اثربخشی آموزش 2

 

اثربخشی آموزش 2

 

اثربخشی آموزش 1

 

 

اثر بخشی آموزش ۱

 

کارگاه تفکر و مدیریت استراتژیک

کارگاه تفکر و مدیریت استراتژیک

کارگاه تفکر و مدیریت استراتژیک

 

 

دکتر وفا غفاریان ، به جهان دیگری سفر کرد ...

دکتر وفا غفاریان را به عنوان یکی از اساتید ممتاز استراتژیک ،اهالی مدیریت خوب می شناسد ، دست اندرکاران رسانه به او می گفتند اسطوره ی مخابرات و مدیران زیادی ترکیب علم و عمل را به زیبایی از او آموخته اند و او را به عنوان یکی از نمونه های بارز عالم با عمل می شناسند .
در کارنامه ی حرفه ای او منصب های بزرگی بود ، اما کسانی که او را بیشتر می شناختند می گفتند که ریس هیات مدیره مخابرات یا معاون وزیر بودن برای بزرگی مثل او بزرگی نمی آورد و او بود که به این مقام ها بزرگی می داد .
دکتر وفا غفاریان که از حدود دو سال و نیم گذشته درگیر سرطان مغزی بود ، صبح امروز به دیار باقی شتافت.


مراسم تشیع پیکر پاک ایشان، ساعت ۸ و نیم صبح فردا یکشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۰ از مقابل بیمارستان شهید هاشمی نژاد آغاز و در قطعه ۲۲۴ بهشت زهرا تهران برگزار خواهد شد.

مراسم سوم روز دوشنبه مورخ 3 / 11 /90 ساعت 10 تا 30: 11 صبح در مسجد نور واقع در میدان دکتر فاطمی و

مراسم شب هفتم روز پنجشنبه مورخ 6 / 11 /90 از ساعت 14 تا 30 : 15 در مسجد جامع شهرک غرب واقع در میدان صنعت ، بلوار شهید فرحزادی ، روبروی میلاد نور برگزار خواهد شد.

 

منبع :

http://www.modiriran.ir/modules/news/article.php?storyid=5790

لطفا "‌فرهنگ " نسازید

بنام خدا

لطفا "‌فرهنگ " نسازید

رامبد باران دوست

 

 

صغری : سالها است که می خوانیم ،‌می شنویم و می گوئیم که مشکل ترافیک ما عمدتا ناشی از فرهنگ رانندگی، مشکل زندگی اجتماعی ما ناشی از فرهنگ زندگی جمعی ، مشکل آموزشی ما ناشی از فرهنگ آموزشی ما ، مشکل جسمی مردم ما ناشی از فرهنگ ... ما است و مشکل... ما ناشی از فرهنگ ... است و ...

کبری : سالها است که می خوانیم ،‌می شنویم و می گوئیم " باید برای ... فرهنگ سازی شود."

نتیجه : ؟؟

 

کلام اول :

همه ما می دانیم که واژگان تاثیر رفتاری بر ذهن دارند . بعضی واژگان حتی جنس دارند و گاه جهت دارند . بعضی لغات مثبت‌اند و بعضی منفی . بعضی وضعیتی عظیم را در ذهن تداعی می کنند و بعضی وضعیتی بحرانی و ... . وقتی می گوئیم " خورشید خانم " به این معنی است که برای خورشید جنسیت مونث قائل هستیم ، وقتی می گوئیم " بالا " یعنی جهتی را نشان داده ایم ، وقتی می‌گوئیم " قوت " معنی مثبت و خوبی در ذهن تداعی می شود، خاصه آنکه در کنار سایر لغات بنشیند و به صورت " خدا قوت در" آید. وقتی می گوئیم "اقیانوس" به پدیده‌ای عظیم اشاره داریم و وقتی می گوئیم " وحشتناک " احساس وضعیتی بحرانی را ایجاد می کند .

شاید بتوان همین پیچیدگی را به مفاهیم نهفته در " فرهنگ" هم تعمیم داد. در " فرهنگ" هم به موضوعی اشاره داریم که هم پیچیده است ، هم تعریف آن دشوار است ، هم تعدد تعاریف در موردش وجود دارد ، هم دیدگاه های متفاوتی در مورد آن وجود دارد ، هم موضوعی عظیم را متصور
می کند ، هم پدیده ای مرتبط با سازمانهای فراوان مسئول را تجسم می کند و ...

حال ببینید سالها است که می خوانیم ،‌می شنویم و می گوئیم " باید فرهنگ سازی شود"  چه اتفاقی می افتد؟

·        در مورد موضوعی پیچیده صحبت به میان آورده ایم که شناخت تمامی ابعاد ، تعاملات ، تاثیرات و تاثرات آن به سادگی ممکن نیست . افراد به سادگی نمی توانند به تمامی ابعاد این پیچیدگی نائل آیند . بنابراین نمی دانند چه برنامه ای ، با چه شرایطی ، چه بودجه ای ، در چه بازه زمانی ، چه امکاناتی و ... باید برای دستیابی به " فرهنگ "مورد نیاز تدارک ببینند.

·        این موضوع پیچیده را به سادگی نمی توان تعریف نمود. ارائه تعریفی جامع و مانع برای این موضوع پیچیده کاری بس دشوار است . عدم دسترسی به تعریفی جامع و مانع ، باعث
می شود که توان برنامه ریزی برای تمامی ابعاد ، تعاملات و تاثیرات آن از بین برود. اگر هم برنامه ریزی انجام شود ، شناسایی ابعاد جدیدتر این پدیده پیچیده می شود تمامی برنامه‌ریزی‌های انجام شده با تغییرات و در نهایت شکست مواجه شود. استمرار روند چنین شکست هایی موجب دلسردی برنامه‌ریزان و در نهایت هم رها نمودن موضوع " فرهنگ سازی " می شود.

·        تعریف واحدی در مورد آن وجود ندارد . وقتی هم در مورد موضوعی اتفاق نظر وجود نداشته باشد نه می توان به اشتراک ذهنی رسید ، نه می توان به برنامه ای مشترک برای تنظیم و مدیریت خواسته ها در موردش دست یافت .

·        علاوه بر این موارد ، " فرهنگ" موضوعی عظیم است که صحبت در موردش دشوار
می نماید چه رسید به برنامه ریزی و تدارک برای " ساخت" آن . عظمت چنین موضوعی اگر باعث ترس و واهمه نشود ، باعث عقب نشینی افراد می گردد. ترجیح خواهند داد تا کسانی که در موقعیت و امکانات مناسب تری هستند به مقوله " فرهنگ سازی " رسیدگی نمایند . در این وضعیت به نظر می رسد که اشخاص حقیقی خود را در پس اشخاص حقوقی که دارای موقعیت ، امکانات و شرایط بهتری برای مواجه شدن با چنین موضوعی عظیم هستند ، پنهان می کنند و یا ترجیح می دهند بار مسئولیتی خود را نادیده انگارند.

·        موضوع پیچیده ، دشوار و عظیم " فرهنگ " ، متولیان فراوانی هم طلب می نماید. سازمانها، نهادها، ارگانها ، ادارات و وزارت خانه‌های متعددی در کشور وجود دارند که یا خود را مسئول امر" فرهنگ سازی " می دانند و یا به این موضوع کمک می نمایند.

 

اما با همه این احوال احساس می شود که در طول سالها تلاش ، نتیجه‌ای مشخص و چشم گیر ، آنچنان که شایسته و بایسته است و انتظار می رود عاید نشده است . البته این نه به دلیل ناتوانی است بلکه بدلیل نادیده گرفتن موضوعات مهم است .

چرا که بنظر می رسد " فرهنگ سازی " سنگ بزرگی شده که نزدنی می نماید.

اما از سویی دیگر نمی توان انکار نمود که نیاز به حل مشکلات ناشی از فرهنگ و خرده فرهنگ‌ها همچنان ضروری است و احساس می شود.

آنچه در نظر نگارنده است اینکه بجای تلاش برای " فرهنگ سازی" که موجب عوارض و عواقب فوق الذکر شده است ، شاید بهتر باشد که اصولا استفاده از عبارت " فرهنگ سازی " را که نامانوس و نا مفهوم هم می نماید رها کنیم و به استفاده از واژه " آموزش " روی آوریم .

آموزش موضوعی لطیف تر و دلنشین‌تر است که هر کسی می تواند به نوبه خود آن را به اعضای خانواده و نزدیکانش منتقل کند و در حد بضاعت شخصی ، اقدام نماید. بدیهی است که در چنین شرایطی سازمانهای متولی فرهنگ می توانند به سیاست گذاری پرداخته ، افراد جامعه را به نیازهای فرهنگی حساس نموده و حتی شیوه هایی برای آموزش بهتر را هم تدارک ببینند .

خانم دکتر شهین دخت خوارزمی

روزی از روزهای گرم تابستان ( یا شاید هم بهار ) ۱۳۹۰ بود که مشاهده عکس سرکار خانم دکتر خوارزمی روی جلد یکی از مجلات روزنامه فروشی ، مرا وادار به خرید مجله ای کرد .

.

.

.

خواندن آن مجله ماند تا همین دقیقه

اولین بار نامشان را به عنوان مشاور علمی برنامه های تلویزیونی دیده بودم و بعد ها با کتاب " موج سوم " شان به توان قلمی اشان پی بردم .

افتخار شاگردی شان را در بوتان یافتم و هر از گاهی که به سازمان مدیریت صنعتی سری می زدم ، به بهانه ای ، فقط برای " سلامی " سعی می کردم حضور ایشان برسم .

و

حالا

این نوشته :

" گفتگو با شهیندخت خوارزمی - دیدار با بانوی امید "

خواندم و خواندم تا رسیدم به :

" انگار دور باطلی است که در آن گرفتار مانده ایم . به زحمت و با عشق چیزی را می سازیم ، و سپس با سرعت آن را ویران می کنیم . گره کور توسعه ایران شاید با یافتن پاسخ این پرسش باز شود : چرا آن چه را که دیگری ساخته است ، ویران می کنیم ؟"

 

درگذشت استیو جابز

رامبد باران دوست

خبر درگذشت استیو جابز را در هنگام ضبط برنامه رادیویی ام ( تدبیر) دریافت کردم و ابتدا اندیشیدم که شوخی ساده است در پی استعفای وی. اندکی تامل کردم و به خاطر آوردم که مدتها بود که جابز به دلیل بیماری سرطان دچار تغییر در جثه شده بود . پس ممکن بود خبر صحت داشته باشد . آری ، صحت داشت .

مدتی کوتاه ذهنم را به این موضوع متمرکز کردم و دیدم همین درگذشت چقدر معنا در خود نهفته دارد که می توان به آنها پرداخت ، ولو گذرا و اشاره وار:

1-      جابز از جمله کارآفرینانی بود که تمامی خصوصیات یک کارآفرین موفق را در خود جای داد . از گاراژ منزل پدرش شرکتی را بنیان نهاد که عالم گیر شد . دست خالی شروع کرد ، تنها با یک یار که تیمی دو نفره ساختند و طی حدود ده سال به سازمانی رسیدند که چهار هزار پرسنل داشت.

2-      جابز هم مانند بسیاری از کارآفرینان و مخترعین در ساختار رسمی آموزشی نمی گنجید و طفلی گریز پای بود. به همه نیز توصیه می کرد ساختار شکن باشند . در تولیداتش هم ساختار شکست.

3-      بعد از آدم الوالبشر که سیب مایه اخراجش از بهشت شد و نیوتن که سیب برایش مایه کشفی بزرگ ، سومین فردی است که رابطه ای پر معنا با سیب داشت.

4-      به چنان توانی رسید که بتواند دنیا را در دستانش ببیند و بخشی از این کره خاکی را به خود اختصاص دهد .

