سلام تهران آموزشهای کارآفرینی در تلویزیون 31/4/89
ما تا دوران صفویه ، از کشورهای پیشرفته چیزی کم نداشتیم و به ما به چشم همکار یا کشوری برابر نگاه می کردند . به قاجار که می رسیم می بینیم شکافی بین ما با کشورهای دنیا ایجاد می شود . فکر می کنم عدم کار گروهی یکی از همین مسایل است که عوامل مختلفی دارد :
۱- موانع اقتصادی :
۱۸۴۵ م. تجار خارجی ۵٪ گمرکی می داند اما تجار داخلی ۲.۵٪ . اما به هر شهر ایران که می رسیدند باید دوباره گمرکی می دادند و تاجر ایرانی تا تهران می رسید شاید تا ۱۲٪ مالیات و گمرگی پرداخته بود . این به معنی آن است که تاجر ایرانی برایش صرفه اقتصادی نداشته که با کسی شریک شود و کار تیمی انجام دهد .
۲- مانع اجتماعی :
در این دسته از موانع ، فقدان امنیت را می توان یاد کرد . در دوره قاجار ، کامران میرزا به عنوان فرماندار تهران امنیت لازم را برای مردم شهر فراهم نمی کرد تا حدی که حتی به وراث خودشان از سرمایه هایشان نامی نمی بردند . مثلا از حاج صراف که یکی از تجار بزرگ تهران بود ، بیست هزار تومان آن زمان قرض می گیرد . حتی ناصرالدین شاه توصیه می کند که این پول را بر گردان اما کامران میرزا به توصیه شاه که پدرش هم بود ،وقعی نمی گذارد . در این شرایط ، تجار تمایلی به نشان دادن توان اقتصادیشان و همکاری با دیگران از خود نشان نمی دهند و ترجیح می دهند تنهایی و پنهانی به کار بپردازند تا در دام این نا امنی گرفتار نشوند .
باز از همین کامران میرزا می توان نمودنه ای دیگر را یاد کرد . او باندی از اشرار درست می کند و سرقت از خانواده های ثروتمند می پردازد.
یا
حاج امین الضرب که مایل به فعالیت کارآفرینانه در ایران است و اقداماتی هم انجام داده است مانند تاسیس کارخانه ابریشم بافی ، کارخانه چوب بری در شمال ایران ، ارائه طرح خط راه آهن در شمال . اما در همان موقع ناصر الدین شاه او را تحت فشار قرار می دهند و حتی او را متهم به ۰۰۰ر۸۰۰ تومان سوء استفاده مالی می کنند . سرانجام آنقدر از وی پول قرض می کنند که اعلام ورشکستگی می کند .
این نمونه نشان می دهد که این مشکلات موجب شده است تا کارآفرینان از جمع بریده اند و به پیله تنهایی خودشان فرو رفته اند .
۳- مانع اخلاقی
مطالعه سفرنامه و استاد تاریخی کمک می کند تا با این موانع بیشتر آشنا شویم . هرچند نکانی منفی یا مثبت اجتماعی و اخلاقی جوامع به مرور تغییر می یابد .
مانع اخلاقی که می توان در منابع دید را باید احتیاط مورد مداقه قرار داد تا دچار افراط احتمالی آنها نسبت به برخوردهای فرهنگی با ایرانیان نشویم .
از آن میان می توان به کنت کومینو فرانسوی اشاره نمود که هم مسشترق است ، هم توریست است و هم دیپلمات که در دوره ناصر الدین شاه به ایران آمده است و خیلی مطالعه در مورد ایران دارد .
او در کتاب " سه سال در آسیا " ( حدود ۱۵۰ سال پیش ) اشاره می کند :
- ایرانی ها به وقت اهمیت نمی دهند .
- ایرانیان با وجود توصیه دین اسلام به ارزش زمان ، برای یک معامله جزئی ساعتها وقت طلف می کنند . تحلیل او از این اتفاق ، وجود روحیه خوش باشی یا باری به هرجهت بودن ایرانیان است .
در دوران پهلوی هم میل اسپو که کارشناس مالی است ، از دهقان ایرانی که ساعت ۹ -۱۰ به سر کار می روند یا کسبه ای که با وضعی بی حال مقابل حجره می نشینند و پا روی پا می اندازند ، گروه های بیکاری که در کنار جاده ها و خیابان ها یا در قهوه خانه ها می نشینند ، لم میدهند و صحبت می کنند یا قلیان می کشند یاد میکند . ظاهرا ایرانیان برای انجام کارشان عجله ای ندارند .
مستشرقی دیگر می گوید ایرانیان همیشه " آری " می گویند اما "نه "عمل می کنند .
فهرست آموزشهای کارآفرینی در برنامه سلام تهران شبکه 5 تلویزیون
رامبد باران دوست هستم.