سفر به بوشهر - 5 - خاطرات
سفر به شهری که تا کنون به آن سفر نکرده اید ، یعنی تشکیل تمامی ذهنیت شما از آن شهر . اگر خاطرات خوبی برایتان ساخته شود ، سفری رویایی خواهید داشت و در غیر این صورت ...
به همین دلیل است که در تمامی سخنرانی ها ، کلاسها ، برنامه های رادیویی و تلویزیونی ام و ... که به صنعت توریست گریزی زده ام ، یادآوری کرده ام که شهرهای توریستی و خدمه مربوطه خیلی باید مراقب باشند تا مبادا سغر افراد و خاطرات آنها را که ممکن است تنها یکبار در تمام عمرشان به شهری سفر کنند ، تلخ نسازند .
برایم من سفر به بوشهر دارای چند ویژگی بود :
۱- با خود جدال داشتم که دوربین ببرم یا نه و سر انجام " نه " پیروز میدان بود . اما به هر حال گوشی موبایلم کار کالای جایگزین را انجام داد . اما همگی می دانیم که گوشی موبایل جای دوربین عکاسی را نمی گیرد .
۲- انتظار و امیدم برای عکس برداری از طلوع و غروب آفتاب ساحلی ، نقش بر آب شد . منظره ای از طبیعت که نمی دانم چرا هیچگاه از دیدنش سیر نمی شوم . تمامی مدت حضورم در این شهر ، هوا ابری بود و لذا من محروم از آرزوی رویایم شدم .
۳- برگزاری کلاسی فوق العاده ، که مورد توجه شرکت کنندگان قرار گرفت ، خاطره یک کلاس خوب را برای من هم رقم زد .
۴- اقامت در هتلی از مجموعه ایرانگردی و جهانگردی که اصلا تجربه خوب و خوشی از آنها نداشتم ، همراه با هزاران نگرانی بود . اما خوشبختانه دیدگاهم نسبت به این هتل عوض شد . هتلی فوق العاده نبود اما به افتضاحی هم خانواده هایشان در کرمان و ارومیه نبود.
۵- پر ماجرا ترین بخش سفرم ، بازگشتم بود .
ابتدا قرار بود یاعت ۱۰.۵ شب ، پرواز داشته باشیم . اما چون تهران بارش شدید برف را تجربه می کرد ، پرواز لغو شد . گروهی همانجا بلیط خود را پس دادند و گروه دوم که من هم در میانشان بودم ، به هتل بازگشتند .
محبت ، لطف و میهمان نوازی مسئول آموزش مدیریت درمان شهر بوشهر موجب شد تا شخصا من را از رها ماندگی در فرودگاه به هتل برساند و هتل را برای اقامت مجددم تدارک ببیند . این رفتار برایم بسیار چشم گیر بود .
روز بعد ( یعنی همین امروز صبح ) ، طبق اعلام فرودگاه ، ساعت ۸ در فرودگاه بودیم . پرواز صبح از تهران انجام نشد ، لذا کسانی که پرواز صبح به تهران را داشتند هم پروازشان لغو شد . اما وضع ما فرق می کرد .
هواپیما دیشب از تهران آمده بود و باید همراه با مسافرین باز می گشت . لذا ما مانده بودیم ، کارد پروازی ، هواپیمایی که چشم انتظارمان بود و همگی ما که گوش به خبر هواشناسی .
مدارس تهران به ترتیب در نوبت اول و دوم تعطیل شد . اما پرواز ساعت ۱۲ انجام شد و حوالی ۲ در تهران بودیم
بخش بدتر از تاخیر و لغو گونه یک شبه پرواز ، معطلی و انتظار در فرودگاه و نظایر اینها آن بود که :
- شارژر موبایل را نبرده بودم . چون پیش بینی ۱۵ ساعت معطل ماندن در بوشهر و اتمام شارژر موبایل را نمی کردم .
- کارت تلفن عزیزی که با او امروز صبح قرار جلسه داشتم ، شماره موبایل ناتمامی را بر خود نوشته داشت که نمی توانستم به وی زنگ بزنم وخبر بدهم .
- شماره های بدرد بخورم هم همراهم نبود تا بتوانم از طریق انها به شماه تلفن اصلی دست پیدا کنم .
- به دوست مشترکی که شماره عزیز مورد اشاره را در اختیار داشت پیامک زدم که پاسخی نداد .
خلاصه مطلب
بازگشتی سخت ، پر انتظار و معطلی ، با استرس و نگرانی لغو جلسه ای کاری و ...
۶- به هر تقدیر پرواز در حوالی ۲ بعد از ظهر در تهران به زمین نشست . خلبان که در ابتدای سفر کمی از دشواری این پرواز و تلاش کادر پروازی بر انجام ایمن سفر سخن گفته بود ، شاهد کف زدن مسافران هنگامی بود که چرخهای هواپیما به سلامت بر زمین نشست !!
و
به این سان سفر به انتها رسید
سر آغاز سفر : سفر به بوشهر- 1
رامبد باران دوست هستم.