5-      جاه طلبانه به هدایت بازار پرداخت. بازاری که شاید میلی به کالاهای اوی نداشت اما راهبری و رهبری هوشمندانه او بازار ساخت ، بازار را تشنه کرد ، بازار را هدایت نمود و بازار را رقابتی کرد.

6-      هنوز هم که به عکس معروف سیاه و سفیدش نگاه می کنید ، چشمان نافذ و مغروری را می بینید که هزاران رویا در سر داشت. اگرچه در آن تصویر دستی به ریش جوگندمی خود دارد ، اما از ذکاوتش برای ثبت پتنتهای بیشمار در شرکتش استفاده نمود.

7-      مرگش برای شرکت ها نکته است . در پی مرگ بنیانگذار موسسه چه بر سر شرکت می آید؟ آیا به سیبی است که تاریخ می پیوندد و یا اینکه ذکاوتش را پیشتر به کار گرفته بود تا در غیبت پیش بینی شده اش هم سکان دار بماند؟

 

کارمندان ایرانی رتبه سوم تنبل ترین کارمندان جهان را به خود اختصاص داده اند

متاسفم اما منتشر شده است :

دزد پنهان منابع انسانی

افزایش وقت ناهار و تلفن ادارات/ کار مفید روزانه فقط 1ساعت و 4دقیقه!

 

سومین وبلاگم – وبلاگ برنامه رادیویی تدبیر

بود دست دست می کردم

اما سرانجام دست بر دل تاخت و مرز را شکست و سومین وبلاگم را هم راه اندازی نمودم

این وبلاگ ، خاص برنامه رادیویی تدبیر رادیو اقتصاد است که فعلا سردبیری آن را بر عهده دارم .

 در ذهن پدر این نوزاد آرزوهایی وجود دارد که به مرور امید فراوان برای تحققش دارم .

اولینش ، دریافت دیدگاه های شما است .

آدرس : http://hrtadbir.blogfa.com/

 

 

تفاوت از کجا تا به کجا است ؟

تازه رسیده بودم دانشگاه که موبایلم زنگ خورد . از رادیو اقتصاد بود . آقایی از صبح چند باری تماس گرفته بود و شکاره تماس من را می خواست . نمی دانستند چه بکنند . خواهش کردم برایشان توضیح دهند که من معمولا کلاسم یا جلسه ، در این شرایط هم موبایل را خاموش می کنم . در خواست کردم از طرف من عذر خواهی کنند و بخواهند موضوع کارشان را برایم ایمیل کنند . اما قضیه به همین جا خاتمه نیافت . یکی دوبار دیگر هم تماس ها ادامه یافت اما راهی جز عذر خواهی نیافتم .

روز سختی و پر کاری را پشت سر گذاشته بودم . از آن روزهایی که انرژی آدم حوالی ساعت ۹-۱۰ شب خاتمه می یابد .

موبایل زنگ خورد . جوانی بود که معلوم شد تمام روز را از طریق رادیو اقتصاد پیگیر کسب شماره ام بوده است . اصرار که باید ببینمتان . حال اینکه شماره را چگونه بدست آورده موضوع دیگری بود ، اما خستگی آن لحظه موجب شد تا بخواهم برای فردا تماسی یا ملاقاتی داشته باشند .

کم کم داشتم تعحب می کردم که چه موضوع مهم و حیاتی است که این همه تلاش را می طلبیده است !

حوالی ظهر روز بعد ، مجددا تماس بر قرار شد . درخواست و اصرار برای ملاقات . خواستم درخواستشان را بگویند تا ببینم اصلا می تمانم کمکی کنم یا نه . چند دقیقه گفتگو انجام شد . هر چه پیش رفتیم ، تعجب که نه ، تاسف من بیشتر می شد و عقل از سرم می پرید . خلاصه کنم درخواست ایشان را که این همه پیگیر بودند :

من دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علوم و تحقیقات سمنانم . کارهای شما را در شرکت ... و رادیو در مورد مدیریت منابع انسانی دیده و شنیده ام . لطفا فایل های پاوریونت تان را بدهین به من . فردا پرزنت دارم . ...... حداقل چند عنوان کتاب مدیریت منابع انسانی به من معرفی کنید .

خدایا

ما کجائیم و ایشان کجایند ؟

 

یک نامه

 

دنیای معلمی ، دنیایی عجیب است . دنیایی که در آن با بچه هایتان می خندید ، برایشان گریه می کنید ، بر شیطنتشان نظاره می کنید ، بر نادانیشان صبوری می کنید ، بر اصرارشان بر جهل ناراحت می شوید ، تلاش می کنید تا به شیوه خودتان آنها را برای زندگی در دنیای اینده ، که خود نمی دانید عمری در آن خواهید داشت یا نه ، اماده کنیدشان .

برای این مقصود ،‌گاه باید با آنها بخندید ، گاه فقط نگاهشان کنید ، گاه باید اخم کنید و دعوا .

اما فقط خدا می داند که در اعماق باطن و دلتان ، خروشی است برای آنکه تمامی این رفتارهایتان از دلسوزی عمیقی است که برای کشورتان و دانشجویانتان دارید .

گاه

می بینید که نمی بینندتان

میفهمید که نمی فهمندتان

می شنوید که نمی شنوندتان

و

. . .

و گاه می خوانید آنچه را بعد از آخرین روز کلاس برایتان می نویسند . همانهایی که روزی با بغضی کودکانه به تصور ظلمی که بر آنها روا داشته اید ، کلاستان را ترک کردند . همه امیدتان این است که روزی آنها برتر از شما شوند تا به وجودشان افتخار کنید و صندوقچه دلتان را با همه غم ها و شادی‌هایش فقط برای خالق هستی رمز گشایی کنید

و این نوشته یکی از آنها است ، بی نام و نشان اما برای من پر است از نام و نشان :

” سلام  خسته نباشید  امروز خیلی سعی کردم یه چیزی رو بگم ولی نشد.این ترم ترم عجیب و قشنگی بود اصلا نفهمیدم چه جوری گذشت(خیلی زود گذشت)ولی خوشحالم که خدا خواست که بد تموم نشه و احساس می کنم همه این اتفاقاات الکی نبوده وشاید باید باید یه چیزایی رو می فهمیدم.من در کلاس کارافرینی استاد باران دوست اتفااقات خوب وتلخی رو تجربه کردم که حتما (وقتی بزرگ شدم)هر کجا و در هر شرایطی که باشم با وجود بعضی  خاطره هایی که خیلی هم خوب نبود از این کلاس و خاطره هاش به بهترین خاطره ها یاد می کنم .((توی کلاس گاهی اوقات مثل یه معلمی بودید که اخمو و بد اخلاقه که یه خط کش اهنی هم دستش گرفته به شاگردش می گه برو دم سطل اشغالی وایسا دو تا دستات و یه پات روهم  بگیر بالا و حرف هم نزن وگرنه… و بعد یه حرفهایی میزدید که بقیه بچه ها هم بهش بخندن و خودتون هم زیر زیرکی به یه حرفای این شاگرده می خندید (مثل معلم کلاه قرمزی) .گاهی اوقات هم مثل مهربون ترین معلم دنیا بودید که صبورانه و  با نگاهی مهربون حرف می زدید وهمیشه و حتی موقعی که به هر دلیلی حالتون خوب نبود کاری می کردید که ما مطالب رو بهتربفهمیم و می نشستید و حرف ها و بحث های درست و اشتباه بچه ها رو گوش می کردیدو بعد اروم جواب درست رو می گفتید و وقتی شاگرده اشتباه می کرد می گفتید نه این کار تو اشتباه تو باید…البته با رفتارتون (مثل مربی سوبا سا). ))من من واقعا از نگاه و از اخلاق و از دانش شما چیز یاد گرفتم و برای شما و نقشتون احترام زیادی قائلم.)بابت همه چیز ممنون)همه اینا رو گفتم که بگم من ا ا ا من خوب اگه این ترم حرفی زدم یا رفتاری انجام دادم که خیلی شایسته نبود در واقع (اذیت کردم)حلال کنید.(راستی دیدید من بد ون شوهرهم بلدم مهربون باشم)حالا کامل شد. “


 

مدارج تحصیلی – مدارج دانشگاهی

 

 

مدارج تحصیلی – مدارج دانشگاهی

 

 

آدامس

 

مطلبی با عنوان " آدامس " را می توانید در آدرس زیر ببینید :

http://www.barandoust.com/?p=890

 

فضای سبز شهری - گل کاری در خیابان میر داماد

اگر این روزها گذرتان به خیابان میرداماد تهران افتاده باشد ،‌متوجه تغییرات فضای سبز این خیابان شده اید . این خیابان که دارای چهار باند خیابانی است ، با چهار نوار طولی از پیاده رو و سایر باندهای ماشین رو جدا شده است .

نصب گلدانهای مطبق گل و گلکاری باغچه ها با انواع گل های رنگین که لاله در بینشان بیشتر خود نمایی می کند ، جلوه ای بهاری به این خیابان پرآوازه تهران داده است .

اما

یادمان باشد که رسیدگی به فضای سبز شهری ، رسیدگی مدیریتی - معمارانه می خواهد . اگر به شهری توریستی در سایر کشورها برویم ، بخشی از جلوه شهرشان ، جلوه های گل و گیاهشان است . کشوریهای آسیای جنوب شرقی که روزگاری بدنام ترین اماکن دنیا بودند ،‌امروز پذیرای توریستهایی هستند که چشمشان به جلوه های مدیریت شده و معماری شده فضای سبز آن کشور ها روشن می شود . اگر فرصتی دست بدهد تا شهر را از بالای آن ببینید ، می توانید لکه های سبز را به وضوح در سطح شهر مشاهده نمائید

نمای کوآلالامپور پایتخت مالزی از بالای برج برج مخابراتی و پل آسمان برج پتروناس :

 

 

 

دستیابی به چنین موقعیتی کار ساده ای نیست . به این منظور کارشناسی های پیچیده مدیریتی شامل بررسی موقعیت زمین های رها ، ارزش مادی آنها ، توجیه تبدیل کردنشان به فضای سبز بجای ساخت و فروش ساختمان ، استاندارد تعریف شده فضای سبز شهری ، پراکندگی لکه های سبز در سطح شهر ، هزینه ایجاد و نگهداری فضای سبز ، پیش بینی تعداد جمعیت سرازیر شده به این فضاهیاسبز ، پیش بینی امکانات مورد نیاز مردم در این فضا ها و ... را می طلبد . در کنار این اقدامات ، ضروری است تا مهندسان معمار به طراحی فضای سبز مناسب در سطح شهر بپردازند . این گام هم باید همراه با در نظر گرفتن موقیت شهر ، اقلیم شهری ، آب و هوای شهر ، گرما و سرما ، باد و باران ، شناسایی گیاهان قابل استفاده در این اقلیم ، زیبایی شناسی ، طراحی چشم نواز ، در نظر گرفتن ویژگی های انسانی در طراحی ها و ... می باشد . نمونه ای از نتایج کار در مالزی :

 

 

وقتی بیشتر دقت می کنیم ، می بینیم که هیچ فرصتی در شهرها برای ایجاد فضای سبز و زیبا نادیده گرفته نشده است . باز هم مالزی:

 

 

در ضمن ، گشتی که در سطح شهر هایشان می زنید ، می توانید ببینید برای زنده و زیبا نگه داشتن فضای سبز ، سیستم مدیریتی دارند که خروجی آن سیستم را می توان دید :

این موضوع مدیریتی ، صرفا مقید به کشور مالزی نیست . هرجایی که توریست وجود داشته باشد ، ولو توریست مذهبی مانند شهر مکه ، می توانید ببینید که مدیران شهری به مساله زیبا سازی شهر با بهره گیری از فضای سبز و گل و گیاه توجه دارند . در سطح شهر مکه می توان این موضوع را دید .

