در اینکه واقعه عاشورا ، فراتر از یک پدیده دینی و اعتقادی است هیچ شکی وجود ندارد. در اینکه این واقعه جای بررسی - تامل - واکاوی دارد هم هیچ شکی نیست.

آنچه که مرا وادار به نوشتن نموده است :

۱- چرا عده ای تلاش می کنند تا به حاضرین در واقعه عاشورا چنان جایگاهی بدهند که از درک یک انسان عادی فراتر است؟ ( همچنین نگاه کنید به : )

۲- آیا فرهنگ عاشورا یعنی:

-  ماشینی که با صدای بلند ضرب آهنگ سینه زنی در خیابان حرکت می کند ( و پس از عاشورا هم تبدیل به ضرب آهنگ جاز می شود؟)

- نمایش آخرین مدل لباس و آرایش در کنار دسته های عزا داری؟

- تکیه بستن و سفره انداختن کسانی که در روزهای عادی برای تومنی بیشتر از مصرف جان خود و زن و فرزند دریغ نمی کنند؟

- دنبال غذای نذری گشتن و قابلمه ها و ظرفهای متعدد انباشتن به نحوی که تا یک هفته با افتخار از داشتن غذای نذری یاد کردن؟

- دعوای بر سر صف غذای نذری و تلاش برای پیشی گرفتن از دیگران در آن؟

- شکستن بینی ماموری که برای ایجاد نظم در کنار دسته تلاش میکند ؟

- رد کردن شماره تلفن با کنار دسته رنجیر زنی و سینه زنی ؟

( همه این موارد را دیده ام و یقین که شما هم )

۳- اگر تلاش نموده ایم تا خونهایی که برای ادامه حیات دین و نماز ریخته شدند برای همان ها هم زنده بمانند آیا  تعداد نماز خوان ها و معتقدین بیشتر شده اند؟ چند درصد جامعه می باشند؟

؟!؟!؟!؟