خاطرات روزهای امتحان - 6
این ترم بعد از اعلام نتایج ، یکی دیگر از خاطرات روزهای امتحان شکل گرفت :
دانشجویی بارها تماس گرفته و با بیان موضوعاتی درخواست نمره دارد . استدلالهای وی نیز جالب است :
- من از صبح گریه کردم بخاطر این نمره .
- پدرم فوت شده است و مادرم نیز به زندگی خود مشغول است .
- چون دانشجوی میهمان بوده ام باید برای ترم بعد بروم در واحد دانشگاهی خودم درس بگیرم .
- ...
اما ماجرا به همین جا هم ختم نشد . امروز آقایی تماس گرفتند که خود را عموی آن دانشجو معرفی نمودند که در ضمن مربی بوکس هم هستم و ... . حتماً بقیه ماجرا برای شما قابل پیش بینی است . بله ، به او نمره بدهید .
این پایان ماجرا نبود .
ساعاتی بعد ، خانمی تماس گرفتند که " من عمه .... هستم . او .... " . باز هم همان درخواست .
نمی دانم جدیداً در آئین نامه های دانشگاهی آمده که نمره دانشجو بر اساس مذاکره تعلق بگیرد ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 14:0 توسط دکتر رامبد باران دوست
|
رامبد باران دوست هستم.