مکه اصولا شهری گرم است و در کشوری خشک و بی آب قرار گرفته است . یعنی تامین آب و سبز کردن شهر دشوار تر از کشوری استوایی مانند مالزی است . با این حال می بینید به تامین و انتقال آب و ایجاد فضای سبز توجه نموده اند . در باغچه های شهر مکه می توانید سر شیلنگ های آب فشان را می توان دید :

 

 در کنار تاثیر ایجاد این چنین فضاهایی بر زیبایی توریستی شهر ها ، تاثیر فضای سبز بر زیبایی شهر ، کاهش آلودگی هوا ، روحیه شهروندان و ... را نیز باید در نظر گرفت .

 

 

نمودار تاریخچه مدیریت

سر انجام توانستم  نمودار تاریخچه مدیریت را بر روی وب قرار دهم و شما هم می توانید آن را دریافت نمائید :

دریافت فایل نمودار تاریخچه مدیریت

 

نوشته های پیشین در این موضوع :

نمودار تاریخچه مدیریت  

نامه مسرت بخش

همیشه از قدیمی ها شنیده ام که شنیدن خبر موفقیت بچه ها ،‌خیلی در انسان موجب مسرت می شود . حال یکی از این اخبار مسرت بخش بصورت متن زیر بدستم رسید:

استاد ارجمند و بزرگوارم جناب آقای باران دوست سلام

وقت شما به خیر

نمیدانم بنده را به خاطر دارید یا خیر اما من از دانشجویانی بودم  که حدود دو سال قبل در دانشگاه آزاد شهرری افتخار این را داشتم تا  شاگرد شما باشم و از شما بیاموزم .

بی شک  بر من واجب بود که پیش از این هم وظیفه ی شاگردی ام را  حضور شما به جا آورم و جویای احوالتان باشم اما قصور کردم و عذر این تقصیر بر عهده ی من است.

از این بابت شرمنده ام اما همیشه به عنوان یکی از بهترین اساتیدی که افتخار شاگردیشان را داشته ام شما را در خاطر داشتم و دعاگو بوده ام.همیشه پیگیر مطالب وبلاگتان بوده ام و از پست های شما گرفته  تا سایت های مفید لینک شده در بلاگ شما بهره برده ام .

  استاد باران دوست من امسال  برای کنکور ارشد  در بخش  پذیرش فارغ اتحصیلان ممتاز کارشناسی ثبت نام کرده بودم . امروز نتایج اعلام شد و من در رشته ی مدیریت صنعتی دانشگاه قزوین  قبول شدم.از این بابت اینقدر خوشحال شدم که دوست داشتم این خبر را به شما که  بهترین استاد من بودید و هستید و هنوز از شما یاد میگیرم  بدهم و در شادی خودم شریک کنم.

  میدانم که اینقدر دانشجویان توانا و قابل داشته اید و دارید که من با این جسارتم تنها وقت ارزشمند شما را میگیرم اما دوست داشتم بدانید که همیشه به داشتن استادی ارزشمند و دلسوز و توانا مانند شما به خود می بالم.

از صمیم جان بهترین آرزو را برای شما و خانواده ی محترمتان دارم.

  شرمنده ام که کاری از دستم ساخته نیست جز دعای خیر و آرزوی بهترین ها به درگاه خدا...

بنابراین از این پس هم همچو گذشته بهترین ها و ناب ترین ها را برایتان آرزومندم...امیدوارم خدا هم در دنیا و هم در آخرت چیزی به شما دهد که جز در باور خدا در باور کسی نگنجد.

امیدوارم خداوند به پاس تمام خیرخواهی ها و زحماتتان دنیایی از خیر و شادی و مهربانی و آرامش را به شما  و خانواده ی محترمتان هدیه دهد.

امیدوارم در پناه امن الهی همیشه سلامت و پایدار باشید.

 شادی هایتان ماندگار...

                                                                                   شاگرد همیشگی شما

                                                                                       حاجی آخوندی

همان قدر که نوشته های دانشجویان متقاضی نمره را به شدت توهین به استاد می دانم و مرا آزرده خاطر می کند ، به همان میزان خبرهای خوب دستاوردهای ارزشمند تلاشهای مبارک آنان ، احساس خوبی به من می دهد . شاید افکاری در ذهنم رژه برود :

جور استادبه ز مهر پدر ( من جور پدرانه داشته ام یا مهر استادانه؟)

آیا من هم وارد عرصه کهن سالی شده ام که خبر توفیق دانشجویان مرا مانند یک پدر خوشحال می کند یا اینکه احساسی پدرانه به دانشجویانم دارم ؟

.

.

.

 

خداحافظی کلاسی

من هم کم کم دارم عادت می کنم که تمامی کلاسهایم یه جوری با بقیه کلاسهای دنیا فرق داشته باشه .

جلسه های اولش ، کارو تلاش بچه در طول ترم و در نهایت خداحافظی آخرش.

برای خودم هم کلاس بیشتر به صحنه نمایشی می ماند که نقشی باید در آن ایفا کنم و تماشاگرانش را برای کلاسی دیگر یا صحنه ای دیگر به جایی دیگر بسپارم .

برای این منظور ، دیالوگ نقشم را در جلسه آخر آماده می کنم . اما یک تفاوت اساسی در آن دقایق با همه کلاس وجود دارد . اگر در همه طول ترم به هزار دلیل باید خودم نباشم ، اما در آن دقایق ، خودم هستم .

این ترم برای اولین بار یکی از دانشجویانم ،‌متن خداحافظی را خلاصه کرد و برای خودم ارسال کرد .

.

.

.

همین چند دقیقه پیش داشتم ایمیل های اینباکسم را مرور می کردم و آنهایی که دیگر به وجودشان نیازی نداشتم را دیلیت می کردم که با این نوشته از یکی از آقایون دانشجو مواجه شدم :

" سلام وعرض ادب خدمت استادعزیزم
امروزروزسخت وعجیبی بودنه برای من برای همه بچه هایی که روزاول مرددبودن باشماکلاس بردارن یانه؟
امروزحالتون خیلی عجیب بوداگه باهمون حال چنددقیقه دیگه صحبت میکردیدهمه گریه میکردن
احساس میکردم هاله شما انقدربازشده که همه بچه هارودربرگرفته صدای تالاپ تولوپ قلب مهربونتون رومیشنیدم مثل پدری که داره بابچه هاش وداع میکنه بهمون نگاه میکردید نگاهتون خیلی سنگین بود توذهنم چندبارتصورکردم کاش میشد بغضم رو بازکنم وگریه کنم اماالان درحال نوشتن دارم این ایمیل دارم گریه میکنم
برامون خیلی زحمت کشیدیددستتونو میبوسم خواهش میکنم اجازه بدید باهاتون باشم همونطورکه خودتون گفتید مثل یه دوست
خیلی دوستتون دارم "

مدیریت منابع انسانی در رادیو

 

با همت و همکاری مسئولین رادیو تجارت ، برنامه ای با عنوان تدبیر راه اندازی شده است . فعلا به عنوان مشاور و کارشناس علمی این برنامه همکاری می کنم . محوریت برنامه ، مدیریت منابع انسانی است .

روزهای یکشنبه بعد از خبر ساعت ۱۱ صبح تا حوالی ۱۱:۳۵ زمان پخش برنامه از رادیو تجارت است .

تا امروز،‌سه قسمت از برنامه پخش شده است .

می توانید با کمی حوصله و استفاده از یک تقویم ، به آرشیو سایت ایران صدا مراجعه کنید و برنامه را بشنوید . خوشحال می شوم که نظراتتان را هم برایم ارسال کنید.

 

نامه آبراهام لينكلن به معلم فرزندش

 

به پسرم اينگونه درس بدهيد:

 

او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد، انسان صديقي هم وجود دارد.

به او بياموزيد به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت مي‌شود.

به او بياموزيد كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست.

 مي‌دانم كه وقت مي‌گيرد،

اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد.

به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر داريد. به او نقش و تأثير مهم خنديدن را ياد‌آور شويد.

 اگر مي‌توانيد، به او نقش مؤثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق كند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود. به گل‌هاي درون باغچه و به زنبورها كه در هوا پرواز مي‌كنند، دقيق شود.

به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است که مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد. به پسرم ياد بدهيد با ملايم‌ها، ملايم و با گردن‌كش‌ها، گردن‌كش باشد. به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.

به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف‌ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي‌رسد انتخاب كند.

ارزش‌هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد.

 اگر مي‌توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند. به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد.

به او بياموزيد كه مي‌تواند براي فكر شعورش مبلغي تعيين كند، اما قيمت گذاري براي دل بي‌معناست!

به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي‌داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.

 در كار تدريس با پسرم ملايمت به خرج دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد. بگذاريد كه او شجاع باشد، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد،

 پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است.

 

 

روزهای بعد از آزمون - نیمسال اول 89-90 - 3

باز هم نمونه ای دیگر و جدید:

سلام
استاد عزيز لطفا اين چند خط مشكل بنده را بخوانيد

اينجانب ***دانشجوي رشته مديريت صنعتي دانشگاه آزاد شهر ري به شماره دانشجوئي *** هستم
حقيقت من اين ترم با شما درس منابع انساني داشتم و نميدونم كه چه نمره اي ميتونم از شما بگيرم چون اصلا اون طور كه ميخواستم نمره بگيرم در اين ترم نتوانستم امتحان بدهم به دليل مشكلات نا گهاني كه برايم در ايام امتحانات پيش آمد
ولي ميخواستم خدمتتون عرض كنم از برنامه هاي آينده درسي من اين است كه معدل خودم رو به بالاي 17 برسانم تا از طريق شرايط دانشجويان با معدل بالاي 17 كارشناسي ارشد اين رشته رو در دانشگاه آزاد بخوانم
براي همين هدفم هم 1 ترم به ترم هاي درسي خودم اضافه كردم و 8 ترمه درسم را تمام كردم ولي متاسفانه شرايط در اين ترم طوري شد كه نتوانستم به خواسته ام برسم ،زياد سرتون رو درد نميارم
ازتون در خواست دارم كه اگر براي شما مقدور هست نمره اين درس من را بالاي 18 بدهيد ( ميدونم كه با اين وضع نوشتن من در يرگه امتحان خيلي تقاضاي بي منطقي است)تا شايد هنوز راهي براي جبران و رسيدن به هدفم باشد
من كارنامه اين ترم خود را برايتان به پيوست اضافه ميكنم تا اگر اندكي شك به صحت حرفهايم داشته باشيد شكتان بر طرف شود
التماس دعا-يا حق

عاشقانه های سینما

 

نام و هنر استاد " ملیحه سعیدی " را پیشتر با " نوای قریه " و " آهوی وحشی " شنیده بودم .  سبزه ریزه میزه  وی جایی بود که طاقت از کف دادم و چیزی در موردش نوشتم .

اینبار عاشقانه های سینمای او را شنیدم که به تازگی منتشر شده است .

شنیدنش هم اوج هنر سرپنجه های این استاد و احیا کننده ساز قانون بعد از انقلاب را نشان می دهد و هم دل انسان را به اوج عاشقانه ترین نواهای موسیقایی دنیای سینما می برد .

 

برف تهران ، درس ها و بحث ها

 

سرانجام چشم انتظاری های مردمان تهران به بار نشست و تهران رنگ سفیدی به خود دید، هرچند نمی دانم تمام تهران لباس سفید به تن کرده است یا نه .

اما چند گامی که در این برف زدم ، نکاتی به ذهنم رسید و نیت کردم تا با خوانندگان عزیز این وبلاگ در میان بگذارم .

۱- به حس " باران دوست " بودنم ، بارش برف هم برایم دلنشین و فرح بخش است .

