئید . بزرگ ترین اشتباه این است که با ابهام در صمیم گیری به ضایع کردن حقوق همسفرانمان بپردازیم .
باید پیش از سفر به همه بگوئیم که بطور مثال دو روز اول را صرف دیدن از مکان الف تا جیم می کنیم و روزهای سوم و چهارم هم افراد مختارند به امور فردی خود بپردازند . در روزهای گروهی همگان باید به امور تعریف شده بپردازند و دل نگه دارند تا امور فردیشان را در روزهای انفرادی به انجام برسانند . تداخل این روزها و امور تنها نتیجه اش افزایش ضایعات سفر است .
ساده ترین راه هم برای این مهم آن است که یکی از افراد تقبل نموده و پیش از سفر به بررسی شهر مقصد مبادرت ورزد و به شناسایی نقاط جالب آن بپردازد . اطلاعات بدست آمده را با دیگران به اشتراک گذارده و بخشهای گروهی و انفرادی را مشخص نماید .
خواه برایمان جالب باشد و خواه نباشد ، گریزی نیست از اینکه همسفران را در بخشهای گروهی به کنار هم بودن تشویق کنیم و اطلاعات لازم برای سفر را هم به آنان بدهیم تا بخشهای انفرادی را هم برای خودشان به درستی برنامه ریزی و مدیزیت کنند .
مدیریت سفر 1- مسافران و همسفران
از دید نویسنده ، مدیریت سفر ناظر بر چند موضوع است که باید جداگانه به آنها اشاره نمود:
- مسافران و همسفران
انتخاب همسفران یکی از موضوعات مهم در سفر محسوب می گردد . هر کس با هدفی خاص که در ذهن خود دارد به سفر مبادرت می نماید و یقینا هیچ دونفری را نمی توان یافت که هدفی مشترک داشته باشند . حتی اگر هدف آنان در لفظ تشابه داشته باشد در معنا متفاوت است . می پرسید یعنی چه ؟
شاید دونفر پیدا شوند که می گوید می رویم سفر برای استراحت . این تشابه لفظی است . اما آیا استراحت در ذهن هر دو یک معنا را می دهد . قطعا نه . یکی استراحت را معادل سکوت و آرامش می داند ، حضور در محیط طبیت و استفاده از مناظر و چشم اندازهای بدیع خدادادی و دیگری استراحت را دوری از محیط کار .
اولی مایل است برای استراحت به بیرون شهر برود و دیگری برایش چندان تفاوتی نمی کند ، همین که درگیر کار نباشد استراحت است .
وای به حال مسافرانی که اهداف متعدد و گاه متناقض داشته باشند که در این حالت سفر به کام همه با زهر مار تفاوت نخواهد نمود. یکی می خواهد بایستد و ویترین گردی کند و دیگری می خواهد طبیعت بینی نماید و دیگری آثار باستانی و چهارمی سینما و ...
در این بین چه می شود؟
افراد با توجه به توان و قدرتشان در جمع به تصمیم سازی و تمیم گیری می پردازند و زشت ترین تصمیم گروهی آن است که هر کسی به کار خود مشغول شود ( انچه که در عمل گاه مشاهده می شود که می گوئیم ما چنین می کنیم هر که نمی خواهد برود و کار خودش را بکند ) . در این بازی زشت و سبک سرانه گروهی ، خودخواهی ، دیکتاتوری ، قدرت طلبی و خودبزرگ بینی افراد نمود عینی می یابد .
از دیگر نکات مهم در در انتخاب همسفران ، توان جسمی آنان در سفر است . مسافرت با افراد بیمار یا کم توان برای سایرین عذاب آور و ملالت بخش است . اگر کسی نا توان از حرکت با سرعت سایرین است ، در این شرایط سرعتش را به همه تحمیل می کند . در نتیجه اگر می شد در فرصت سه ساعت به دیدن پنج نقطه نائل شد حالا با تحمل " فرصت از دست رفته " باید به سه نقطه سر بزنید و تازه شنوای آه و ناله همسفر ناتوان هم باشید . و ...
خصوصیات متناقض روحی و رفتاری افراد را هم به این گفتار بیافزائید . افراد خودخواه یا دیکتاتوری که به دیگران نظرات خود را تحمیل می کنند . اگر آنان خواستند باید بقیه هم گشنه شوند ، اگر آنان خواستند باید بقیه هم تشنه شوند ، اگر آنان خواستند...
سفر این گروه از افراد با سفر به جهنم زیاد تفاوتی نمی کند . معمولا هم بیشترین فشار به کسی ( کسانی ) وارد می شود که به دلیل احترامی که برای دیگران قائل هستند سکوت می کنند و نظاره .
همچنین :
یک بغل گل تقدیم شما باد
چه نوروز به باور ایرانیان کهن ، روز آسودن خدای از آفرینش جهان باشد[1]
یا به اندیشه ای اسطوره ای ، حاصل سرور ناشی از تماشای پرواز گردونه جمشیدشاه در آسمان[2] ،
چه روز اعتدال بهاری باشد
یا رسیدن خورشید به برج حمل [3] ،
چه نوروز 89 در پی سال پرماجرای 88 بیاید
چه در پی جشن آخرین چهارشنبه سال
به هر حال
روزی است که برای اولین بار ، بیش از ایرانیان یا پارسی زبانان مقیم گستره ایران آریایی جشن گرفته میشود.
در هنگامه ای که جهانیان NOWRUZ را به رسمیت شناخته اند و همگام با مردمان پارس به شادی فرا رسیدن آئینی باستانی خواهند پرداخت .
من نیز با افتخار این روز را همراه با بهترین آرزوها برای ، سلامتی و توفیق ، شادی و شادکامیها در کنار خانواده محترمتان تبریک میگویم .

