مثال واقعی :

"سلام استاد.من امتحان درس شما را به نظر خودم خوب دادم و تحقیقی که گفته بودید انجام بدهیم به نظر خودم بد نبود چون روی اون کار کرده بودم اما نظر شما مهمه.من به نمره ی بالای این درس نیاز دارم چون احتمال مشروط شدنه من خیلی زیاده . "

در این نوشته دو نکته مهم نهفته است :

۱- اگر من در دوران دانشجویی به چنان دیدگاهی رسیده ام که تشخیص دهم امتحانم خوب بوده و گزارش صحیحی نوشته ام که دیگر نباید دانشجو باشم . دانشجو بودنم بزرگترین ستم تاریخ در مورد بشریت خواهد بود .

۲- داشتن نیاز = گرفتن نمره و درس خواند معادل کسب نمره نیست . به تعبیر دیگر برای کسب نمره اساتید باید نیاز سنجی نمایند نه اینکه امتحان بگیرند . بنابر این برگزاری ۱۶-۱۷ جلسه کلاس - درس دادن و ... هم باد هوا.

توصیه جدی به اساتید و همکاران محترم : لطفا به کلاس نروید . دانش خود را به روز نکنید . بیخودی هم دنبال درس و تعالی خود نباشید . فقط نیاز سنجی یاد بگیرید . تشخیص بدهید کدام دانشجو مستحق دریافت نمره است . در پستهای مختلف هم نوشته ام کدامین دانشجویان استحقاقا دریافت نمره را دارند :

دانشجویان عایله مند - دانشجویان دارای دوست و اشنایی که با شما هم دوستی و قرابتی دارند - دانشجویان ترم بالا ( و هرچه بالاتر مستحق تر ) - دانشجویان نیازمند

نتیجه اخلاقی :

دبی طی بیست سال با استفاده از غفلت ایرانیان رشد می کند.

مالزی ظرف سی سال از شیره کش خانه جهان تبدیل به توریستی ترین کشور دنیا می شود.

هندوستان روند توسعه را با داشتن ۱.۲ میلیارد جمعیت با سرعت سپری می کند .

ژاپن ...

چین ...

افقانستان ...

نتیجه میهنی : کوروش آسوده بخواب که همه چیز مطابق نیاز پیش می رود .

نتیجه اعتقادی : کسب علم و روزی معادل جهاد در راه خدا نیست .

نتیجه دینی : علم به جهنم که در چین باشد . راه کسب دانش فقط درخواست کردن است .

نتیجه شخصی : این اساتید و دانشمندان و محققین و اندیشمندان و متخصصین جهان عجب آدمهای احمقی هستند که بیش از ۲۴-۲۵ سال درس خوانده اند . وقتی می توان با نیاز سنجی نمره گرفت , اینها واقعا افراد نفهمی هستند که درس خوانده اند .

نتیجه جدی ( بدن طنز و شوخی ) : بار الها , ظهور را نزدیک کن که حتی لیاقت مسلمانی هم نداریم !!!!