۲- شهرداری تهران نشان داده است که از تجربه تلخ برف ۳-۴ سال پیش که همه مردم در آن گرفتار شدند و تا صبحدم با هزاران مشکل در برف و خیابان گرفتار بودند ، درس گرفته است . به همین دلیل مانند نیرو های نظامی آماده باش بودند تا با شروع برف به پاشیدن نمک و شن اقدام کنند تا مبادا " رویدادی که تکرار شده است ، دوباره تکرار نشود "

۳- چهره مردم تهران ، با وجود دشواریهای بارش برف ، به لبخند نشست تا از لذت هوای پاک سر مست گردند و ناراحتی های آلودگی تاسف بار و خود کرده هوا را برای لحظاتی هم که شده است از دل برانند .

آلودگی ای که از ده سال پیش یعنی ۱۳۷۹ برای رفع آن برنامه ریزی کردند اما به دلایلی که نمی دانم چرا ، ظاره برنامه رنگ اجرا به خود ندید و هوای تهران بر اساس ندانم کاری ها یا بی توجهی ها ، همچنان تیره و تار تر گردید ، تا بدانجا که ۱-۲ هزار فوت تهران را به آن نسبت دادند و عده ای هم نگران تکرار حادثه ۱۹۵۲ لندن در سال ۲۱۱۱تهران شدند و مقاله در موردش نوشتند

به هر تقدیر

برف زیبا است و به چشم روح و نوازش می دهد ، چهره های تهرانیان را بشاش کرده و امید عده ای را برای شروع یک ورزش برفی بیشتر نماید

 

نمودار تاریخچه مدیریت  2

پیشتر که خبر  نمودار تاریخچه مدیریت  دادم ، نمی دانستم این همه مورد توجه قرار می گیرد .

تعداد بیشماری از دوستان محبت نموده اند و فیدبک داده اند که تمامی آنها من را در این کاری که انجام داده ایم ، سرفراز تر نموده اند . بعضی نیز در مورد انتشار آن اعلام آمادگی یا پیشنهاد داده اند .

به هر حال خوشحالم که دستاورد خوبی داشته است .

اما

برای قرار دادن آن بر روی وب لاگ مشکل حجم دارم . حجم فایلها زیاد است . و روی بلاگ نمی توانم اضافه کنم . اما این به این معنی نیست که از تلاش برای انتشار آن فایل ها روی وبلاگ باز بایستم .

  

دریافت فایل نمودار تاریخچه مدیریت

 

نمودار تاریخچه مدیریت

 

دیروز یکی از روزهای خوب برای من بود . چرا که با همت و تلاش دانشجویانم و راهنمائیهایی که به ایشان داشتم توانستیم برای اولین بار در ایران ، تاریخچه دانش مدیریت را بر روی نموداری ترسیم نمائیم .

این قدم که به زودی به انتشار اینترنتی آن خواهم پرداخت و خواهش خواهم نمود که شما نیز در توسعه این اقدام کمک نمائید، از چند جهت برایم مهم است :

۱- تاجایی که می دانم این نمودار ، برای اولین بار است که تهیه می شود .

۲- خواسته ای بوده که سالها انتظار آن را داشتم .

۳- در یک نگاه می توان تعداد زیادی موضوع مدیریتی را مشاهده نمود و با عنوان آنها آشنا شد .

۴- انتشار آن به نوعی موجب گسترش دانش مدیریت می شود که در این ایام به شدت به آن نیاز داریم .

۵- از نظر شکلی و گرافیکی ، کار زیبایی است .

به زودی ، قایل های این دو کار ارزشمند را روی اینترنت منتشر خواهم نمود.

 

دریافت فایل نمودار تاریخچه مدیریت

 

تصاویری از مکه

تصاویر بسیار زیبایی از شهر مکه به دستم رسید که حیفم آمد مقابل چشمان شما قرار ندهم . امیدوارم که شما هم مانند من از دیدنشان حض کنید :

در پایان باید نکته ای را هم اشاره کنم :

این تصاویر عمدتا با تاکید بر نمایش کعبه و برج ساعت مکه گرفته شده است . برجی که موسسه بن لادن  سازنده و مالک آن است .

و ایکاش که ما هم می توانستیم نمادهای شهرهایمان را به این زیبایی و دلربایی در چشم جهانیان تصویر کنیم تا مایل به سفر به ایران گردند .

 

همچنین می توانید به سفر به عربستان - سفر عمره - 1 - مقدمه و فهرست مطالب  هم سری بزنید

اولین نمایشگاه تخصصی خدمات مدیریت منابع

 

اولین نمایشگاه تخصصی خدمات مدیریت منابع

 

 

سنت و مدرنیته در مراسم آغاز سال نو تحصیلی

شاید حدو ۱۰- ۱۵ سال شده است که شروع سال تحصیلی بصورت مراسمی خاص از صدا و سیما بصورت زنده پخش می شود . این مراسم همراه است با حضور گروهی از مسئولین در یکی از مدارس َ قرائت فرآن و سخنرانی و

مهم ترین نکته همین بخش است

و

نواخته شدن زنگ مدرسه

امروز نمی دانم چند مدرسه در ایران وجود دارد . اما با توجه به پیشرفت هایی که صورت پذیرفته است ، بعید می دانم که بجز مواردی استثنایی ، مدرسه ای وجود داشته باشد که زنگ آن چکش و ورث آهن باشد .

در این مجال نوشتاری قصد دارم در مورد این زنگ نکته ای را اشاره کنم:

 ۱- همه عالم و آدم تلاش می کنند تا به کودکان خود آینده نگری را یاد بدهند . در این زمینه از هیچ کوششی هم دریغ نمی کنند . معروف ترین این تلاشها را در کارتون فوتبالیست ها دیدیم . کارتون ساختن تا ۲۰ -۳۰ سال بعد بتوانند نسلی موفق داشته باشند . از این نمونه رفتارها در سایر جوامع هم می توان دید .

اما در ایران

ما تلاش می کنیم به گذشته هایمان ببالیم و آنها را دائم در چشم داشته باشیم . گاه تا بدانجا پیش می رویم که از سوی دیگر می افتیم و انسان تعادلی بین گذشته و آینده نمی بیند تا بدانجا که احساس می کند آینده نادیده گرفته می شود . 

همه این مقدمه بابت آن بود که بگویم ما آغاز سال تحصیلی را با زدن چکش بر ورق آهنی شروع می کنیم . آیا در کشور تمدن سازی مانند ایران ، این چکش و ورق آهن جایگاهی دارد؟ سمبل چیست؟ نشانه کدامی افتخار و بزرگی است؟ کدام یک از کودکان و دانش آموزان امروز ما درک صحیحی از این سمبل آغاز کننده سال جدید آموزشی دارند ؟

پیشنهاد می کنم که بجای استفاده از نشانه ای نا مانوس ، از همان شیوه های معمول استفاده شود .

شاهد از غیب رسید

 

وقتی ای فیلم - گام دیر هنگام فرهنگی را نوشتم و در جایی از آن گفتم که این شبکه " می تواند به عنوان شمشیری بر ضد خودمان هم باشد " ، یکی از بزرگوارانی که به نوشته هایم با گذاردن کامت واکنش نشان می دهد ، آن جمله را ابهام برانگیز خوانده و منتظر توضیح بیشتر بود .

خیلی تلاش ذهنی کردم تا چیزی که واقعا در ذهنم بوده است را منظم کنم و بنویسم تا اینکه آقای " رضا رشید پور " که مجری نام آشنای تلویزیون و صاحب امتیاز مجله ای هم هست در نوشته ای با عنوان خیالتان راحت باشد ! به بیان خاطره خود در هتلی در خارج از کشور اشاره می دارد که:

 "مشغول استراحت در هتل بودم و شبکه الجزیره را تماشا میکردم . سرخط اخبار که تمام شد یک برنامه کوتاه تحلیلی در مورد دفاع مقدس نشان دادند که واقعا شرم اور بود .

مجری این شبکه بعد از نشان دادن دقایقی از فیلم اخراجیها فرمود که این سیمای واقعی رزمنده های ایرانی است که یک هنرمند داخل کشور به نام ده نمکی ان را به تصویر کشیده !!! "

دیدم این چند سطر درواقع همانی بود که دنبال بیانش بودم .

در این سالها ، به دلایل مختلف ، سیمای به نمایش در آمده از اجتماع ایرانی ، بیشتر متمرکز بر رئالیسم و مستند بوده و به یقین استنباط دیگران از ایران را شکل می دهد یا مورد استفاده تحلیلی قرار می گیرد .

در سریال های تلویزیونی هم یا داریم داد می زنیم ، یا قبول نداشتن قانون و یا لات بازی و ... را نمایش می دهیم یا خدا و پیغمبر را .

آنهایی که این برنامه ها را می بینند ، بر همین اساس هم در مورد ایران و ایرانی به استنباط می نشینند و ایرانی را یا اهل داد زدن و لات بازی و قانون شکنی معرفی می کنند و یا خدا پرستانی فارغ از دنیا ( که رفتارشان در مورد ادیان و اسلام را هم در این ایام دیده ایم )

در سریالها و فیلم های ایرانی جایی برای اکشن های جذاب ، ماجراجویی و ... وجود ندارد .

دیگر کشور ها از بین ده ها شبکه تلویزیونی و ماهواره ای خود ، نه تنها تمامی اشکال فیلم و سریال را به نمایش در می آورند ، بلکه شبکه هایی را هم برای نمایش موقعیت ها و جاذبه های توریستی کشورشان اختصاص می دهند و از هیچ فرصتی برای جذب توریست و معرفی توانمندی کشورشان در این زمینه دریغ نمی کنند .

هزينه آموزش يك ايراني از ابتدايي تا دكترا

برگرفته از  ماهنامه فرهنگ کار ایرانیان

خبرگزاری فارس: معاون آموزشي وزير علوم گفت: در ايران براي آموزش يك فرد از ابتدايي تا اينكه از مقطع دكتري فارغ‌التحصيل شود، نزديك يك ميليون دلار هزينه مي‌شود.

خبر گزاری ایسنا: مدیر آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز گفت: ایران به همراه کشورهای کره و چین بیشترین میزان خروج دانشجو را نسبت به جمعیت خود دارند.

نه تنها دانشجویان، بلکه متخصصان و افراد تحصیل کرده‌ای که کشور هزینه زیادی برای تحصیل آن‌ها پرداخت کرده است هم به خارج از کشور مهاجرت می‌کنند.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

سئوالی که به ذهنم خطور می کند اینکه : آموزش گیرندگانی که این سرمایه گذاری آموزشی بر روی آنان انجام شده است باید ماهی چقدر کار کنند و چقدر درآمد داشته باشند که بازگشت سرمایه آنان طی ۳۰ سال خدمت انجام شود؟

 

30 پولدار ایرانی

در فهرست زیر، هرجا که دیدید، نام شرکت یا کارخانه ای آمده است، بدانید که در آن بنگاه اقتصادی، اشخاص زیادی کار می کنند و به واسطه تولید، چرخ اقتصاد خانواده شان می چرخد ؛ پس قابل احترام هستند.

***
1- علاء ميرمحمدصادقي: الان 79 سال دارد و متولد اصفهان است.  كسي كه همه او را به‌عنوان پدر گچ و سيمان كشور مي‌شناسند.

اولين صندوق قرض‌الحسنه انقلابي را 38 سال پيش در مسجد لرزاده تأسيس كرد.

او بنيانگذار سازمان اقتصاد اسلامي است كه روزي قرار بود بانك خصوصي بازاري‌ها باشد اما با تهديد به استعفاي 7 عضو كابينه دولت موقت، به محاق تعليق رفت تا سرانجام در دولت احمدي‌نژاد به بانك قرض‌الحسنه تبديل شد.

میرمحمد صادقی رئیس انجمن صنایع و معادن گچ کشور، رئیس خانه معدن کشور، بنیانگذار و رئیس هیات مدیره اتاق های مشترک این و کانادا، ایران و افغانستان، کمیته مشترک ایران و کره، شورای مشترک ایران و بحرین، و ایران و عربستان، اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان محصولات معدنی، عضو هیات مدیره شرکت کشتی سازی نوح، شرکت صنایع گچ  خوزستان، شرکت صادراتی بنادر جنوب، شرکت پخش سیمان کشور و عضو هیات رئیسه اتاق تهران است.