یک بغل گل تقدیم شما باد .
رامبد باران دوست . نوروز 1389
[1] یا حقی ، محمدجعفر« فرهنگ اساطیر و داستان واره ها در ادبیات فارسی » ، فرهنگ معاصر ،1386، ص 834.
[2]بهرامی ، عسگر« از ایران چه می دانیم 46 : جشن های ایرانیان » دفتر پژوهشهای فرهنگی ، دوم 1386، ص52.
[3] امین تفرشی ، بابک « آیین طبیعت » همشهری ماه : ویژه نامه ایران شناسی ( سرزمین من ) » شماره 40 ، اسفند 1388 ،ص 18.
عکس : ارکیده های کم یاب – باغ گل - کوآلالامپور
فیلترینگ وبلاگ
در مورد فیلترینگ پیشتر در وبلاگهای دوستان یا مراکزی که می خوانمشان دیده بودم ( فيلتر ميشويم، هر ده دقيقه يكبار! ) اما نمی دانستم که افراد غیر سیاسی که هیچ علاقه - تجربه یا اقدام سیاسی یا امنیتی ندارند هم ممکن است دچار این مساله شوند !!
برترین تصاویر علمی 2009
ثبت روز بینالمللی نوروز در سازمان ملل
اشعار مولانا با نواي تنبور
یک فاجعه فرهنگی!
مراسم نوروز
"رئیس سازمان صداوسیما با اشاره به انتقادات مطرح شده نسبت به ویژه برنامه تحویل سال 88 گفت: امسال شادترین برنامهها هنگام تحویل سال پخش میشود.
مهندس عزت الله ضرغامی که با مهر گفتگو می کرد در پاسخ به اینکه در ویژه برنامههای تحویل سال تحویل 88 برخی انتقاداتی داشتند تاکید کرد: متاسفانه سال گذشته به دلیل ناهماهنگی برخی شبکهها در ویژه برنامه تحویل سال انتقاداتی مطرح شد که درست بودند.
رئیس سازمان صدا وسیما اضافه کرد: متخلفان پارسال توبیخ شدند و امسال نیز انشاء الله شادترین و هماهنگ ترین ویژه برنامه تحویل سال از رسانه ملی پخش میشود.
ضرغامی یادآور شد: البته در سال گذشته فقط در دقایق تحویل سال این ناهماهنگی را شاهد بودیم و برنامههای قبل و بعد سال تحویل شکل خوب و متنوعی داشتند ، اما درست لحظه ای که ثانیه شمار سال تحویل رسید به دلیل اجرای برنامههای زنده در شبکه های مختلف مشکل ایجاد شد.
ضرغامی همچنین عنوان داشت که امسال با برنامه ریزیهایی که انجام شده این مشکلات به وجود نمیآید."
علی اکبر مهدی پور دهکردی، نوازنده موسیقی "تحویل سال نو" در ایران درگذشت.
سرنا سازی است که در موسیقی مقامی جایگاهی ویژه دارد . چنان ویژه که نوروز را با آن به جشن می نشینیم و تحویل سال را بدون شنیدن صدای این ساز ، تحویل ناشده می انگاریم . (تحویل سال و شبکه یک )
اولاً تسلیت به جامعه فرهنگی – هنری کشور و ثانیاً : جناب آقای کمیته چهره های ماندگار ، ظاهراً ایشان را فراموش کرده بودید!!!
كاهش توليد آهنگهاي ماندگار
كيومرث ملك مطيعي در بيمارستان بستري شد
شمارش معکوس تا تحويل سال ۱۳۸۹ شمسي
تاکسی نارنجی
رفتم و ساعتم به فیلم " تاکسی نارنجی "می خورد .
سالن خالی بود . تقریبا 7-8 نفر بودیم . 4 دختر بچه دبیرستانی ، یک زوج بسیار جوان و من .
