به رنگ ارغوان
سرانجام فرصتی دست داد تا برای پرکردن یک زمان خالی بین دو کار ، به دیدن " به رنگ ارغوان " بنشینم .
داستان شکار یکی از افراد مورد تعقیب نیروهای اطلاعاتی است . این سوژه از طریق زیرنظر گرفتن دخترش ، شکار می شود . اما در این بین ، مامور مراقبت از دختر ، عاشق او ( ارغوان ) می شود و از دستورات سازمان متبوعش سرباز می زند و در نهایت اگرچه سوژه اصلی شکار می شود ، اما مامور پیشین و دختر ، خود به عنوان سوژه هایی جدید تحت مراقبت قرار می گیرند .
فیلم در جنگل های شمال ، به واسطه آن که دختر دانشجوی مرکز آموزش جنگلها است و در روستایی در نزدیکی مرکز خانه اجاره نموده است ، دارای چشم اندازهایی زیبا از جنگل های رویایی شمال ایران است .
حضور آقای دکتر کهرم و آقای اینانلو در این فیلم ، نشان از آن است که فیلم قصد دارد با حضور وزنه هایی کارشناسی ، به موضوعات مغفولی چون تخریب جنگل های شمال هم توجه نماید .
داستان فیلم و استفاده از تکنولوژی مورد استفاده توسط مامور اطلاعاتی برای برقراری ارتباط با مدیرانش ، جالب است . اگرچه بنظر می رسد این تکنولوژی چندان پیشرفته نیست ، اما چون در ایران نمایش عمومی از موضوعات اطلاعات و ضد جاسوسی اغلب با فیلم های اروپایی انجام می شود ، نمایشی فیلمی ایرانی از این دست ( خاصه آنکه با دستگیری ریگی ) همزمان شده است ، توجه برانگیز است .
استفاده مامور از عبا در هنگام نمازهایش ، این معنا را در ذهن تداعی می کند که وی روحانی یا بسیار معتقد به دین است . در این شرایط چه بخواهی چه نخواهی یادآور پدیده های افراطی است که با نام دین یا استعانت از آن به صورت طالبان و ... نمود یافته است .
خلاصه
از دیدنش لذت بردم ( و البته نفهمیدم که چرا چند سالی توقیف شده بود )
رامبد باران دوست هستم.