ادامه را در ادامه مطلب ببینید:
 
 
 
ادامه نوشته

برنامه رادیویی - مدیریت زمان

برای ضبط برنامه رادیویی با عنوان " مدیریت زمان " به دعوت گروه دانش شبکه رادیویی جوان به ساختمان شهدای رادیو در جام جم رفتم .

برنامه با تاخیری یک ساعته ضبط شد و قرار است روز چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه ساعت ۲۱ تا ۲۱۳۰ در برنامه ای با عنوان انعکاس در شبکه جوان ( طول موج ۸۸.۱ مگاهرتز ) پخش شود .

 

تهران هم می تواند زیبا شود

شهری مانند تهران که روزی در آن دیدن آبی آسمان یک رویا بود ، می تواند در روزهایی از سال آبی آسمان را ببیند و زیبایی چشم نوازی که شاهان ادوار گذشته را به خود جلب کرد را به مردم کنونی اش هدیه نماید :

تهران - فروردین ۱۳۸۹

 

 

نیاسر 3

شناخت من از نیاسر کاشان ، شناختی ناخوشایند بود ( نگاه کنید به چار تاقی نیاسر و چار تاقی نیاسر 2 ) . اما با این حال تصمیم گرفتم سری مجدد به آنجا بزنم .

در روزهای آغازین سال ، دیدن زمین‌های کشاورزی که در گستریه ای وسیع کشت شده اند و سفره ای سبز گسترده اند ، در مسیر اتوبان قم - کاشان ، چشم نواز است :

اگرچه در کنار این فضا ، حضور نیروهای کنترل پلیس راه ، تضمینی برای سلامت رانندگان است :

برای رسیدن به نیاسر باید نرسیده به کاشان ، از اتوبان قم - کاشان خارج شوید و وارد مسیری شوید که بخشی از آن به عنوان اتوبان " خلیج فارس " در حال شکل گیری است

نیاسر به دلیل داشتن باغ های گل محمدی ، جایی است برای گلاب گیری . مکانیزیمی که با چیدن و پختن گلها در دیگ‌های مخصوص صورت می پذیرد .

بخار ( عرق ) طبخ گل ها در کوزه هایی که داخل آب نگهداری می شوند تبدیل به مایعی می شود که بنام گلاب می شناسیمشان

آبشاری زیبا در نیاسر جاری است که ناشی از ریزش آب از کنار کوشک ( که احتمالاً مربوط به دوره صفویه است ) به پائین دیده می شود

ظاهر دیواره زیر آبشار نشان می دهد که آنچه در قدیم وجود داشته بسیار وسیع تر از آبشار فعلی است

تعداد فراوانی پله شما را در کنار آبشار می تواند حرکت دهد .

نمایی که زیر پای شاهان استفاده کننده از کوشک نیاسر دیده می شد ، بسیار دیدنی است

مهمترین سازه ای که در نیاسر می شناسم ، چارطاقی است ( نگاه کنید به چار تاقی نیاسر و چار تاقی نیاسر 2 )

 

معلوم است که قصد معرفی چارطاقی در آینده ای نه چندان دور وجود دارد که مقدمات آن فراهم شده است

در نزدیکی این چارطاقی ، رصدخانه ای توسط دانشگاه کاشان ساخته شده است

 از بخت بد ، در مدت حضور در این شهر ، طوفانی از خاک هم برخاست

داخل باغ نیاسر ، غاری هم وجود دارد ( نمی دانم آیا غار هم تاریخی و غیر تاریخی دارد؟)

تنها نانوایی که تمامی کارهای آن توسز یک نفر انجام می شود و تقسیم کاری در آن نشده است را نیز در اینجا می توانید ببینید

دیدن کیوسک‌هایی در نقاط توریستی نیاسر ، نشان از وجود برنامه برای توسعه فضاهای توریستی نیاسر است . اگرچه این کیوسک ها تعطیل بودند :

با وجودی که همه میدانیم رعایت قانون بر همه واجب است ، اما بعضی از هموطنان جای تاسف فراوان برایمان ایجاد می کنند :

و یا

( برای الگو برداری می توانید به موارد زیر هم مراجعه نمائید:

سفر به مالزی 19 – معبد هندوها

سفر به مالزی 21 – راهنمایی در شهر

سفر به مالزی 17 – ترافیک شهری و رانندگی

سفر به مالزی 24 – فضای سبز شهری

سفر به مالزي 30– نظافت شهر

سفر به مالزي32 – راهنمايي

سفر به مالزی 50 - سطل زباله

)

مدیریت سفر3- ضایعات سفر

 آنچه در اینجا با عنوان ضایعات سفر یاد می کنم همان مودایی است که در دنیای مدیریت ، کیفیت و 5S از آنها یاد می کنیم :

  • اتلاف وقت : اتلاف وقت یکی از ضایعاتی است که در سفر می تواند به همه تحمیل گردد . مسافران معمولا نمی روند سفر که بایستند و وقت تلف شود و ثانیه ها و دقیقه ها از دست برود . تحمیل هایی هستند مانند کند رفتن عده ای از همسفران ، اشتغال به امور برنامه ریزی نشده ، مشکلات جسمی افراد مسن ، بی برنامگی ، گم شدن در مسیر و نظایر این موارد نکاتی هستند که ضایعه وقت را تحمیل می کنند .
  • اتلاف هزینه : هزینه برای همه ناخوشایند است . در سفر شاید بیشتر جلوه کند . اینکه کاری را بتوان با Aواحد پولی انجام داد اما به دلایلی مجبور شویم با A+X واحد به انجام برسانیم ضایعه دیگری است که X واحد آن به همسفران تحمیل شده است .
  • دوباره کاری : بارها دیده ام که نادانی ، بی برنامگی ، تصمیم گیری آنی و لحظه ای ، کمبود اطلاعات و مواردی از این دست موجب می شود تا دوباره کاری را به همه تحمیل نمائیم . برای دیدن شهری در نزدیکی مقصد خود برویم اما آنچه در پی اش بودیم به انجام نرسد . ( مثال : در سفری به شیراز مجبور شدیم مسافت شیراز – تخت جمشید را دوبار طی کنیم تا از برامه ای با عنوان نور و صدا استفاده کنیم . فقط به این دلیل که اطلاعات لازم را نداشتیم و ناگزیر از طی کردن بار دوم مسافت مذکور شدیم . این علاوه بر دوباره کاری ، به معنی از دست دادن یک نیم روز هم بود )

 

مدیریت سفر 1- مسافران و همسفران

مدیریت سفر 2-برنامه ریزی سفر

مدیریت سفر 2-برنامه ریزی سفر

معقولانه ترین راه برای برنامه ریزی سفر این است که اهداف و خواسته های همگی را دریافت نمود و متناسب با آنها فعالیتهای گروهی و یا فردی اختصاص داد . در بخش فعالیتهای گروهی ، اقدامات مشترک بین همه را قرار داد و بخشی از زمان سفر را هم به فعالیتهای انفرادی اختصاص داد ، فعالیتهایی که همه خواهان آن نیستند بلکه هر فرد متناسب با ویژگیهای شخصی قصد تحقق آن را دارد .

توصیه اکید من آن است که زمان و نحوه انجام فعالیتهای جمعی و فردی را از قبل به همه همسفران بگوئید . بزرگ ترین اشتباه این است که با ابهام در صمیم گیری به ضایع کردن حقوق همسفرانمان بپردازیم .

باید پیش از سفر به همه بگوئیم که بطور مثال دو روز اول را صرف دیدن از مکان الف تا جیم می کنیم و روزهای سوم و چهارم هم افراد مختارند به امور فردی خود بپردازند . در روزهای گروهی همگان باید به امور تعریف شده بپردازند و دل نگه دارند تا امور فردیشان را در روزهای انفرادی به انجام برسانند . تداخل این روزها و امور تنها نتیجه اش افزایش ضایعات سفر است .

ساده ترین راه هم برای این مهم آن است که یکی از افراد تقبل نموده و پیش از سفر به بررسی شهر مقصد مبادرت ورزد و به شناسایی نقاط جالب آن بپردازد . اطلاعات بدست آمده را با دیگران به اشتراک گذارده و بخشهای گروهی و انفرادی را مشخص نماید .

خواه برایمان جالب باشد و خواه نباشد ، گریزی نیست از اینکه همسفران را در بخشهای گروهی به کنار هم بودن تشویق کنیم و اطلاعات لازم برای سفر را هم به آنان بدهیم تا بخشهای انفرادی را هم برای خودشان به درستی برنامه ریزی و مدیزیت کنند .

 مدیریت سفر 1- مسافران و همسفران

مدیریت سفر3- ضایعات سفر

مدیریت سفر 1- مسافران و همسفران

 شاید یکی از مفصل ترین نوشته ها در باب سفر ، این نوشته باشد که پا را فراتر از سفر به یک مقصد خاص می گذارد و نگاهی جامع خواهد داشت به سفر و مدیریت آن .

از دید نویسنده ، مدیریت سفر ناظر بر چند موضوع است که باید جداگانه به آنها اشاره نمود:

  1. مسافران و همسفران

انتخاب همسفران یکی از موضوعات مهم در سفر محسوب می گردد . هر کس با هدفی خاص که در ذهن خود دارد به سفر مبادرت می نماید و یقینا هیچ دونفری را نمی توان یافت که هدفی مشترک داشته باشند . حتی اگر هدف آنان در لفظ تشابه داشته باشد در معنا متفاوت است . می پرسید یعنی چه ؟

شاید دونفر پیدا شوند که می گوید می رویم سفر برای استراحت . این تشابه لفظی است . اما آیا استراحت در ذهن هر دو یک معنا را می دهد . قطعا نه . یکی استراحت را معادل سکوت و آرامش می داند ، حضور در محیط طبیت و استفاده از مناظر و چشم اندازهای بدیع خدادادی و دیگری استراحت را دوری از محیط کار .

اولی مایل است برای استراحت به بیرون شهر برود و دیگری برایش چندان تفاوتی نمی کند ، همین که درگیر کار نباشد استراحت است .

 وای به حال مسافرانی که اهداف متعدد و گاه متناقض داشته باشند که در این حالت سفر به کام همه با زهر مار تفاوت نخواهد نمود. یکی می خواهد بایستد و ویترین گردی کند و دیگری می خواهد طبیعت بینی نماید و دیگری آثار باستانی و چهارمی سینما و ...

در این بین چه می شود؟

افراد با توجه به توان و قدرتشان در جمع به تصمیم سازی و تمیم گیری می پردازند و زشت ترین تصمیم گروهی آن است که هر کسی به کار خود مشغول شود ( انچه که در عمل گاه مشاهده می شود که می گوئیم ما چنین می کنیم هر که نمی خواهد برود و کار خودش را بکند ) . در این بازی زشت و سبک سرانه گروهی ، خودخواهی ، دیکتاتوری ، قدرت طلبی و خودبزرگ بینی افراد نمود عینی می یابد .

 از دیگر نکات مهم در در انتخاب همسفران ، توان جسمی آنان در سفر است . مسافرت با افراد بیمار یا کم توان برای سایرین عذاب آور و ملالت بخش است . اگر کسی نا توان از حرکت با سرعت سایرین است ، در این شرایط سرعتش را به همه تحمیل می کند . در نتیجه اگر می شد در فرصت سه ساعت به دیدن پنج نقطه نائل شد حالا با تحمل " فرصت از دست رفته " باید به سه نقطه سر بزنید و تازه شنوای آه و ناله همسفر ناتوان هم باشید . و ...

 خصوصیات متناقض روحی و رفتاری افراد را هم به این گفتار بیافزائید . افراد خودخواه یا دیکتاتوری که به دیگران نظرات خود را تحمیل می کنند . اگر آنان خواستند باید بقیه هم گشنه شوند ، اگر آنان خواستند باید بقیه هم تشنه شوند ، اگر آنان خواستند...

