عمیقا معتقدم که اگرچه کشوری تاریخ ساز و تمدن ساز در جهان هستیم اما با این حال در زمینه هایی نیاز داریم بیش از پیش بیاموزیم و تجربه کنیم . در حوزه مسائل اجتماعی ما نیاز داشتیم  از جامعه پادشاهی به دموکراسی حرکت کنیم . این تحول از پادشاهی به دموکراسی ساده نیست . حداقل 2500 سال از 8000 سال تاریخ ایران متکی بر پادشاهی بوده است که موکدا ذکر شده ( هرچند که می دانیم این زمان بیش تر 3000 سال می باشد ) . انقلاب 1357 در ایران حرکتی بود برای گام اول این تحول .

حرکتی که نظام پادشاهی را کنار گذاشت و از این اقدام شاد و مسرور گشت و است .

مسیر این حرکت باید تجربه می شد و نقایص آن شناسایی و ترمیم می گشت . اولین تجربه چنین ترمیمی با اصلاح قانون اساسی در ۱۳۶۸ انجام شد .

اما درگیر شدن کشور با جنگ و بازسازی ، پدیده ای مهم بوده است که شاید توجه به فرایند دموکراسی را با تاخیر مواجه نمود.

در آن ایام چیزی نادیده انگاشته شد: افزایش ظرفیت جامعه برای تطابق با پدیده ای که در طول 3000 سال نیاموخته بود و قصد داشت طی 30 سال اخیر بیاموزد .

قطعا باید مردم در این مسیر آموزش ببینند و ظرفیتشان فزون گردد.

چرا؟

اجازه بدهید مثالی بزنم :

سالها پیش ( حدود 10 سال قبل ) که هنوز تجربه چندانی در سخنوری نداشتم برای سخنرانی در شرکت نفت اهواز دعوت شدم . در میانه های سخنرانی ام ناگهان عکاسی ظاهر شد و تلاش نمود تا چند عکس از زوایای مختلف چهره سخنران بگیرد . من هم به ناگهان به این اندیشیدم که بهتر است توجهم به ژست و حالات صورتم باشد تا عکسهای چهره ام بهتر گردد . اما آنچه پدید آمد چیز دیگری بود . تمرکزم از سخنرانی بهم خورد . ناچار چند ثانیه ای تحمل کردم تا عکاس عکسهایش را بگیرد و برود . آن شب ( مانند تمامی کلاسها و سخنرانی هایم ) به تحلیل وقایع روزانه می پرداختم و این رویداد ( بهم خوردن تمرکز در سخنرانی با حضور عکاس ) برایم مهم جلوه کرد . آن را تحلیل کردم و برای سخنرانی های بعدی راهکارش را یافتم .

امروز اما دیگر چنین پدیده ای برایم مهم نیست و حتی عکاسان با فلاش هم ( چشمم را ممکن است کور کنند ) عکس بگیرند اما خم به ابرو نیاورم .

الغرض

دموکراسی پدیده ای کوچک مانند سخنرانی نیست که با تحلیلی ساده رفع عیب گردد.

نیاز دارد تا جامعه ( شامل خرد و کلان – کوچک و بزرگ – دولتی و غیر دولتی – همه و همه ) با آن آشنا گردند . ظرفیت دیدن رویداد ها ، شنیدن گفته ها ، بررسی پدیده ها و ... را بیابند .

در غیر این صورت آنچه رخ می دهد خوشایند نیست . شاید حتی آنچه رخ می دهد همانی نباشد که می خواسته اند .

همه این توضیحات را دادم تا بگویم :

جامعه ایرانی با همه بزرگی و تاریخی که دارد در پدیده دموکراسی کم تجربه است ( موکدا اشاره کنم که در جامعه شناسی و تاریخ ، 30 سال تجربه چندانی محسوب نمی گردد ) . حاصل این کم تجربگی این است که نمی داند در مواجهه با بعضی شنیده ها ، بعضی دیده ها و بعضی گفته ها چه واکنشی نشان دهد .

