قراری آلزایمری در سینما فرهنگ
یکی از دانشجویان قدیمم در یاهوگروپی که برای دانشجویان داریم پیشنهاد رفتن به سینما را داده بود . من هم که اصولا از این پیشنهادات استقبال می کنم در موعد مقرر در سینما فرهنگ حاضر شدم .
دیداری جذاب و تجدید خاطراتی دلنشی
اما اینبار من او را به چشم دانشجو نمی دیدم بلکه دوستی بود که با هم به سینما آمده بودیم
این آقای نازنین فیلم آلزایمر را انتخاب کرده بود .
فیلم بدی نبود
داستانی که همه چیز در آن یافت می شد :
خشونت علیه زنان ، غیرت و تعصب مردانه ، انتظار ، عشق و پایداری در آن ، کلاه برداری و در نهایت آلزایمر .
داستان فیلم بنظرم خیلی کشش نداشت اما بازی توانمند بازیگران ، جلوه ای خاص در فیلم ایجاد می کرد .
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 1:20 توسط دکتر رامبد باران دوست
|
رامبد باران دوست هستم.