یادآوری اولیه :

من متخصص فوتبال نیستم اما از سال 66 رسما در محیط ورزشی ( ورزشکاری – مربیگری و داوری ) بوده ام . این سطور هم با شناختم در این 20 سال است . به هیچ فرد خاصی هم بستگی یا وابستگی ندارم.

 

تحلیل موقعیتها هیچگاه مقید به یک رویداد نیست . تحلیل رویدادها را باید با شناخت مقدمات و مواخرات آنها اانجام داد . انتخاب یک مربی ، کنار گذاشتنش یا استعفایش هم از همین مقوله است .

روزی نوشتم که انتخاب مربی در حد تیم ملی اولا باید بلند مدت باشد و ثانیا باید ورزشکاران در حد تیم ملی باشند ( البته تماشاگران هم باید در قد و قواره همان سطح باشند ) . روزی مربی ای را می آوریم و تلاشی مبارک می کنیم تا 4 سال بماند .

4 سال یعنی یک دوره مطلوب و مبارک . نتیجه بخش .

ااورا کنار می گذاریم بخاطر چند بازی یا نتیجه . او را کنار می گذاریم بدلیل چند مصاحبه . او را کنار می گذاریم بدلیل رفتار تماشاچییان .

ااگر تخصص وی مربیگری نیست چرا آوردیمش ؟ اگر تماشاچیان مربی بهتری هستند چرا از آنان استفاده نمی کنیم ؟ اگر خبرنگاران ( که وظیفه خبر رسانی دارند و نمی دانم معنی آن کارشناسی آن رشته هم هستن یا نه ) تعیین می کنند که مربی که باشد یا نباشد چرا فدراسیون داریم؟ و ...

( ن گ :  مربی گری در ایران و تاریخ آن )

 

روزی مربی خوشنامی را می آوریم و بد بدرقه اش می شویم . ( ن گ : افشین قطبی  و تاریخ آن )

 

اامروز هم مربی آوردیم و رفت .

سئوال اساسی :

آیا مربی تیم ملی را بر اساس خواسته کسانی که مجله ورزشی می خوانند انتخاب می کنیم یا بر اساس تخصص ورزشی شان ؟

نقطه تصمیم گیری ، تصمیم سازی و تائید تصمیم در فدراسیون فوتبال کجاست؟ مربیان؟ تماشاچیان ؟ هیئت های مذهبی ؟ آکادمی های ورزشی؟

ملاک انتخاب یا رد یک مربی چیست؟ شاخصهایش چیست؟

یقین دارم با این شرایط ( آمدن و رفتن قطبی ها ، دائیها ، مایلی کهن ها ، قلعه نویی ها ، و ... ) هیچ خدمتی به کشور نشده است .

یقین دارم که دیگران را هم خواهیم آورد و خواهیم برد . باز هم ورزش کشور فشل خواهد ماند .

شاید بتوان به این سدوال اندیشید که " آیا مشکل دخالت نا اهلان و نا واردان در اموری که به آنان ربطی ندارد نیست ؟ "