نامه مسرت بخش
استاد ارجمند و بزرگوارم جناب آقای باران دوست سلام
وقت شما به خیر
نمیدانم بنده را به خاطر دارید یا خیر اما من از دانشجویانی بودم که حدود دو سال قبل در دانشگاه آزاد شهرری افتخار این را داشتم تا شاگرد شما باشم و از شما بیاموزم .
بی شک بر من واجب بود که پیش از این هم وظیفه ی شاگردی ام را حضور شما به جا آورم و جویای احوالتان باشم اما قصور کردم و عذر این تقصیر بر عهده ی من است.
از این بابت شرمنده ام اما همیشه به عنوان یکی از بهترین اساتیدی که افتخار شاگردیشان را داشته ام شما را در خاطر داشتم و دعاگو بوده ام.همیشه پیگیر مطالب وبلاگتان بوده ام و از پست های شما گرفته تا سایت های مفید لینک شده در بلاگ شما بهره برده ام .
استاد باران دوست من امسال برای کنکور ارشد در بخش پذیرش فارغ اتحصیلان ممتاز کارشناسی ثبت نام کرده بودم . امروز نتایج اعلام شد و من در رشته ی مدیریت صنعتی دانشگاه قزوین قبول شدم.از این بابت اینقدر خوشحال شدم که دوست داشتم این خبر را به شما که بهترین استاد من بودید و هستید و هنوز از شما یاد میگیرم بدهم و در شادی خودم شریک کنم.
میدانم که اینقدر دانشجویان توانا و قابل داشته اید و دارید که من با این جسارتم تنها وقت ارزشمند شما را میگیرم اما دوست داشتم بدانید که همیشه به داشتن استادی ارزشمند و دلسوز و توانا مانند شما به خود می بالم.
از صمیم جان بهترین آرزو را برای شما و خانواده ی محترمتان دارم.
شرمنده ام که کاری از دستم ساخته نیست جز دعای خیر و آرزوی بهترین ها به درگاه خدا...
بنابراین از این پس هم همچو گذشته بهترین ها و ناب ترین ها را برایتان آرزومندم...امیدوارم خدا هم در دنیا و هم در آخرت چیزی به شما دهد که جز در باور خدا در باور کسی نگنجد.
امیدوارم خداوند به پاس تمام خیرخواهی ها و زحماتتان دنیایی از خیر و شادی و مهربانی و آرامش را به شما و خانواده ی محترمتان هدیه دهد.
امیدوارم در پناه امن الهی همیشه سلامت و پایدار باشید.
شادی هایتان ماندگار...
شاگرد همیشگی شما
حاجی آخوندی
همان قدر که نوشته های دانشجویان متقاضی نمره را به شدت توهین به استاد می دانم و مرا آزرده خاطر می کند ، به همان میزان خبرهای خوب دستاوردهای ارزشمند تلاشهای مبارک آنان ، احساس خوبی به من می دهد . شاید افکاری در ذهنم رژه برود :
جور استادبه ز مهر پدر ( من جور پدرانه داشته ام یا مهر استادانه؟)
آیا من هم وارد عرصه کهن سالی شده ام که خبر توفیق دانشجویان مرا مانند یک پدر خوشحال می کند یا اینکه احساسی پدرانه به دانشجویانم دارم ؟
.
.
.
رامبد باران دوست هستم.