 سفر این گروه از افراد با سفر به جهنم زیاد تفاوتی نمی کند . معمولا هم بیشترین فشار به کسی ( کسانی ) وارد می شود که به دلیل احترامی که برای دیگران قائل هستند سکوت می کنند و نظاره .

همچنین :

 مدیریت سفر 2-برنامه ریزی سفر

مدیریت سفر3- ضایعات سفر

ادای نذر اینترنتی

مدتها بود که نذری به گردن داشتم و برای ادا کردنش مترصد فرصتی بودم تا بتوانم بروم مشهد ، نمی شد . تا اینکه به یاد سیستمهای اینترنتی شبکه بانکی افتادم و با مرور سایت آستان قدس رضوی حسانی که آنجا درج شده بود را برداشتم .

مراجعه ام به بانک ، انتظارم برای رسیدن نوبتم و ارائه قبضی که نوشته بودم منجر به پاسخی نه چندان خوشایند شد : کارمزد بالایی باید می پرداختم . به ناچار دست از پا درازتر باز گشتم .

در موقعیتی دیگر ، هنگامی که با تعدادی از آقایان روحانی کلاس داشتم از ایشان سئوال کردم . یکی وعده داد تا از طریق دوستش موضوع را برایم بیابد .

سر انجام :

شماره حساب سیبای آستان قدس رضوی را با کمک آن عزیز یافتم و با استفاده از " توکن " ادای نذر ممکن شد .

شماره حساب پرداخت اینترنتی نذورات آستان قدس رضوی :

0204796081002 سیبا

دانلود دفترچه آزمون کنکور سراسری کارشناسی ارشد مدیریت سال 1389

 

دانلود دفترچه آزمون کنکور سراسری کارشناسی ارشد مدیریت سال 1389

دانلود دفترچه آزمون کنکور سراسری کارشناسی ارشد مدیریت سال 1389

ثبت روز بین‌المللی نوروز در سازمان ملل

 

ثبت روز بین‌المللی نوروز در سازمان ملل

 

یک فاجعه فرهنگی!

 

تصویری: یک فاجعه فرهنگی!

 

مراسم نوروز

پیشتر در مورد اشتباه فاحش تلویزیون در تحویل سال و شبکه یک  گفته بودم . اینک خبر رسیده است که :

"رئیس سازمان صداوسیما با اشاره به انتقادات مطرح شده نسبت به ویژه برنامه تحویل سال 88 گفت: امسال شادترین برنامه‌ها هنگام تحویل سال پخش می‌شود.

مهندس عزت الله ضرغامی که با مهر گفتگو می کرد در پاسخ به اینکه در ویژه برنامه‌های تحویل سال تحویل 88 برخی انتقاداتی داشتند تاکید کرد: متاسفانه سال گذشته به دلیل ناهماهنگی برخی شبکه‌ها در ویژه برنامه تحویل سال انتقاداتی مطرح شد که درست بودند.

رئیس  سازمان صدا وسیما اضافه کرد: متخلفان پارسال توبیخ شدند و امسال نیز انشاء الله شادترین و هماهنگ ترین ویژه برنامه تحویل سال از رسانه ملی پخش می‌شود.

ضرغامی یادآور شد: البته در سال گذشته فقط در دقایق تحویل سال این ناهماهنگی را شاهد بودیم و برنامه‌های قبل و بعد سال تحویل شکل  خوب و متنوعی داشتند ، اما درست لحظه ای که ثانیه شمار سال تحویل رسید به دلیل اجرای برنامه‌های زنده در شبکه های مختلف مشکل ایجاد شد.

ضرغامی همچنین عنوان داشت  که امسال با برنامه ریزیهایی که انجام شده این مشکلات به وجود نمی‌آید."

منبع : http://abulghasem.blogfa.com/post-446.aspx

چرا زاگرس خودرو در ایران شکست خورد؟

 

چرا زاگرس خودرو در ایران شکست خورد؟

 

برج خلیفه امارات تعطیل شد

 

برج خلیفه امارات تعطیل شد

 

یک خاطره تاسف بار ( یا شاید فاجعه فرهنگی )

در پی مطلب سفر به مالزی 55 – مساجد که نوشتم ، شهر خورشید خاطره تاسف بار یا فاجعه بار زیر را برایم ارسال داشت :

این توضیحات رو که دیدم یاد یه خاطره افتادم! یه روزی رفته بودم امام زاده صالح سه چهار تا خانم و آقای توریست خارجی اومده بودن اونجا رو ببینن اولن که از جلوی در حیات با یه برخورد بد به خانما چادر دادن اونا هم که مثل خیلی از ما بلد نبودن سرشون کنن هی از سرشون می افتاد بعد هم اون آقاهه که با پر جلوی در وایساده بود کلی با اون پر رنگیا تنبیه شون کرد بعد هم اون خانومه که جلوی در ورودی خانوما وایساده بود نذاشت برن تو!

برج دبی

در این چند روزی که کامپیوترم خراب بود ، اتفاقی مهم در دنیا افتاد که برای من هم توجه بر انگیز بود .

افتتاح بلند ترین ساختمان دنیا

ادامه نوشته

خلاصه کتابهای مدیریتی

 

 
 

World's Friendliest Countries

گزارشی از فوربس که ابتدا در دوستانه ترین کشورها World's Friendliest Countries دیدم و شما هم می توانید متن کامل را در World's Friendliest Countriesببینید

مرجع الکترونیکی علوم مدیریت ایران راه اندازی شد

پایگاه اینترنتی مرجع الکترونیکی علوم مدیریت ایران با همت جمعی از اساتید و دانشجویان رشته مدیریت کشور راه اندازی شد.

این پایگاه با هدف تولید، بازآفرینی، انتشار و تبادل اطلاعات علمی و ارائه خدمات آموزشی و مشاوره ای در زمینه مدیریت برای همه ی ایرانیان و فارسی زبانان طراحی و راه اندازی شده و دارای بخش‌های متنوعی برای پاسخگویی به نیازهای علمی- آموزشی اساتید، مدیران، دانشجویان و کلیه علاقمندان به رشته مدیریت است.


برای مشاهده سایت به آدرس http://emodir.com/ مراجعه کنید.

مدیریت زمان 7- هدف گذاری 1

اصولا زمان روزانه ما انسان ها محدود است . نمی توانیم ۲۴ ساعت شبانه روز را صرفا به کار( یا کارها) ی مشخص اختصاص دهیم و بعضی از امور که گاه خوشایندمان هم نیست را انجام دهیم .

ادامه نوشته

انديشه هاي كن بلانچارد

 

انديشه هاي كن بلانچارد

 

تصویری از نمایش پرچم معکوس ایران در مذاکرات گروه دی هشت

نمایش پرچم معکوس ایران در بیست و هفتمین نشست کارشناسان کشورهای اسلامی عضو گروه دی هشت (هشت کشور در حال توسعه) در مالزی و بی توجهی هیئت نمایندگی و خبرنگار خبرگذاری جمهوری اسلامی( ایرنا) به وضعیت پرچم.

 

خبرگزاری ایرنا-بیست و هفتمین نشست کارشناسان کشورهای عضو گروه هشت روز جمعه با حضور کارشناسان وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در کوالالامپور پایتخت مالزی آغاز به کار کرد.


منبع : http://www.iranianmalezi.com/index.php?option=com_content&task=view&id=4613&Itemid=105

 بادمجان قلی : گلاب به روتون .....

معادلة عمـر

آيا مي دانيد يک عمر ٧٠ ساله چگونه مي گذرد ؟

بر اساس تحقيقات لوتار جي سي ورت سال ٢٠٠٥

بطور متوسط :

٢٥ سال در خواب

٨ سال مطالعه ، تحصيل و يادگيري

٦ سال استراحت

٧ سال تفريح و تحصيلات

٥ سال رفت و آمد

٤ سال صرف آماده کردن غذا

٣ سال صرف آمادگي جهت انجام فعاليتهاي فوق

١٢ سال باقي مانده ، صرف کار مفيد مي شود

تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک

 

 

تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک

به کلیه مشتاقان علم مدیریت می رساند که در حال بررسی پرونده های کارآفرینی دانشگاه ... به مدرکی به شرح زیر برخوردم:

گواهی می شود آقای... در سمینار یکروزه " مدیریت خروس و تاثیر آن در

ماندگاری هچ " که توسط واحد علمی شرکت ... در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۸۶ به مدت ۷ ساعت برگزار گردید شرکت نموده اند .

 

چشم همگی روشن

به مبارکی و میمنت

فقط لطفا یکی به من بگه که چی رو مدیریت می کنن؟

 

 

راه بنداز - جا بنداز

حدود یکسال و نیم است که با مجموعه اقداماتی که در یکی از بخشهای شهر تهران در حال انجام است آشنا شده و در مواردی آشنایی کاملی دارم . این روزها دو بخش از آن مجموعه بزرگ افتتاح شده اند و شاهد استقبال عمومی مردم در آنها هستیم . اینکه یک پارک چکونه ساخته می شود برای من جالب بود .

آشنایی با فرابند طراحی , ساخت و بهره برداری در هر حوزه ای را باید به لحاظ رشته و تخصص خود آشنا باشم . در این زمینه نیز این آشنایی فراهم شد .

آنچه که برایم مهم است اینکه در مواردی که به خوبی می دانم از قبل برای آنها فکر شده بود متاسفانه در هنگام طراحی به آنها بی توجهی شدید صورت پذیرفت . تا حدی که امروز نبودن آن نکات در پارکها موجب ایجاد زحمت برای مردم می شود . البته مردم عادی متوجه این نکات نمی شوند چون نمی دانند برای پارکها چه فکری شده بود اما من و همکارانی دیگر که می دانیم .

متاسفم از اینکه استراتژی راه بنداز - جابنداز در بخشهای گسترده ای جاری شده است .

مهم نیست که می شود کاری را از ابتدا به درستی انجام داد .

مهم نیست که برای اصلاح اشتباهات یا کم توجهی ها هزینه ای دوباره پرداخت شود .

مهم نیست که مردم برای استفاده از مجموعه های شهری می توانستند مشکل نداشته باشند .

مهم نیست که زمان اجرای پروژه ها بدلیل تاخیر های ناشی از  اصلاح ها به تاخیر افتد .

مهم این است که

کار به نام کسی ثبت شود

آنچه من می گویم انجام شود

دیگران بفهمند که در مقابل کار کارشناسی و نظر مدیریتی - نظر مدیریتی صائب است .

در مدت نسبتا کوتاهی که من در سمت مدیریتی هستم کاری انجام داده باشم ( کاری - درست و غلط - با چه هزینه و ... مهم نیست )

کار را بتوانیم راه بیاندازیم , یقینا بعدا سر صبر دیگرانی می آیند - بودجه می گیرند و اگر لازم شد اصلاحاتی انجام می دهند .

خدایا

گاه که به یاد پل صراط می افتم به شدت نگران خودم و کسانی می شوم که باید پاسخگوی تصمیماتشان باشند .

 

نوشته های دنباله دارم

 

 

آموزش - یادگیری 

 تولید بدون کارخانه

انتخابات ریاست جمهوری 1388- 1

سفر به گیلان

سفر به همدان

سفر به مالزی

طرح انضباط ترافیکی

خاطرات روزهای امتحان

 سفر به زمان - بازدید از موزه ( تماشاگه ) زمان - 1

 مدیریت زمان

 

 

مدیریت ضایعات

واژه ضایعات از جمله واژگان مبهن شده در ادبیات ما است . اینکه می گویم مبهم شده بدین معنا که فکر می کنیم معنی آن را می دانیم و با آنچه در ذهن به عنوان معنی تصور میکنیم به گفتار می پردازیم . حتی دیده ام نظریه پردازی نموده اند و نظر کارشناسی هم داده اند .