فیلم ، داستان زنی است که از دست شوهرش فرار کرده و به همراه دو فرزندش به جزیره کیش آمده تا کارکند . یک تاکسی می گیرد و ...
تا کنون فیلمی چنین مسخره ، بی محتوا ، کم ارزش و لوس ندیده بودم . شانس آوردم که دست بر قضا به روز نیم بهای بلیط سینما ها برخوردم و اگرنه که باید تاسف پول از دست رفته را هم به زمان باطل شده اضافه می کردم .
دانلود منابع کارشناسی ارشد مدیریت
یک خاطره تاسف بار ( یا شاید فاجعه فرهنگی )
این توضیحات رو که دیدم یاد یه خاطره افتادم! یه روزی رفته بودم امام زاده صالح سه چهار تا خانم و آقای توریست خارجی اومده بودن اونجا رو ببینن اولن که از جلوی در حیات با یه برخورد بد به خانما چادر دادن اونا هم که مثل خیلی از ما بلد نبودن سرشون کنن هی از سرشون می افتاد بعد هم اون آقاهه که با پر جلوی در وایساده بود کلی با اون پر رنگیا تنبیه شون کرد بعد هم اون خانومه که جلوی در ورودی خانوما وایساده بود نذاشت برن تو!
ترانه وطنم وطنم
ترانه وطنم وطنم با صدای سالار عقیلی که از اوایل سال ۱۳۸۸ به کرات در فضای شنیداری جامعه شنیده می شد ، بسیار زیبا و دلنشین است . چنان که متن شعر آن را یافته و در ترانه حماسی وطنم گذاشتم .
حال در یکی از خبر گزاری ها خبری دیدم با عنوان نخستین سرود ملی ایران؛ از مظفرالدین شاه تا میرحسین موسوی که اطلاعات جالبی ارائه می کرد ( در جایگاه ارزیابی صحت و سقم اطلاعات آن نوشته نیستم ) .
جالب تر آنکه فهمیدم خانم دریا دادور نیز آن را اجرا نموده اند که اگر چه ابهت یک اجرای ارکسترال را ندارد اما شنیدن و دیدن آن نیز جالب است .
خلاصه کتابهای مدیریتی
تصویر بازوی عفونی یک معتاد کراکی
World's Friendliest Countries
محرم 1388
حتی مردم عادی نیز به تحلیل این رویدادها پرداخته و نتیجه گیریهایی نیز انجام می دهند .
من آن بخشی از دیدگاه های خود در باب رویدادهای پس از انتخابات که می توانستم با توجه به تخصصم در موردشان اظهار نظر کنم را نگاشته ام ( انتخابات ریاست جمهوری 1388- 1 ) پس قصد تکرار آن را ندارم . اما موضوعی این روزها ذهنم را درگیر نموده است ( موضوعی که برایم تازگی ندارد و اگر شما از خوانندگان قدیمی شطحیات ذهن من باشید ، با آنها قبلاً هم مواجه شده اید : عاشورا و جشن هاي مذهبي ) :
امسال و در پی رویدادهای آن - گروه هایی که خود را متدین یا وابسته به گروه های دینی و مراجع تقلید می نامند در مقابل هم صف آرایی نموده اند و از هر فرصتی برای مقابله با دیگری استفاده می کنند . هر یک هم دیگری را به ظالم بودن و از دین خارج شدن متهم می کنند . خود را نیز بر حق معرفی می کنند .
گویا از نشانه های ظهور منجی ، آن است که ...
خدا آخر و عاقبت ما را ختم به خیر نماید .
تهران يا تگزاس؟ درگيري مسلحانه سر جاي پارك اتومبيل
غدیر مبارک

