خداحافظ ای کوفه ای شهرغم
که درکام من ریختی زهر غم

بیا ای فروغ شهادت بیا
نجات علی ای شهادت بیا

که شام علی گشته دیگر ثمر
به شامم کسی آفتابی نداد

سلام علی رو جوابی نداد
خدایا ز کارم گره واشوده

خدایادلم تنگه زهراشوده
که امشب روم نزدپیغمبر

خداحافظ ای کوچه های خموش
نیاید دیگرنان وخرمابه دوش

خداحافظ ای سجده گاه علی
که مانده نگاهت به راه علی

خداحافظ ای ماجرای فدک
خداحافظ ای نان خشک ونمک

خداحافظ ای خشم لب دوخته
خداحافظ ای خانه سوخته

خداحافظ ای کوچه پرزدود
خداحافظ ای باغ یاس کبود

خداحافظی کرده ام باهمه
که چشم انتظارم بود فاطمه

غم ودردم به پایان رسید
به زهرابگوید مهمان رسید

خداحافظ ای نخلها چاه ها
دیگر نشنویداز علی آه ها