چه مواردی جزء ضایعات محسوب می گردند ؟ چگونه آن ها را می توانیم حل کنیم ؟ آیا ضایعات در زندگی هم معنی می دهد؟

قصد دارم در چند نوشتار ( اگر به درد سفرنامه مالزی دچار وقفه نشود و ناتمام نماند ) به بیان موضوع ضایعات و معنای آن در معنایی مختصر بپردازم .

( این مطلب ادامه خواهد داشت )

اضافه کاری

دوستی با نام مستعار بادمجان قلی زا سئوالی را در یکی از پست ها مطرح کرده اند که ضروری می دانم پاسخ گویم :

آیا می شود اضافه کار در کارخانه ای حذف و هزینه نگهداری کارمندان که با حذف اضافه کاری از بین رفته به کارمندان به جای اضافه کار پرداخت بشه تا هم مشکل مالی پیش نیاید هم صرفه جویی شده باشد هم پول حلال تر باشد.(ساعت کار مفید...کی 3 به بعد کار میکنه آخه؟)آیا میشود؟

 

ادامه نوشته

راهنمایی و رانندگی در ایران - تکرار تکرارها

حدیثی از معصوم هست ( احتمالا از حضرت علی (ع)) که " مومن از یک سوراخ دوبار نیش نمی خورد " بدین معنی که یک اشتباه را دوبار انجام نمی دهد . تفسیر دیگر این حدیث - تعبیر معکوس آن - اینکه اگر کسی دوبار یک اشتباه را انجام دهد دیگر مومن نیست .

خوب

حلقه ای در تهران تکرار می شود :

 

 

 

ادامه نوشته

آموزش - یادگیری 7

  اين تغيير رفتار بلند مدت و نسبتا پايدار باشد

گفته شد که يادگيري بايد منتهي به تغيير رفتار شود . اما بايد بخاطر داشت که اين تغيير رفتار بايد بلند مدت باشد . اگر آموزش ديده است که بايد کمر بند ايمني را هنگام رانندگي ببندد، پس بايد هميشه بسته باشد .

بستن کمر بند ايمني خودرو به مدت چند ماهي پس از دريافت گواهينامه و سپس نبستن آن ديگر نشان از يادگيري ندارد و يا گرفتن و کشيدن آن هنگامي که به افسر راهنمايي و رانندگي نزديک مي شود و سپس رها کردنش بعد از گذشتن از افسر ديگر به معني يادگير نيست .

ادامه نوشته

آموزش - یادگیری 6

1-      اين تغيير در رفتار روي داده باشد

يعني اينکه قرار نيست نتيجه آموزش صرفا تغيير در دانش باشد ، تغيير در ادراک باشد ، تغيير در ...

بايد رفتار تغيير کند و ديگران اين تغيير را ببينند . اگر فروشندگي نمي دانسته است و حالا آموزش ديده است بايد مردم ببينند که او به فنون فروشندگي مسلط شده و مي تواند با مشتري برخورد داشته باشد ،‌مذاکره کند ، طرف را متقاعد نمايد و ...

ادامه نوشته

آموزش - یادگیری 5

گفتم که :

- آموزش با ياد گيري متفاوت است ،

- ساعات آموزش و حجم زياد آموزش هم خيلي روي ميزان آموختن تاثير گذار بنظر نمي رسد ،

- آموزش زماني  تبديل به يادگيري شده است که :

ادامه نوشته

آموزش - یادگیری 4

گفتم که آموزش با ياد گيري متفاوت است و نيز گفتم که ساعات آموزش و حجم زياد آموزش هم خيلي روي ميزان آموختن تاثير گذار نيست . پرسيده بوديم که پس کي مي توان گفت که آموزشي تبديل به يادگيري شده است ؟

زماني که :

1-      تغييري اتفاق افاده باشد

2-      اين تغيير در رفتار روي داده باشد

3-      اين تغيير رفتار بلند مدت و نسبتا پايدار باشد

4-      و سر انجام اينکه ناشي از کسب تجربه باشد

 

توضيح بيشتر ؟

چشم

در پستهاي آتي يک به يک را خواهم گفت .

آموزش - یادگیری 1 و آموزش - یادگیری 2  و  آموزش - یادگیری 3 و    آموزش - یادگیری 5 و آموزش - یادگیری 6 و آموزش - یادگیری 7

آموزش - یادگیری 3

پيشتر ( آموزش - یادگیری 2  ) گفتم که آموزش الزاما منتهي به يادگيري نمي شود . 

حال طبيعي است اگر بپرسيد که اگر آموزش الزاما منتهي به يادگيري نمي شود ، پس کي مي توان گفت که آموزشي تبديل به يادگيري شده است ؟ يا بپرسيد که پس اين همه آموزش که داده مي شود چه ؟

ادامه نوشته

آموزش - یادگیری 2

 

( ادامه از آموزش - یادگیری 1  )

طبق تعریف - یادگیری یعنی تغییر نسبتا پایدار در رفتار ناشی از کسب تجربه ( ۱ ) و  در حالی که آموزش فرايند ايجاد و توسعه دانش،مهارت و رفتارها در راستاي رفع نيازمندي ها ( ۲ ) .

بنابراین می توان نتیجه گرفت که یادگیری حاصل آموزش است اما آموزش الزاما منتهی به یادگیری نمی شود . چرا ؟

عرض می کنم :

ادامه نوشته

آموزش - یادگیری 1

 

روزانه با دردهایی در جامعه مواجه می شویم که ریشه آنها را در نیاموختن متصور می شویم . در طول سالهایی که کار علمی - پژوهشی می کنم عمیقا به این باور رسیده ام که باید در جایی بطور عمیق به تبیین موضوع یادگیری بپردازم . حال شاید وقت آن باشد . پس در چند نوشته به باز کردن و تحلیل این موضوع خواهم پرداخت.

 

آموزش - یادگیری 2  و  آموزش - یادگیری 3 و  آموزش - یادگیری 4 و  آموزش - یادگیری 5 و آموزش - یادگیری 6 و آموزش - یادگیری 7

اقتصاد آموزشی

در هفته گذشته ناچار شدم یکی از کلاسهای آموزشیم را لغو کنم .

کلاس کار تیمی به نمایندگی از مرکز آموزشهای آزاد یکی از دانشگاه ها ( ی مادر ) . متاسفانه روند نازل آموزش و توجه صرف به پول باعث شده بود که اولا سه کلاس را در یک کلاس قرار دهند ( ۶۰ نفر ) !! و ثانیا انتظار داشته باشیم که با این تعداد بتوانیم کارگاه آموزشی برگزار کنیم ؟!؟!

چندان راضی به این تصمیم نبودم اما وقتی سبک سنگین کردم دیدم که نمی توانم برای ۶۰ نفر کارگاه داشته باشم و باید سخنرانی کنم ( که من آدمش نیستم ) . ناچارا در کلاس مربوطه حاضر نشدم .

 

بهره وری شرعی نیروی انسانی

 

محاسبه بهره وری نیروی انسانی همیشه دغدغه امثال من بوده و هست . در هنگام محاسبه باید از مناظر مختلف مطالعه و تحلیل کنیم .

در کشوری مانند کشور ما که مردم تا حدی برایشان نان حلال و حرام معنی دارد و هنوز هستند کسانی که از خوردن نان حرام ابا دارند بهره وری نیروی انسانی رنگی دینی و شرعی نیز به خود می گیرد.

اینکه نیروی انسانی ما چند ساعت کار می کند و معادل چند ساعت حقوق می گیرد مهم است .

سرایداری داریم که خودش معتقد است روزی ۲.۵ ساعت کار می کند اما معادل ۸ ساعت درخواست حقوق دارد و همیشه هم درخواست بیشتر دارد. تعدادی هم از او حمایت می کنند .

نمی دانم که :

۱ - آیا پولی که بابت ۵.۵ ساعت کار نکردن دریافت می کند حلال است یا حرام ؟

۲- ما که تصمیم گرفته ایم تا او این درآمد را داشته باشد آیا او را وادار به دریافت نون حرام ( درآمدی که بابتش زحمتی کشیده نشده است ) نکرده ایم؟

۳- گناه خوردن نان حرام با کیست ؟ ما که او را وادار به دریافتش کرده ایم یا خودش ؟

....

تعابیر جدید از مدیریت و بهره وری

چند سال قبل در جلسه هیئت مدیره جایی بودم . یکی از حضار که مهندس الکترونیک بود در تشریح کرامات مدیریتی خود خاطره ای تعریف کرد . آنچه من از آن خاطره فهمیدم " زیرآب زنی و غیبت کردن از همکار " معنی می داد . به او کلی تشر زدم . اگر چه ایشان معتقد بودند با چند دوره آموزشی ( احتمالا آبکی ) که در سالهای خدمتشان دیده بودند ، به دانش مدیریت مسلط شده بودن .

از آن قضیه مدتها گذشته است .

ادامه نوشته

آينده نفت

چند شب پيش مستندي با عنوان دفاع مقدس پخش مي شد که در نمايي از آن ، يکي از مسئولين تراز اول کشور در نماز جمعه سالهاي دفاع را در حال سخنراني نشان مي داد. ايشان در آن خطبه از توان نظامي ايران در مصدود کردن تنگه هرمز و قطع صادرات نفت سخن مي گفتند .

ادامه نوشته

مديريت بحران در مراکز آموزشي

بحران موضوعي است که مانند بيماري  تا دچارش نشويم به آن کمتر مي انديشيم . اگرچه در آن هم پيش گيري بهتر از درمان است اما به هر حال ترجيح مي دهيم اتفاق افتد بعد بيانديشيم و راهکار بيابيم .

بهترين شيوه براي مديريت پيشگيرانه بحرانها ، آن است که ابتدا با تکنيکهايي نظير Zoned Ana. تمامي تهديدات احتمالي و اثرات زيانبار اين تحديدات را شناسايي يا تعريف کنيم و سپس راهکارهاي تدافعي .

اما چرا به اين موضوعات اشاره کردم؟

ادامه نوشته

مشاوره مدیریت 1

در نوشته ای به قلم دکتر ناصر کرمی ( روزنامه همشهری ۱۰/۶/۸۷ ص ۲۱) به ساخت و ساز در شهر ها انتقاداتی دیدم که در پایان با نگاهی منطقی ایشان موخره ای را به این شرح آوردند که : جای این دفاع برای مهندسان باقی است که بگویند شهر را نه آنها و در واقع بساز و بفروشها می سازند . دفاعی است قابل تامل و پذیرفتنی با این محل مناقشه که چرا مهندسان ایرانی اجازه داده اندبساز و بفروشها عرصه کار را از آنها تصاحب کنند ؟

باید به جناب آقای دکتر کرمی و سایرین عرض کنم که :

ادامه نوشته

ايرانگردي و صنعت توريسم  1

همواره معتقد بوده ام که ايران سرزميني رويايي است که جاذبه هاي بسياري براي ديدن دارد. علاقمندان به مشاهده اماکن جديد ، اماکن زيبا ، چشم اندازهاي بهشتي ، مائده هاي روي زمين و ... مي توانند تمامي خواسته هاي خود را در اين سرزمين پرآوازه بيابند .

ادامه نوشته

جهان به پايان عصر نفت نزديك شد

نماينده ايران در هيأت عامل اوپك پيش بينى كرد
جهان به پايان عصر نفت نزديك شد
ادامه نوشته

مدیریت اقتصاد 2

عزیزی بر مطلب مدیریت اقتصاد چنین نگاشته اند :

احتمالا این موضوع به دلیل تورم 19.8 درصدی ؟؟؟؟؟ اعلام شده از طرف دولت میباشد.
قابل ذکر است که تاکنون چهار ماه از سال میگذرد و هنوز 10 درصد اضافات اعلام شده به کارمندام محترم پرداخت نشده است.