انتخابات در ایران را 30 سال است تجربه نموده ایم . ( من هم از زمانی که سنم اجازه داد با اشتیاق در آن شرکت کردم . ) تا کنون حدود 30 انتخاب انجام داده ایم . در مدیریت اجرایی انتخابات تجارب خوبی داریم که حتی می توانیم آن را به دیگران هم منتقل کنیم .

اما

انتخابات وجوه دیگری هم دارد

یکی از مهمترین آنها " تبلیغات انتخاباتی " است .

در این زمینه تجارب کشور ، کاندیداها و مردم به حد پوستر ، بیل برد ، تراکت ، سخنرانی عمومی و تلویزیونی محدود می گردید .

تجربه مناظره زنده تلویزیونی نداشتیم .

اولا مناظره زنده تلویزیونی به عنوان یک رسانه اطلاع رسانی برای تبلیغات انتخاباتی رسانه ای مناسب و قابل توجه است .

ثانیا در انجامش کم تجربه ایم .

یعنی چه کم تجربه ایم ؟

چه ساعتی باشد؟ چگونه اداره گردد که طرفین معترض نگردند؟ چه دکوری بزنیم؟ چه لباسی بپوشیم؟ چه اسناد و مدارکی با خود داشته باشیم ؟ چه بگوئیم و چه نگوئیم؟ و ...

این آخری مهم است .

چه بگوئیم و چه نگوئیم .

بخاطر داشته باشین که سخنران یکی از وظایفش شناخت مخاطب و سخن گفتن به زبانی قابل درک برای وی است . ( همیشه قبل از سخنرانی ها و کلاسهایم سعی می کنم این موضوع را کشف کنم تا مشکلی پیش نیاید . با این وجود گاهی شاهد رویدادهایی هستم می که می تواند ناشی از درک نا درست مطالب باشد . ) طرح موضوعات محرمانه ، خاص ، سطح بالا ، تخصصی ، مبتنی بر شنیده ها و شایعات و ... را باید با احتیاط فراوان و دقت بسیار به آن نگریست .

مردم ( که در بینشان همه تیپ پیدا می شود - از بی سواد تا با سواد – از غیر متخصص تا متخصص – از پزشک تا مهندس – از بقال تا مدیر عامل - ... ) درک یکسانی از موضوعات ندارند . بخاطر داریم که انتشار نامه ای مربوط به روزهای پایانی جنگ تحمیلی چه واکنشی داشت .

در مناظرات تلویزیونی انتخاباتی نیز باید با حساسیت دقیق به مطالب مطروحه توجه نمود .

شاید دو برادر در خفا به گوش هم سیلی هم بزنند اما در انظار عمومی چه ؟

می دانیم که رسانه ای نمودن پدیده ها همیشه به صلاح نیست . اصلا در مواقعی تلاش می کنیم از رسانه ای شدن بعضی موضوعات پرهیز کنیم .

واکنش مردم پس از مناظره های انتخاباتی برایم جالب بود . انگار که دو گروه نشسته اند " حال هم را بگیرند " . انگار نه انگار که ایشان برای بیان برنامه ها ، دیدگاه ها ، اندیشه ها و روشهای مدیریتی خود آمده اند و ما هم نشسته ایم تا به این موضوعات توجه کنیم .

شعارهایی که پس از مناظرات ساخته شد ( دزدگیر 88 ، ... بای بای و ....) ، رفتارهایی که شاهدش بودیم ( تجمعات مردم تا پاسی از شب ، سیب زمینی به گردن آویزان کردن و .. ) و ده ها مورد این چنین همگی نشان می دهد که مناظره های انتخاباتی تلویزیون اگر با هدف بیان برنامه ها ، دیدگاه ها ، اندیشه ها و روشهای مدیریتی کاندیداها بوده است چندان به این مورد توجه نشده و رفتارهای حاشیه ای و هیجانی بیش از اصل مطلب مورد اقبال و تاکید قرار گرفته است .

سایر نوشته های این موضوع :

انتخابات ریاست جمهوری 1388- 1

انتخابات ریاست جمهوری 1388 - 2

انتخابات ریاست جمهوری 1388- 4