فرار مغزها، مهاجرت ژنها را بهدنبال دارد
یک عکس - هزار معنا

او که نیکو و خردمند بود
سربال شمس العماره
هرچه با خودم کلنجار رفتم که این بار چیزی ننویسم و خود سانسوری کنم ، نشد و نتوانستم . پس می نویسم :

۱- سریال شمس العماره با محوریت ازدواج واجد ویژگیهایی در حوزه همسران بود که توجه بر انگیز می نمود یا می توانست باشد :
- تعداد زیادی زوج در آن حضور داشتند : مش رحمت و جیران خانم - دایی هرمز و عمه پری - شریفه و نویسنده سریال ( می دانید که نام را به سختی حفظ می شوم ، پس خرده نگیرید که چرا نام این هنرمندان را نیاورده ام و از نام هنریشان در سریال استفاده کردم )
- سریال در شامگاه ۲۵ آبان ماه پایان پذیرفت . می توانست شب ۲۸ آبان خاتمه یابد ( در تقویم ایران اسلامی این روز مصادف با سالگرد ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه - روز ازدواج و خانواده نامگذاری شده است )
۲- برای چندمین بطور عملی بار نشان داد که اگر تیمی قابل قبول کنار هم جمع شوند می توانند کارهای قابل قبول هم ارائه کنند .
۳- روشهای ساده ای هم برای شاد کردن معنادار مردم می توان یافت .
۴- هرکاری کردم نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و از هنر نمایی " فرهاد آئیش " در این سریال ابراز شادمانی نکنم و سر تعظیم در مقابل زحمات همه هنرمندان قدر این مرز و بوم فرود نیاورم .
۵- ای کاش که سایر سازندگان سریالهای تلویزیون هم متوجه شوند که استفاده از مشاوران حرفه ای و متخصص می تواند روز کیفیت کارشان تاثیری چشم گیر داشته باشد .
كارگاه آموزش شيوههاي صحيح مطالعه
منبع :
http://www.ibna.ir/vdcjyyei.uqeiyzsffu.html
مایه ناز
"مایه ناز " آخرین اثر " سالار عقیلی " است . این اثر علاوه بر اینکه با صدای دلنشین او ارائه شده ، ویژگی دیگری نیز دارد :
اولین ( ؟ ) اثر مشترک ایشان و همسر محترمشان ( سرکار خانم حریر شریعت زاده ) است . نمونه بارزی از دستاورد تیم شدن همسران . نمونه ای که مشابه آن را در مورد ویل دورانت ها ( نویسندگان تاریخ تمدن ) ، گیلبرت ها ( مبدعان کارسنجی - زمان سنجی ) ، کوری ها ( کاشفان اشعه ایکس ) ، مرحوم دکتر علی اسدی و سرکار خانم دکتر شهیندخت خوارزمی ( محققان جامعه شناسی و ارتباطات اجتماعی ) و ... می توان دید .

سبزه ریزه میزه - عجایبا و غرائبا فی الموسیقی سنتی
در آخرین خبری که دستم رسید دریافتم که سرکار خانم ملیحه سعیدی که پنجه ای طلایی در نواختن قانون دارد کاری با عنوان " سبزه ریزه میزه " منتشر نموده اند .
با هیبتی مردانه رفتم و پیگیر خرید آن شدم . در اولین فروشگاه با تعجب
دریافتم که این کار ، کاری در حوزه کودکان است با صدای حمیدخان جبلی دوست داشتنی . ![]()
![]()
با اشتیاق فراوان که کاری جدید خریده ام + اشتیاق اینکه این چه کاری است در موسیقی کودک با صدای استاد حمید جبلی ، آهنگسازی خانم استاد سعیدی و شعرهایی از استاد رحماندوست ، سریع گذاشتم و با دقت گوش کردم .
فوق العاده است
فوق العاده
ببینید هنگامی که افرادی قوی کنار هم قرار بگیرند برای کاری این چنین ، آیا می توان انتظاری جز نتیجه ای فوق العاده داشت؟
در توضیحی که ابتدای کار ارائه می گردد همه دلایل فلسفی تهیه چنین کاری را بیان می دارند .
( شما هم گوش کنید . گاهی بد نیست انسان به عالم بچگی خود برود و از آن حس و حال که دیگر باز نمی گردد لذت ببرد )

شهامت
جالب و با معنا
نوشته ای برداشت شده از پشت ویترین کتابفروشی میدان هقت تیر ابتدای قائم مقام :
تلاش شما مانند سپرده بانکی است
متظر سود باشید



















رامبد باران دوست هستم.