 

۱- یاد عبارتی از صفحه ۲۰ جلد ۱ کتاب آمار وکاربرد آن در مدیریت دکتر عادل آذر و دکتر منصور مومنی افتادم که برای حفظ امانت  داری علمی عینا آن را می آورم . هیچ نتیجه ای هم نمی خواهم بگیرم ( بی خود زور نکنید دیگر - نمی خواهم نتیجه بگیرم - به من چه که شما چه نتیجه ای میگیرید . مگر من وکیل وصی شما ام ها؟  ها؟  ها؟  ها؟   ها؟  ) چرا که فقط یاد این مطلب افتادم و بس :

" بعضی از متخصصان بی تعهد با تمسک جستن به آنها ( فنون آماری ) گزارشهایی تهیه می کنند که در واقع دروغی بسیار بزرگ است "

 ۲- من معنی ؟؟؟؟ را در متن نوشت های شما نمی فهمم . مگر برای هر سئوال نباید یک علامت سئوا ل گذاشت ؟؟؟؟؟

۳- آنان یا کارمند نیستند یا محترم نیستندیا اصولا نیستند دیگر . چرا هی زور می کنید هستند وکارمندند ومحترمند و ... ها ها ؟ ها ؟ ها ؟

۴- در ضمن الان که این مرقومه شریف را با سرانگشتانمان می  نگاریم تازه سه ماه  و یک روز و یک ساعت و چند دقیقه از سال گذشته . در محل شما چه زود چهار ماه شده . ( تازه می گویند انیشتین با این همه کمالاتش همش ۲.۵ دقیقه از زمان خودش جلو بود . ببین که خودت و با انیشتین چیکار داری؟؟؟؟؟ )  

 

وضع معیشتی مردم

کمتر از 12 ساعت از نگارش مطلب قبلی نگذشته بود که روزنامه صبح همشهری در تیتر صفحه اول خود از تذکر مدرسین حوزه به  مسئولین دولتی مبنی بر رسیدگی به وضع معیشیتی مردم نوشت.

در کنارش خبر ازخاموشیهای برنامه ریزی شده آمده بود و در صفحات همان روزنامه از شایعه به عنوان عامل گرانی یاد شده بود. جدی بودن بحران آب هم یادآوری شده بود.

به عنوان یک محقق آموخته ام با دیدی پرسشگر به مسائل بنگرم لذا  آنچه توجهم را جلب نموده است آنکه :

آیا  در طول یکی دو سال اخیر مردم این کشور چنان زادو ولدی داشته اند که سرانه اقتصادی کفاف آب و برق و برنج و ماکارونی و شیر و ... ایشان را نمی دهد و یا آنکه در این ایام می شد برای چنین پدیده هایی پیش بینی و برنامه ریزی نمود.

بخاطر دارم در جلسه ای با مدیران شبکه دوم سیما به نقل از آقای هاشمی ( رئیس اسبق سازمان صدا و سیما ) نقل کردند که در بازدید ژاپن به ایشان برنامه تمامی کانالهای رادیویی و تلویزیونی آن کشور با تمام جزئیات و اسامی برای پنج سال بعد  را نشان داده بودند .

یعنی می دانستند که کارگردان - مجری - فیلم بردار - صدا بردار  و ... فلان برنامه در پنج سال دیگر کیست .

از آنجائیکه کشور ژاپن کاملا رقابتی است می توان چنین فرض کرد که بیشتر در معرض تاثیر از عوامل و حوادث جهانی باشد . با این حال برنامه ای با چنین دقت می نگارند.

به خاطر آوردم ه مسال برخورد حوا پیما به ساختمانهای تجارت جهانی را در هنگام ساخت آن لحاظ کرده بودند ( اگر چه آن زمان هوا پیما ها ظرفیت سوخت گیری ۸۰۰۰ لیتر بنزین را نداشته اند ) .

اینکه ما نمی توانیم دلیل بر نادانی ایرانیان نیست . بلکه بنظر میرسد که حواشی را بر اصل ترجیح میدهیم.

اینکه ترن هوایی بسازیم یا مترو و برسر آن مدتی کشمکش ایجاد شود. اینکه کارت بنزین تهیه کنیم و در مقابل صرفه جویی بزین داشته باشیم و در کنارش برداشت برنامه ریزی نشده از صندوق ذخیره ارزی برای خرید بنزین و کاهش نیافتن آلودگی شهر هران . ( البته از صمیم قلب آرزو می کنم که کارتی شدن بنزین در کل کشور به دلیل تمایل به کاهش آلودگی صرفا هوای تهران نبوده باشد )

یقین دارم که مردمانی که در تاریخ نشان دادهاند می توانند بر مشکلاتشان فایق آیند اینبار هم می توانند با تکیه بر علم و دانش و شعور خود و با تکیه بر تخصص نخبگانشان بر مشکلاتی که صدای حوزویون را نیز بلند کرده است فایق آیند.

 

نا رواترین شعار نظام بانکی 2

ادامه از قبل

من از بانک سرعت می خواهم .

سرعت یعنی اینکه با زدن چد دکمه کارم را خاتمه یافته ببینم .

ادامه نوشته

نا روا ترین شعار نظام بانکی

چند سالی است که هر کدام از بانکهای دولتی تلاش می کنند ادای بانکهای معتبر دنیا را در بیاورند و در این راستا گواهینامه ایزو میگیرند - طرح تکریم ارباب رجوع اجرا میکنند - ساعات اضافه کار شعب در روزهای پایانی سال برقرار می کنند - دستگاه آب سرد کن گرم کن می خرند - سیستم نوبت دهی مستقر می نمایند - سیستمهای هوشمند و مکانیزه طراحی می کنند  و از همه جالب تر اینکه شعارهای نغز اما پوچ برای خود بر می گزینند.

ادامه نوشته

جشن هسته ای

یکی از اتفاقاتی که ظاهرا بصورت یک سیاست در دولت نهم پیگیری می شود اعلام جدی و گسترده نتایج اقدامات پژوهشی است که بصورت جشن ملی - رونمایی - مصاحبه در بخشهای خبری تلویزیون و ... رخ نموده است می باشد.

جشن هسته ای هم از این دست است.

در این زمینه فارغ از ابعاد سیاسی که گاه به این اتفاقات رنگ و بویی خاص می دهد نکاتی در ذهن دارم:

۱- گسترش خبار علمی و تشویق محققین کشور امری بسیار پسندیده است که یکی از آثار ارزشمند آن ایجاد میل و رغبت در بین همگان برای توجه به تحقیق و دانش اندوزی است.

۲- در این اعلامها باید به خاطر داشت که توجه خاص و نسبتا محدود به علوم مهندسیو پزشکی میتواند موجب تضعیف جایگاه عملیاتی رشته های کاربردی علومانسانی مانند شاخه های مختلف مدیریت - روانشناسی - حقوق و ... گردد.

۳- تحقیق امری طولانی مدت  است که  در مواردی بیش ده سال باید تلاش دستیابی به نتیجه برایش داشت.

۴ - در ببعضی ازکشورها علاوه بر نشانهای دولتی اهدایی به دانشمندان نشانهیی هم وجوددارد که توسط موسسات غیر دولتی اهداء گردیده  و بعضا ارزشمند تر از نشانهای دولتی بنظر می رسند.

تغییر مدیران

تیتر اول روزنامه ایران۱۷ فروردین خبر از تغییر در تیم اقتصادی کابینه میداد.

امروز عکسی درشت از علی دایی در صفحه ورزشی روزنامه همشهری آمده بود با این ضمون خبری ه منتقدان وی سر بند کرده اند.

.....

خوب به خاطر دارم که از دوران طفولیت به ما می گفتند ( البته از قول قدیمی ترها) که :" آزموده را آزمون خطا است".

در عین حال از همان دوران یاد گرفتیم که بیاموزیم اگر دستمان را راز کردیم و به لیوان داغی برخورد نمود دیگر دستمان را به آن لیوان داغ نزنیم.

امیدوارم آموزه های این چنین را بخاطر داشته باشی وبدانیم که برای نتیجه گرفتن مدیران از عملکردشان باید فضای زمانی مناسب( که ظاهران متخصصین مدیریت همچون خود بنده به دیگران می گوئیم ) ۴ سال است . علاه بر اینکه:

۱- مدیران بایدبه درستی انتخاب شوند . اگر سرمرببی تیم ملی َ وزیر ...و مدیر ... به دستی انتخاب شده باشند یعنی بر اساس مبانی شایستهسالاری دیگر بعید استکه بعدا نیازی به تغییر ایشان باشد. یا بعید به نظ می رسد که بعد از انتخاب شدن تغییر رویه بدهند و اصولی که بر اساس آن انتخاب شده اند را چنان زیر پا بگذارند که دیر به وجودشان نیاز نباشد.

۲- انتقاد اصولی و شایسته  در بر گیرنده بیان نقاط خطا و راهکارهای اصلاحی آن است .کنار گود نشستن و نتقاد کردن زید هم سخت بنظر نمی رسد.

۳- باید با استفادهاز مطالعه تاریخ کشور های یشرفته به خاطر آورد که آنها برای پیشتشان به همدلی( یا آنچه سال قبل بنام اتحاد ملی نام رفته بود )بیش از سایر موارد تکیه نمودند و پذیرفتند افرادی که در جایگاه مدیریتی قرار می گیرند باید بازه زمانی لازم جهتشناخت و تهیه راهکارو اجرای آنها را در حل مشکلات داشته اشند.

 

به نظرم باید همگی به خاطر داشته باشیم که ایران نیازمند  ساخت وسازی سریع برای آبادانی است.

و باز به نظرم باید به خاطر داشته باشیم که انتقادات را می توان به کارگروه هی فکری سازنده تبدیل نمود ودست یاری داد.

انشاء اله

آقایان مدیران

به عنوان یک دانش آموخته عالی ترین سطح رشته مدیریت که هم دستی بر اجرا داشته وهم محیط آکادمیک را ترک نکرده است به نظرم رسید تا نکته ای را در مورد  نامگذاری سالها

که در این چند ساله رسم شده است بیان کنم:

آقایان مدیران ( همکارن عزیز و مسئولین محترم )

وقتی سالی با نامی مشخص انتخاب می شود بدان معنا است که تا پایان آن سال باید اتفاقی مهم و جدی در موضوع اعلامی افتاده باشد.

سال پیش ( ۱۳۸۶) سال اتحاد ملی بود. امروز به عنوان یک متخصص مدیریت خیلی برایم جالب است که بدانم بغیر از چندین پوستر وهمایش و سخنرانی و تراکت چه اتفاق مهمی افتاد؟

اتحاد ملی ناشی از تلاش جمعی وگروهی است .

تا چه میزان توانستیم به کارتیمی و گروهی دست بزنیم و تا چه میزان به کودکان ونوجوانان کشورمان یاد دادیم تا با هم کار کنند و همدیگر را درک کنند؟

تاچه حدبین مردم کوچه و خیابان که درگیر روزمرگی هستند آموختیم که می توانند با تشریک مساعی و درک متقابل دشواریهایروزمره را کاهش دهند؟

تا چه میزان از تنش های فردی و گروهی کاستیم ؟

؟؟؟

اما امسال هم نامی نوین به خود گرفته است.

نوآوری و شکوفایی.

 اگرچه می دانم که می دانید نوآوری و شکوفایی به مدد یک سال زمان عاید نمی شود

اما

امیدوارم که بتوانیم در طول سال تلاش کنیم تا نوآوری و شکوفا سازی در کشور بزرگ و کهن ایران ک بدون خلاقیت تیمی و تلاش گروهی برآمده از خرد جمعی ممکن نیست ممکن گردد. 

امیدوارم نوروز ۱۳۸۸ را در شرایطی پای سفره های هفت سین بنشینیم که ریشه ای و بنیادی به این مسائل پرداخته باشیم نه اینکه با چند سخنرانی و سمینار و پوستر

آمار بسازیم و دل خوش کنیم .